۳۱ شهریور ۸۷

پاسخ به حامیان خاتمی


معتقدیم که خاتمی نباید بیاید. معتقدیم که استدلال های حامیان خاتمی برای آوردن او به صحنه نادرست است. معتقدیم برای رعایت استانداردهای دموکراتیک باید سراغ چهره ای چون عبدالله نوری رفت که پایبندی اش را به اصول اصلاح طلبی نشان داده است.در پست قبلی برخی دلایل حمایت از کاندیداتوری عبدالله نوری و برخی دلایل مخالفت با کاندیدانوری خاتمی را آوردم. با این حال حامیان خاتمی ادعاهای دیگری هم دارند که   از ساسان دعوت کرده ام تا پاسخهایش به این ادعاها را بدهد. ادعاهای هواداران خاتمی و پاسخ ساسان به آنها را بخوانید.

-طرفداران خاتمی مدعی اند جریان تحریم از " اشتباه" 4 سال پیش خود درس گرفته و پیامدهای وخیم آن را با فعال شدن در فضای انتخابات آتی پذیرفته است.
تحریم یک تاکتیک سیاسی است و می تواند در شرایط متفاوت نیز دگرگونی یابد.برای نمونه اصلاح طلبان میانه رو در انتخابات مجلس هفتم از همین تاکتیک بهره بردند و در انتخابات پسین آن، روشی دیگر را برگزیدند.بنابراین هم چنان که در زمین فوتبال تاکتیک تیم ها بازی به بازی و با سنجیدن روش رقیب تغییر می یابد، در بازی سیاست نیز بسته به شرایط تاکتیک ها دگرکون می شود و این به معنای آن نیست که تاکتیک پیشین اشتباه بوده است. پیش از این صدها بار گفته بودیم که تحریم یک تاکتیک سیاسی همیشگی نبوده و نیست و هزاربار هم نوشته ایم که هم چنان به تحریم انتخابات ناآزاد، نابرابر و به دور از استاندارد خرداد 84 افتخار می کنیم. ما به خود می بالیم که حتی در سوم تیر نیز بر خطوط قرمز خود پای فشردیم و اسیر جو هیاهو سالار و پوپولیستی مرحله دوم انتخابات نشدیم.در دید جریان" پیش رو و مستقل" ما ، می توان در انتخاباتی شرکت کرد که حداقلی از درخواست های ما را پاسخ دهد و مرز " خط قرمز" جریان را لگدمال نکند.در انتخابات پیش رو هم اگر کاندیدایی که به دنبال برآورده کردن خواست های جریان مستقل و پیش روی اصلاح طلبی ایران است، امکان رقابت و حضور بیاید ، با جان و دل شرکت می کنیم، اما نمی توانیم رای خود را برای کاندیدایی که به هیچ خط قرمزی پایبند نیست و اصلاحات را در ظرف کوچکی اسیر ساخته ،هدر دهیم.
- حامیان خاتمی می گویند، عبدالله نوری چهره مقبول و محبوبی در میان بدنه اصلاح طلبان و نخبگان است اما مانند مصطفی معین از جایگاه اجتماعی آن مقدار که بتواند برنده انتخابات ریاست جمهوری بشود، برخوردار نیست،در جامعه چند نفر عبدالله نوری را می شناسند و بر پیشینه او آگاهند؟
میزان برد اجتماعی یک فرد و شناختن او در میان توده ها، بی تردید یکی از برجسته ترین فاکتورهای پیروزی در هر انتخاباتی است.اما همه فاکتورها نیست.در زمستان 75 و بهار 76 چند نفر از بیست میلیون نفری که به محمد خاتمی رای دادند، حتی نامش را می دانستند؟محمود احمدی نژاد تا سه سال پیش از رسیدن به کرسی ریاست دولت، حتی در فضای سیاسی چه قدر شناخته شده بود ؟ نمونه خارجی و نزدیک تر آن باراک اوباماست که تا دوسال پیش کم کسی  نامش را شنیده بوداما توانست بر هیلاری کلینتون شهیر ، با سابقه دست کم بیست سال حضور رسانه ای مستمر پیروز شود.میزان شناخت اجتماعی یک فرد ، تنها به فردیت او بستگی ندارد و ان چه در انتخابات فاکتور مهم تریست، "جریان سازی منسجم" در پشت نامزد انتخاباتی است.
