۲۷ آذر ۸۷

یک سوزن به خودمان

س.س: ماجرای لنگه کفش معروف خبرنگار عراقی را حتما شنیده اید؟ خلاصه اش این است که جرج بوش رئیس جمهور آمریکا به عراق می رود و در کنفرانس خبری خبرنگاری لنگه کفشش را به طرف او پرت می کند و خبرنگار دستگیر می شود.
قبل از پرداختن به جوانب مختلف این اتفاق و تحلیل هایی که در مورد آن ارائه شده باید یادآوری کرد اساسا چقدر خوب است که بالاترین مقام یک کشور حاضر شود برابر خبرنگاران حاضر شود و به سوالات پاسخ دهد.
فارغ از این که در آن برنامه چه گذشت، چقدر ارزشمند است که بالاترین مقام یک کشور در کنفرانس خبری شرکت کند و اجازه دهد از او سوال کنند. از طرفی این اتفاق مهمی است که بالاترین مقام یک کشور اجازه سفر به کشورهای دیگر را داشته و بتواند در هر کشوری آزادانه حضور داشته باشد و بالاترین سطح تشریفات دیپلماتیک برایش به اجرا گذاشته شود.
با همه این ها تریبون های رسمی جمهوری اسلامی این روزها برای اتفاق رخ داده در عراق بسیار خوشحالی می کنند و شبکه های تلویزیونی ایرانی آن را با آّب و تاب پوشش می دهند و ضمن ابراز نگرانی برای وضعیت خبرنگار بازداشت شده خواهان آزادی وی از زندان می شوند. اما دوستان رسانه ای ما به این موضوع فکر نمی کنند که اگر این اتفاق در ایران افتاده بود چه واکنشی از خود نشان می دادند. تصور واکنش احتمالی در ایران کار سختی نیست.  فکر می کنید در کشوری که به خاطر بالابردن یک پیراهن خونین، یک دانشجوی معترض هشت سال را در زندان میگذراند مجازات پرتاب لنگه کفش به سوی یک مقام عالی رتبه چه باشد؟
احمد باطبی را که یادتان نرفته؟ او به خاطر عکسی که تعرضی به کسی در بر نداشت و کسی را هدف قرار نداده بود تا آستانه اعدام پیش رفت و بارها شایعه اعدامش مطرح شد حالا اگر دانشجویی به رئیس جمهور کشور که نه به همان بسیجی های اطراف دانشگاه لنگه کفش پرتاب کند ریختن خونش مباح نیست؟
اصلا به راحتی قابل تصور است که اگر در ایران خبرنگاری این کار را انجام می داد اولین اتفاق این بود که روزنامه اش توقیف می شد، سپس بقیه رسانه ها زیر فشار قرار می گرفتند و به این بهانه تمامی کنفرانس های خبری مسئولان لغو می شد.
اکنون اما تریبون های رسمی ایرانی برای خبرنگار عراقی دل می سوزانند و از حقوق انسانی اش صحبت می کنند. دوستان خبرگزاری فارس با دلسوزی می گویند خبرنگار پرتاب کننده کفش، با ضرب و شتم سنگین نیروهای امنیتی مواجه شده و بدنش بدنش جراحت براشته است. در همین ایران خودمان چند خبرنگار می خواهید نشانتان دهم که در حال تهیه خبر و به جرم تهیه گزارش از تجمعات دانشجویی با ضرب و شتم نیروهای امنیتی مواجه شده اند. با اوضاعی که پیش می رود هیچ بعید نیست همین روزها خیابانی در تهران به نام خبرنگار عراقی نامگذاری شود و مهدی چمران هم برای پرده برداری از تابلوی عکس حمله به شیطان بزرگ در صحنه حاضر شود. آن وقت است که تاکسی دارهای ما اول خط باید فریاد بزنند: « منتظر الزیدی» دونفر!

نوشته علی حق در همین باره
برنده چه کسی بود؟ / نگاه متفاوت بهمن هدایتی به کفش پرانی
بیانیه حمایت خبرنگاران خبرگزاری فارس از پرتاب کفش
خبرنگار عراقی و اخلاق رسانه ای

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/539
نظرات شما: