۳ مهر ۸۷

گلایه از روشنفکران بی مایه

 م-ت:حسین پایا و سروش دباغ را درست نمی شناختم تا پیش از امشب. پای صحبت های ملال آور پایا یکی دوباری پیش از این نشسته بودم اما دباغ را اصلا ندیده بودم.این دو دعوت شده بودند درباره انتخابات ریاست جمهوری صحبت کنند آن هم در نشست روزنامه نگاران.پایا و دباغ سرشار از ژست روشنفکری بودند.می خواستند با واژه های ثقیل، مخاطب را مرعوب کنند. آنها در نخوت روشنفکرانه خود، ما را  عوام الناس می دیدند که باید تسلیم واژگانشان شویم. حاضران در نشست را گواه می گیرم که برای مثال دباغ بیش از 100 بار از واژه utility استفاده کرد و 30 دقیقه صحبت کرد برای گقتن حرفی که 2 دقیقه بیشتر وقت نمی خواست. اوضاع پایا از این هم بدتر بود. نخوت روشنفکری اش به حدی بود که مرا به فقر فکری متهم کرد چرا که به نقد گفتم جای این سخنان که می گویی در مجلس روزنامه نگاران نیست و او خیال کرد که از سر بیسوادی می گویم. ادعای سواد ندارم البته و نخوتی چون نخوت پایا و روشنفکرانی از سنخ او هم ندارم ولی بارها  پای سخن کسانی بسیار فرهیخته تر و پخته تر از او نشسته ام و هیچ کدام را اینقدر پرمدعا و بی محتوا ندیدم. اوضاع سیاسی مان بی سامان است و اوضاع روشنفکری مان نیز .همین قدر بگویم که مثلا دباغ جایی از سخن اش گفت" نفیا و اثباتا بر utility  مترتب است" و پایا نیز جایی گفت که " می خواهم از این ذی المقدمه result بگیرم".وقتی اعتراض کردم که این چه طرز سخن گفتن است با روزنامه نگار جماعت که خودش هفت خط روزگار است، محسن امین زاده، مجری برنامه کاسه داغ تر از آش شد و عذرخواهی کرد از پایا و دباغ .گفت شرمنده ام که دوستان بی حرمتی کردند. من بی حرمتی نکرده بودم. سخنم این بود که آقایان روشنفکر با باد نخوتی که در سرشان است به منزل نمی رسند. با کنار هم چیدن واژه های عربی و انگلیسی ممکن است بتوانند دانشجوهای سال اولی را مرعوب خودتان کنند ولی حریف ما نمی شوند . با بازی های زبانی و لفاظی های توخالی نمی توانند ذهن ما را تسخیر کنند. مثلا همین پایا که ادای روشنفکرانه اش به شدت توی ذوق می زد در عین داشتن ادعای آکادمیک، آنقدر سیاه و سفید صحبت کرد که فهیدم اندکی هم از کار آکادمیک نمی فهمد. می گفت همگان روی خاتمی اجماع دارند، می گفت خاتمی اولین ادامه دهنده مشروطه بعد از مصدق بوده است و هزار حرف بی ربط دیگر که مجال گفتنش نیست.آخر سر هم تهمت زد به ما که مثل رانندگان تاکسی بحث سیاسی می کنیم و از تن دادن به نظریه پردازی طفره می رویم. چقدر برای نخوت بچه گانه اش و بی ادبی آکادمیک اش متاسف شدم و چقدر کم ظرفیت بود او که در مقابل نقد ما این گونه پرخاشگری کرد.هم او که بارها در سخن اش ما را به داشتن خشونت طلبی پنهان متهم می کرد. سخنم با پایا ها و دباغ ها این است که با لفاظی ها و واژه سازی های بی معنی، به جایی نمی رسید. اگر عرضه دارید  بنشینید و فکری به حال گفتمان به گل نشسته اصلاح طلبی کنید که این قدر سنگ اش را به سینه می زنید . اگر فکر می کنید باید این گفتمان مسلط شود بیایید و برایش تعاریف تازه بدهید، هر چند که می دانم این کار از شما برنمی آید، با utility گفتن و عربی و انگلیسی را به هم پیوند دادن. حالم از نخوتتان بی هم می خورد روشنفکران بی مایه.
پی نوشت: دکتر ارغنده پور به شوخی گفت که ظاهرا می خواهی در دهه 20 زندگی ات بمانی و نمی خواهی بزرگ تر شوی . اشاره اش به دفاعی بود که از نوری کردم و او لابد دیدگاهش این است که نوری با واقعیت سیاسی ایران امروز جور درنمی آید. عهد کرده ام آستانه تحملم را بالاببرم و از سخنانی از این دست دلگیر نشو. هر چند امشب دلگیر شدم. از دکتر ارغنده توقع نداشتم.
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/514
نظرات شما:

1. اين بيست و چندساله هاي روزنامه نگاري را كسي قبول ندارد انگار هيچ رقمه. هرچند كه 80 درصد روزنامه نگاري امروز ايران دست آنهاست. 2. هربلايي سر اصلاحات آمد يك سرش به بيسوادي و نخوت مربوط بود. 3. خوشحالم از آشنايي تان. لينك اضافه شد.
البته هر کس از اصطلاحاط انگلیسی استفاده کند الزاما نشان از فخر فروشی نیست. گاهی وقت‌ها ناشی از کار مداوم با منابع زبان خارجی است. بوضوح که در میان دانشجویان و اساتید هرچند فروتن که در عموما از این منابع استفاده می‌کنند این موضوع را می‌توان دید.خصوصا دکتر دباغ که اساسا تحصیلاتش و آشنایی با زبان فنی رشته‌اش در انگلستان شکل گرفته است. البته این نکته را هم لحاظ کم اساسا منبع برای مطالعه جدی به زبان فارسی دوست داشتنیمان وجود ندارد. گاهی وقت‌ها هم معادل بعضی از کلمات در زبان فارسی بارهای معنایی دارد که مورد نظر نیست و می‌تواند رهزن ذهن باشد. مثل همین Utility. بنظرم قبول دارین که اگر آنرا سود یا فایده ترجمه کنیم اسیر بار منفی خواهیم بود که این در زبان فارسی بر این واژه بار شده است. بسیار از افراد نکته سنج علی رغم تسلط کافی‌شان به زبان فارسی برای مصون مانندن از این بارهای معنایی ناخواسته و بی‌نیازی از توضیحات فراوان، مفهوم های کلیدی را ترجمه نمی‌کنند!