۲۹ شهریور ۸۷

دلایل دفاع از نوری و مخالفت با خاتمی

م-ت :افطاری دکتر ابراهیم یزدی به روزنامه نگاران به روال  هر سال بهانه ای بود برای دورهم نشینی و گپ شبانه .گپ امسال درباره انتخابات ریاست جمهوری بود. اکثر روزنامه نگاران جمع مدافع کاندیداتوری خاتمی بودند و تنها دو نفر یعنی من و ساسان، مخالف خاتمی. دو در مقابل 50 بودیم.ولی انصافا در اقلیت بودن و از دیدگاه خود دفاع کردن لذت بیشتری دارد تا همرنگ جماعت بودن. ما از عبدالله نوری حمایت کردیم. از این که او بیاید و با شعارهای حداکثری هم بیاید.بیاید که شوکی در فضای سیاسی ایجاد کند، بیاید که این قدر از استانداردهای دموکراتیک فاصله نگیریم، بیاید که خط قرمزهای حاکمیت شکسته شود و حرمت دموکراسی حفظ شود، بیاید تا دوستان این قدر دست و دلبارانه ایده ال های دموکراسی را به ابتذال نکشند و خود را بی خود و بی جهت مدافع اصلاحات نشان ندهد، بیاید تا تفاوت یک دموکراسی خواه واقعی با جاعلان دموکراسی معلوم شود. 
دفاع ما از نوری دفاع از استانداردهای دموکراسی است. دفاع ما از نوری دفاع از شخص نیست. دفاع از اصول تغییرطلبی است. هر کس می تواند اجرای این اصول را متعهد شود، مدافعش خواهیم بود.نوری امتحانش را در راه این اصول پس داده است. پس تا اطلاع ثانوی برای آوردنش به صحنه تلاش می کنیم.این ها که گفتم سرفصل های دفاعیات مدافعان حضور عبدالله نوری در انتخابات است.اما حامیان حضور آقای خاتمی نیز دفاعیاتی دارند.رئوس دفاعیات آنها را در گپ شبانه خانه دکتر یزدی شنیدم و اینک به دعوت و همفکری ساسان می خواهم درستی دفاعیات حامیان خاتمی را زیرسوال ببرم.
1- مدافعان خاتمی می گویند که واقع گرایی سیاسی حکم می کند سراغ کاندیدایی برویم که امکان تایید صلاحیت داشته باشد و چون آقای خاتمی امکان تایید صلاحیت دارد پس گزینه مناسب تری است از عبدالله نوری و ده ها چهره دیگری که امکان تایید صلاحیت ندارد.
- من معتقدم واقع گرایی سیاسی ، نباید به عقب نشینی از اصول دموکراتیک منجر شود.بنابراین نبایداز ترس مرگ خود کشی کرد. نباید اصول دموکراسی را فدای ملاحظه کاریهای افراطی کرد.تجربه نشان داده که اگر دموکراسی خواهان براصول خود پایبند باشند می توانند حریف را به عقب نشینی وادار کنند.تجربه پاکستان نمونه اخیر آن است. اگر حزب مردم پاکستان هم به مانند اصلاح طلبان وطنی ملاحظه کاری پیشه می کرد، نهایتا داشتن چند کرسی اقلیتی در پارلمان نصیب اش می شد اما آنها بر اصول خود پایبند ماندند تا مشرف دست هایش را به نشانه تسلیم بالا برد. بنابراین واقع گرایی بهانه خوبی برای توجیه حضور خاتمی نیست.
2- مدافعان خاتمی می گویند مردم با انتخاب احمدی نژاد نشان دادند بیش از آن که به دموکراسی بیندیشند به نان شب می اندیشند و بنابراین نباید از خاتمی توقع طرح شعارهای حداکثری درباره آزادی بیان و توسعه حقوق بشر و مسایلی از این دست داشت. می گویند  حضور خاتمی حتی اگر تنها منجر به کاهش ساعات خاموشی شود ، خودش غنیمت است.می گویند  کشور در شرایط ویژه ای از نظر مواجهه با تهدیدهاست و خاتمی تنها کسی است که می تواند این تهدیدها را در شرایط فعلی خنثی کند.
- باعث تاسف است که حامیان آقای خاتمی این قدر از آرمان های اصلاح طلبی فاصله گرفته اند که دیگر حتی مایل به طرح شعارهای اصلاح طلبانه از سوی کاندیدایشان نیستند.آنها باز دارند فریب افکار عمومی را می خورند. آن زمان که خاتمی در خرداد 76 پیروز شد، خیال کردند که همه ایرانیان شیفته دموکراسی هستند و وقتی هم احمدی نژاد رای آورند خیال کردند مردم برای دموکراسی پشیزی ارزش قائل نیستند.اصلاح طلبان حاضرند آرمان های خود را فدای افکار عمومی کنند. آنها پوپولیستی رفتار می کنند. در حالی که هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد ایرانی ها برای دموکراسی ارزش کمی قائلند.صرف رای 17 میلیونی احمدی نژاد دلیل خوبی برای اثبات بی میلی ایرانیان به دموکراسی نیست. آنها باید  10 میلیون رای هاشمی و 20 میلیون رای خاموش دیگر را حساب کنند اما این کار را نمی کنند.در ثانی حتی اگر فرض بگیریم که اکثریت ایرانی ها به دموکراسی علاقه ای ندارند باز این وظیفه نخبگان است که بر اصول خود پایبندی کنند و چنان دفاع جانانه ای از اصلاح طلبی به عمل بیاورند تا در نهایت بخش عظیمی از افکار عمومی را همراه خود سازند. عقب نشینی از شعارهای دموکراتیک به خاطر رضای افکار عمومی معنایی جز تن دادن به پوپولیسم ندارد.
3- حامیان خاتمی می گویند وضع اقتصادی مردم در دوران اصلاحات بهتر بود و شان بین المللی ایران هم بالارفته بودبنابراین بازگشت خاتمی می تواند به آرامش در فضای اقتصادی و تنش زدایی از ایران در فضای بین المللی بینجامد.
-قسمت اول این استدلال اصلاح طلبان تا حدودی درست است اما نتیجه گیری آن نادرست. خاتمی اگر بیاید نمی تواند مشکلات سیاست خارجی جمهوری اسلامی را سامان دهد. او نمی تواند برای پایان دادن به تحریم ها و تنش زدایی با غرب تعلیق دوباره غنی سازی را بپذیرد زیرا اختیار این کار را ندارد.تا زمانی هم که ایران تعلیق را نپذیرد مشکلات سیاست خارجی روزبه روز بیشتر می شود. اقتصاد هم به واسطه تحریم ها روزبه روز بیشتر آسیب می بیند . خاتمی ناچار خواهد بود به سیاست غنی سازی اورانیوم تن دهد و دفاع او از این سیاست ( هر چند که علیرغم میل باطنی اش باشد) مرده ریگ وجهه او در مجامع بین المللی را از بین خواهد برد.