حامیان خاتمی می گویند که دولت وی دستاوردهایی هم داشت ، مانند " پاک سازی وزارت اطلاعات"
دستاورد به معنای " به دست آوردن چیزی " است اما ما از پاک سازی وزارت اطلاعات چه چیزی به دست آوردیم؟در زمان محمد خاتمی " اطلاعات موازی" به مراتب خشن تر از دستگاه رسمی اطلاعاتی کشور شکل گرفت که فرای هر قانونی عمل می کرد و پس از او نیز که بخش مهم و زیادی از پاک سازی شده ها دوباره به وزارت خانه بازگشتند.به نظر می رسد ، پاک سازی وزارت اطلاعات زمانی می توانست دستاوردی برای خاتمی تلقی شود که امکان بازگشت فتنه را از میان برمیداشت و ریشه را می خشکاند.چنان که می بینیم چنین چیزی رخ نداد و پاکسازی وزارت اطلاعات در نهایت به شکست انجامید.
حامیان خاتمی می گویند، عبداالله نوری سالهاست سکوت کرده و ما نمی دانیم که چه اندیشه و تفکری دارد، برنامه اش چیست و چه درسردارد. مواضع وی برای ما ناروشن است.
کسانی که در سالهای اخیر مراوده مستمری با نوری داشته اند، به شکل کاملی از اندیشه و تفکر سیاسی او آگاهی دارند. افزون بر این که در خانه روی به جز نشست های ماهانه دینی ، هر روزه و همه وقت به روی کنشگران سیاسی و اجتماعی باز است تا با یکدیگر به تبادل دیدگاه بپردازند. اکنون هنوز نه ماه تا انتخابات مانده و برای دست یابی به چنین دانسته ها و آگاهی های لازمی وقت بسیاری باقیست.اما مشکل این جاست که این ناآگاهی از اندیشه و برنامه و تدبیر نوری، بهانه و توجیهی بیش نیست، چه در پرونده همین دوستان ثبت شده که در سالهای 76 و 84 برای ده ها بار ملتمسانه از میرحیسن موسوی خواستار پذیرش نامزدی شده اند.طنز ماجرا این جاست که اگر نوری 5 سال است روزه سیاسی به شکل اعتراضی در پیش گرفته ولی  هم چنان به رایزنی های سیاسی روی خوش نشان می دهد و نشست های ماهیانه دینی پرباری هم دارد اما میر حسین بیش از 20 سال است که زبان به دهان گزیده و مرده ای سیاسی بیش تر نیست.
حامیان خاتمی مدعی اند که عبدالله نوری در ماجرای عزل منتظری نقش داشت
نبش قبر به شکلی اساسی مردود است اما برای یک بار به این شبهه ناجوانمردانه باید پاسخ داده شود که نوری نقشی در این ماجرای تلخ نداشت و تنها به دلیل مراوده با بیت آقای خمینی و نزدیکی صمیمانه با بین آقای منتظری نامه عزل را از تهران به قم رساند. او شاگرد منتظری بوده و در روزنامه خرداد نیز میزان ارادت خویش را به فقیهان مستقل و پویا نشان داد. تلخ تر از این شبهه دروغین اما در این نهفته است که کسانی به آن دامن می زنند، خود ده ها نقطه سیاه چونان اعدام های سال 67 را در پرونده خویش دارند اما حتی جسارت گفتن یک واژه ند ارند.

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/512
نظرات شما: