« September 2008 | Main | November 2008 »

October 31, 2008

خسته نباشيد به بچه هاي بي بي سي فارسي

م-ت :روايت شوق انگيز بهنود از بي بي سي فارسي را كه خواندم، حال آن طوطي را پيدا كردم در حكايت طوطي و بازرگان.همان  كه دنبال راهي براي رفتن به هند بود.آنجا كه طوطيان آزادانه آواز مي خوانند و  بي هراس در آسمان پرواز مي كنند.يكباره حس كردم چقدر دوريم ما از دنياي آزادي اخبار.تحريريه هاي بي رمق تهران كجا و شور و شوق بچه هاي بي بي سي فارسي كجا. دلم خواست آن جا باشم. نه به خاطر لندن كه دوستش دارم و هنوز ديدمش،نه به خاطر پول و اعتبار، به خاطر  آن اتاق ها كه از داد و فرياد خبرنگاران، صدا به صدا نمي رسد. به خاطر خبر.
راستش اين كه غبطه خوردم به حال بچه هاي بي بي سي فارسي.به ذوق و انگيزه شان غبطه خوردم.به اين كه هراس سانسور بالاي سرشان نيست، دادستاني حكم توقيف برايشان نمي آورد و تهديد و زنداني نمي شوند.
به بچه هاي بي بي سي تبريك مي گويم و خسته نباشيد. آنها دارند رسانه اي تاثير گذار  به دنيا مي آورند. يقين دارم كه بي بي سي به سرعت تاثير گذارترين رسانه فارسي زبان خواهد شد.
پي نوشت: ارشاد مي خواهد روزنامه نگاران وطني را بترساند كه با بي بي سي فارسي كار نكنند.متاسفم براي تصميم گيران فرهنگي كه خيال مي كنند هنوز هم مي توانند راه بي فرجام گذشته را طي كنند.

October 25, 2008

نفت ارزان،بلاي جان دولت بعدي

م- ت :قيمت نفت ايران به زودي 50 دلاري خواهد شد . با نفت 50 دلاري عاقلانه ترين راه اين است كه اصلاح طلبان قيد انتخابات را بزنند.نفت 50 دلاري هر دولتي را به سرعت زمين گير خواهد كرد.فرقي هم نمي كند اين دولت اصلاح طلب باشد يا اصولگرا.نفت ارزان يعني كسري بودجه فاحش، يعني ناتواني در واردات، يعني افزايش نارضايتي عمومي، به هم ريختن بازار و شايد هم آشوب اجتماعي.
اصلاح طلبان با نفت 50 دلاري هيچ كاري نمي توانند. خوشبينانه ترين تحليل ها حكايت از كسري بودجه 15 ميليارد دلاري در سال آينده دارند. بنابراين حتي اين ادعا كه اصلاح طلبان مي توانند جلوي بدترشدن وضع را بگيرند نيز درست نيست.با نفت ارزان وضع از اين هم بدتر خواهدشد و اگر اصلاح طلبان در اين حال و اوضاع قدرت را در دست بگيرند،  دچار بحران مقبوليت خواهندشد و  وجهه آنها( البته اگر وجهه اي مانده باشد) از دست خواهد رفت.
به قدرت رسيدن اصلاح طلبان در شرايط ارزاني نفت معنايي جز انتحارسياسي ندارد.نفت در اين صد ساله ، چندباري مقدرات سياسي و اجتماعي ايران را تعيين كرده و اين ضد شوك نفتي كه اكنون پديد آمده، تقديري جديد را رقم خواهد زد.هيچ دولتي نمي تواند با نفت ارزان، كمر راست كند.آن هم در شرايطي كه حلقه محاصره اقتصادي به تدريج تنگ تر مي شود و هزينه هاي ارزي را بالا و بالاتر مي برد.
بنابراين  اصلاح طلبان براي بقاي خودشان هم كه شده بايد هوس قدرت را در شرايط ارزاني نفت دولت كنار بگذارند.بدبختانه بودجه ايران هنوز وابسته به درآمدهاي نفتي است و دولت كم درآمد، مشروعيتش هم زير سوال است.حتي اگر رييس آن يك رهبركاريزما چون خاتمي باشد.
شايد اصلا بخشي از ترديدهاي خاتمي هم از اين روست كه مي داند با افول درآمدهاي نفتي، سرنوشت خوشايندي در انتظارش نيست.عقلاي اصلاح طلب هم اگر اين نكته را بگيرند خوب است.

