۷ شهریور ۸۷

برای ثمینا رستگاری و غم این روزهایش


م-ت : ثمینای عزیز،وبلاگ جای خوبی برای عرض تسلیت نیست اما چه کنم که هر چه تلاش کردم دست و دلم نرفت شماره ات را بگیرم.توان شنیدن حزت صدایت را نداشتم . یادم است در خلوت روزهایی که روزنامه را بسته بودند، مدام از دلتنگی ات برای پدر می گفتی و ازدیشب که کیوان خبر را چون پتک بر سرم فروکوبید ،  یاد دلتنگی آن روزهایت می افتم.روزهایی که برای پیش پدر رفتن لحظه شماری می کردی. یادم است گفتی پدر از بچگی ثمینا خانم صدایت می کرده و تو هم او را باباخانم. حالا ثمیناخانم، با نام نادری که پدر برایت برگزیده است، مسیرت را ادامه بده ، انسانی خودساخته چون تو ، زیر بار مصیبت سرخم نخواهد کرد. هنوز باورم بر این است روزی چنان شهره خواهی شد که نام نادرت  ورد زبان این و آن شود . آنقدر عمیق هستی و آن قدر مبارز که حق ات را از دست هر که باشد خواهی گرفت.  ثمینای عزیز عرض تسلیتی این چنین را از ما بپذیر.
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/507
نظرات شما: