راز ماندگاری مدیران بی کفایت کشور
س.س: اگر می خواهید بدانید چرا مشکلات این کشور هیچ گاه حل نمی شود و گرفتاری ها و ندانم کاری های مدیران هیچ گاه پایانی نمی گیرد کافی است به نحوه مواجه مسئولان ارشد کشور به دو اتفاق در هفته گذشته توجه کنید.
در روزهایی که گذشت سخنان اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی که نه لطمه ای به ایرانیان وارد کرد و نه حیثیتی از کسی زائل، با چنان واکنشی از سوی بالاترین جهره های سیاسی و مذهبی کشور مواجه شد که هر غریبه ای اگر فقط چشمش به حجم واکنش ها می افتاد تصور می کرد، چه فاجعه ای به بار آمده که همه تریبون ها استعفای مدیری را خواستار هستند.
توجه داشته باشید یک مدیر این مملکت فقط به خاطر این که اظهار نظر صلح جویانه ای انجام داده و با ملتی از ملت های دنیا اظهار دوستی کرده با هجمه ای بی سابقه ای از سوی تمام کانون های قدرت مواجه می شود، مراجع تقلید علیه وی موضع می گیرند، سران احزاب به او بد و بیراه می گویند و هر کس که قلم یا میکروفونی در دست داشته عزل مشایی را خواستار شده است.
در همان روزهایی که رئیس سازمان میراث فرهنگی زیر فشار شدید سیاسی و رسانه ای بود یک فاجعه مدیریتی آبروی ایران و ایرانیان را در سراسر جهان برد، موجی از افسردگی و نارضایتی را در میان مردم پدید آورد و باعث دلشکستگی بسیاری از ایرانیان شد اما هیچ گاه سران ارشد کشور حرفی از عذر خواهی و استعفا به میان نیاوردند.
ماجرای غم انگیز ورزش ایران در المپیک، روشن تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. ناکامی بی سابقه ایرانیان در المپیک از یک سو و ناهماهنگی و ضعف مدیران ورزش کشور در ساماندهی تماشاگران و توزیع اقلام تبلیغاتی میان ایرانیان حاضر در پکن چنان افتضاحی به بار آورد که در هر کشور توسعه یافته ای به عزل مدیران ارشد ورزش کشور منجر می شد.
حذف پی در پی ورزشکاران ایرانی به مفتضحانه ترین شکل ممکن و ضربه فنی شدن کشتی گیران ایرانی وسط تشک و حذف زودهنگام باقی ورزشکاران در دور اول و دوم، هیچ جایی برای توجیه باقی نمی گذارد.
علی رغم سرشکستگی بسیاری از ایرانیان از نتایج به دست آمده و اعتراض شدید توده های مردم، هرگز دیده نشد یک مرجع نقلید، یک مقام بلند پایه و سران احزاب به اعتراض بلند شوند و همانگونه که عزل یا استعفای مشایی را مطرح می کردند کناره گیری علی آبادی و کفاشیان را هم خواستار شوند.
خب وقتی کلام آشتی جویانه یک مدیر دولتی به دغدغه اصلی صاحبان تریبون تبدیل می شود و همه از کنار یک افتضاح ملی در سطح جهانی به سادگی می گذرند، چگونه انتظار می رود نقص مدیریتی ورزش کشور در رقابت های آتی اصلاح شود. با مشاهده چنین جوی طبیعی است علی آبادی و علی آبادی ها به جای آن که به رفع کاستی ها بکوشند فقط کوشش خواهند کرد ظواهر را رعایت کنند، به پوشش ورزشکاران ایراد بگیرند، از مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی فرار کنند و مواظب باشند ورزشکاری اقدام غیر معمولی انجام ندهد و لباسش آرم اجنبی نداشته باشد.
در سیستم مدیریتی حال حاضر کشور اگر مدیری همین ظواهر را رعایت کند و مراقب باشد مصاحبه ای به خطا از وی منجر نشود سال های سال در مسئولیت خود باقی خواهد ماند، حتی اگر بیشترین ضرر و زیان را به کشور وارد کند و آبروی ایران را ببرد. ضعف های مدیریتی ایران هیچ گاه اصلاح نمی شود چرا که از دید آقایانی که آن بالا نشسته اند عیب و ایراد و اشکال و نقص در این قبیل ناکامی ها و آبروریزی ها نیست. اگر کل کاروان ورزشی ایران در تمام مسابقات جهانی شکست بخورد هیچ کسی آن بالا بازخواستی نمی کند اما فقط لحظه ای تصور کنید که اندکی روسری ورزشکار زن ایرانی به کناری رود یا کسی با رقیب اسرائیلی مسابقه ای دهد یا ورزشکار مردی با داور مونث مسابقه دست دهد یا کاروان ورزشی ایران کمی رنگ و بوی تجملاتی بگیرد، آن گاه است که کفن پوشان با فریاد وامصیبتا به خیابان می ریزند و باقی اش نیاز به گفتن ندارد...
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/506