October 20, 2008

چاوز بسيجي و چاوز خانم باز




فكر مي كنيد نياز به توضيح بيشتر هست؟




















October 18, 2008

فلاحیان و عبد الله نوری را اشتباه نگیرید

س.س: محمد علی ابطحی در وبلاگش خاطره جالبی از حاشیه کنگره حزب اعتماد ملی تعریف کرده است. ابطحی نوشته سفیر سابق سوریه در ایران که به نمایندگی از بشار اسد به کنگره آمده بود در انتهای مراسم نزد عبدالله نوری می آید و با وی دست می دهد. وقتی از وی سوال می شود آیا ایشان را می شناسید می گوید بله. ایشان آقای علی فلاحیان هستند!



















این دومین باری است که می بینم کسی نوری را با فلاحیان اشتباه گرفته است.چندی پیش نیز یکی از رفقا عکس این دو را اشتباه گرفته بود. جالب است که محاسن نوری به مراتب کوتاه تر از فلاحیان و استخوانبندی صورتش نیز کوچکتر است اما ظاهرا شباهت هایی با هم دارند که اینگونه باعث اشتباه می شود.  چهره ها را خودتان این جا مقایسه کنید.
بنده خدا عبد الله نوری.... این قبیل مقایسه ها در این مقطع زمانی دلیلی ندارد جز جدی شدن حضور او در انتخابات و لجن پراکنی مخالفانش. (این جمله آخری کامنت احتمالی ساسان آقایی بود)

October 15, 2008

بیماری عجیب و غریب

س.س: روزهای خیلی سختی را گذراندم. بیماری به این سختی را اصلا به یاد ندارم. هیچ گاه چنین وضعی را تجربه نکرده بودم. سه هفته دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری عجیب و غریب، زمان کمی نیست. آن هم در این روزهای شلوغ و پر کاری که برای هر روزش برنامه ای داشتم. رسما از کار و زندگی افتادم. صدایم در نمی آمد و ارتباطاتم نیز قطع شد. بیماری دو روز، سه روز، نهایتا یک هفته، آخر سه هفته که معنا نمی دهد!
از همه بدتر وقت هایی بود که رفقا تماس می گرفتند بی اطلاع از وضع صدا می خواستند مفصل تلفنی گپ بزنند. حالا من در آره و نه گفتن مشکل داشتم، رفقای سرحال من با ذوق  وشوق می پرسیدند از خاتمی چه خبر؟ تعریف کن بگو ببینیم می آید یا نمی آید... خودت چی کارا می کنی...
از همه این ها عجیب تر و فاجعه بار تر، احساس خفگی بود که شب ها موقع خواب دست می داد. واقعا تصورش هم سخت است که نیمه های شب به حالت خفگی از خواب می پریدم باید یک دقیقه ای سرفه می کردم تا راه گلو باز شود و چه سخت بود آن شب که سرفه از یک دقیقه هم گذشت و راه گلو باز نشد و  من نا امید از حل مشکل خفگی را انتظار می کشیدم.
ظواهر امر نشان می دهد که بیماری عجیب و غریب برطرف شده و من هنوز نمی دانم چه بلایی سرم آمده بود. یکی از رفقا می گفت شوخی وبلاگی با بچه ها باعث شده نفرینت کنند. یکی دیگر هم می گفت سرانجام گیر دادن به آیت الله صافی گلپایگانی در وبلاگ همین است. نمی دانم چه شد. خوشحالم که حالا می توانم به کارهای عقب افتاده رسیدگی کنم و جواب تلفن دوستان پرحرفم را هم بدهم!

October 09, 2008

شنبه ها با برآیند

اقتدار گرایان و طرفداران اقتصاد دولتی همگام با گروه های ضد سرمایه داری از بحران اقتصادی پیش آمده در اروپا و آمریکا به وجد آمده اند و سرمستانه پایان سرمایه داری را به همه نوید می دهند. تیتر یک آخرین شماره هفته نامه پرتو سخن نیز به همین موضع اختصاص پیدا کرده، چنانکه تیتر زده شده: حامیان اقتصاد لیبرالیستی از بحران اقتصادی غرب عبرت بگیرند.
در این میان، اولین شماره هفته نامه دنیای اقتصاد شنبه هفته آینده منتشر می شود که در پرونده ویژه این شماره به ابعاد دیگری از بحران مالی پرداخته شده و نویسندگان توضیح داده اند که نه بازار آزاد، بلکه بانک های تحت الحمایه دولت، زمینه شکل گیری بحران را پدید آورده اند.
 