پی نوشت: استدلال های حامیان خاتمی بیش از اینهاست و نقدهای ما به این استدلال ها نیز بیش. اما برای رعایت اصل کوتاه نویسی در وبلاگ عجالتا به همین بسنده کردم.در پست بعدی دسته ای   دیگر از استدلال های حامیان خاتمی را خواهم آورد که ساسان زحمت پاسخ دادن و نقد کردنش را کشیده است.

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/511
نظرات شما:

سلام بعضي انتقادات درست يعني قبول دارم اما روي چه حساب اينقدر به نوري و اينكه اينكارها خواهد كرد مطمئني. يادمان باشد كيان و سروش و اينها بودند كه فضاي دوم خرداد را ساختند با بحثهاي دموكراسي ديني و ... تاثيري كه بر انجمن اسلامي ها گذاشتند و ... روي چه حساب فكر مي كني نوري بيايد اينطورها مي شود.
سلام .مطلب جالبي بود كه درمقام اظهار نظر اين فضا كفايت نمي كرد.لذا مطلبي را به اجمال در اين باب نوشتم . ---------------------------------- در خانه عبدلله نوری دیدم : شیخ روزه نبود!!..... سلام با مطلبی تازه در باب دعوت روزنامه نگاران از عبدا..نوری برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به روزم .خوشحال میشم نظرتون رو پس از خوندن بدونم . http://talkhzibast.persianblog.ir/