هفته نامه دنیای اقتصاد با عنوان برآیند از این پس روزهای شنبه، ضمیمه روزنامه دنیای اقتصاد منتشر می شود، هر چند که  تجربه به ما ثابت کرده از همین حالا باید روزشمار توقف آن را انتظار بکشیم، بهانه اش هم فرقی نمی کند یا توقیف، یا مشکل مالی یا اختلاف نظر یا هر بهانه دیگری که در این چند ساله شاهدش بوده ایم. امیدواریم تجربیات تلخ گذشته گریبان برآیند را نگیرد. هر چند که ما باز هم آمادگی اش را داریم و البته در این راه به اندازه کافی پوست کلفت شده ایم!

October 08, 2008

نوری ، رهبری بالقوه برای جنبشی بالقوه

م-ت :دوستان روزنامه کارگزاران لطف کرده و صفحه ای را به بازتاب دلایل حامیان حضور نوری در انتخابات اختصاص داده اند. یادداشت زیر را برای این روزنامه نوشته ام.
عبدالله نوری نه انگشتر عقیق دارد، نه عبای شکلاتی و سفید تن می کند و نه سخنور نامداری است.نوری هیچ یک از مشخصات یک سیاستمدار کاریزماتیک را ندارد اما او یک مشخصه ارزشمند دارد.او اصول دارد و بر اصولش ایستادگی کرده است.نوری سیاستمداری است که برای دفاع از اصولش هم زندان را تجربه کرده و هم به اراده خود از دایره قدرت دور مانده است.
او با رفتار خود نشان داده که می تواند نماینده اصلاحات استاندارد و اصولی باشد.اما بدبختانه جریان مدافع اصلاحات استاندارد از سازماندهی خوبی بر خوردار نیست و بدنه فربهی ندارد.این جریان برای تبدیل شدن به یک جنبش اجتماعی بیش از هر چیز نیازمند یک رهبر توانمند است و نوری می تواند رهبری این جریان را به عهده بگیرد.
ادامه را از
اینجا بخوانید

*
یادداشت بابک مهدی زاده و عبدالله مومنی در همین رابطه

October 05, 2008

فراتر از 200000

مطلب قبلی ما در مورد شباهت های احمدی نژاد و پسرش و استقبال زیادی که در بالاترین از آن شد، همه کاسه کوزه های ما را به هم ریخت. برنامه ریخته بودیم که آخر این هفته به مناسبت دویست هزارمین بازدید از مهجاد با رفقا جشن کوچکی بگیریم و به بهانه آن کمی گپ بزنیم. 
محاسبات ما نشان می داد که با توجه به بازدید های روزانه، تا اواخر هفته یا نهایتا اولین روز هفته بعد، دویست هزارمین بازدید از مهجاد را شاهد باشیم اما این لینک در بالاترین محاسباتمان را بر هم زد و همین چند دقیقه پیش در اوج غافلگیری  آمار بازدید کننده ها از دویست هزار عبور کرد. به هر صورت امسال گرچه در تولد مهجاد نتوانستیم جشنی بر پا کنیم اما سر قولمان پیش رفقا هستیم و همین روزها به جای جشن سالگرد راه اندازی، جشن بازدید می گیریم.
البته می دانیم در دنیای اینترنت که برخی سایت ها هفته ای 200 هزار بازدید دارند این آمار همچین آش دهان سوزی نیست، ما هم ادعایی نداریم. فقط بهانه ای دستمان می دهد برای دور هم نشستن و خوش گذراندن. به امید این که مهجاد برقرار بماند و بازدید 2میلیون نفری را جشن بگیرد!

October 01, 2008

شباهت های پدر و پسر

 شباهت های احمدی نژاد کوچک و احمدی نژاد بزرگ. تصویر سمت چپ دومین پسر رئیس جمهوری را نشان می دهد و تصویر سمت راست را هم که بی هیچ توضیحی به خوبی می شناسید.

  

دم خروس خبرگزاری فارس

س.س: اگر دوست دارید بدانید خبرگزاری فارس برای سوتی گرفتن از اصلاح طلبان، اختلاف افکنی، ایجاد دعوا و جنجال رسانه ای از چه شیوه هایی استفاده می کند و خبرنگارانش چه تقلایی می کنند تا جمله یا حرفی از چهره تحول خواهی به دست بیاورند، پیشنهاد می کنم به این گفتگو که با آیت الله موسوی بجنوردی صورت گرفته گوش دهید. بخش آخر مصاحبه به در و دیوار زدن خبرنگار و سماجت وی برای به دست اوردن یک جمله اختلاف بر انگیز را نشان  می دهد.
ای کاش دوستان عزیز ما در خبرگزاری فارس این تقلایی که صرف اهداف جناحی می کنند صرف پرسشگری از اصحاب قدرت و دولتمردان کنند.
لینک مصاحبه