۱۱ مرداد ۸۷

همه خوشبختی های من

س.س: بعضی رفقا فکر می کنند با وضعیتی که در روزگار حاکمیت دولت نهم پدید آمده زمین و زمان به هم ریخته و به بدترین وضع ممکن رسیده ایم. اما به نظرم اینگونه نیست. این سراشیبی که در آن قرار گرفته ایم حالا حالا ها ادامه دارد و هنوز به ته دره نرسیده ایم. اوضاع از هر نظر که فکر کنیم از این بدتر می شود. شرحش بماند برای بعد. هنوز قسمت های خوب ماجرا است. فعلا به قول معروف بهتر است لبخند بزنید، چون فردا روز بدتری است!
در همین راستا هفته گذشته بیشترین طعم مهرورزی را احساس کردم. دوستانی که به خاطر یک قطع برق ساده کلی غر می زنند نبودند تا قدر همین برق رفتن ساده را بدانند.
از دو هفته پیش همزمان با افزایش خاموشی ها، به دلیل نامعلومی سیستم ارتباطات سیار منطقه سکونت ما به هم ریخت و موبایل ها هیچ کدام آنتن نداشتند. تصور کنید صبح از خواب بیدار می شدیم برق نبود، رفقا غر می زدند چرا در دسترس نیستی، ظهر به محل کار می رفتم نوبت خاموشی آن جا می رسید از گرما هلاک می شدیم. شب به خانه بر میگشتم خاموشی شبانه گریبانمان را می گرفت. موبایل هم که انتن نداشت از عالم و آدم بی خبر بودم. در این اوضاع و احوال دلم را خوش کرده بودم به همین اینترنت یک لا قبا، که به مدد زیر ساخت های مناسب و توجه بی شائبه دولت به امر ارتباطات، اینترنت  ADSL هم از دسترس خارج شد و شرکت مربوطه می گفت مشکل از دست ما خارج است و کاری از دست ما بر نمی آید. خلاصه اینترنت به فنا رفت، موبایل تعطیل، برق قطع. وضعیتی بود باورنکردنی.
در این اوضاع و احوال به روزگار خوشبختی خودم فکر می کردم که درست است که تلفن نیست، برق نیست، اینترنت نیست اما هنوز آب هست، نان هست، امنیت هست!
پس از مواجه شدن با این همه مهرورزی تصمیم گرفتم لااقل مشکل تلفن همراه را به اطلاع مسئولان برسانم. اولین کار تماس با همان شماره تلفن معروفی بود که پشت قبض ها همیشه می دیدم و از کنارش ساده می گذشتم.
این شماره اینقدر بی خاصیت بود که بی خیالش شدم و در ادامه شکایتی اینترنتی به بازرسی شرکت مخابرات ارائه کردم، از آن جا که می دانستم از این اهالی خنثی محل بخاری بلند نمی شود، گزارش دیگری هم روانه شرکت ارتباطات سیار کردم. نشان به آن نشان که در این ده روز گذشته هر شب محض تفریح به این دو سایت سر می زنم و می بینم که پیغام می دهد مشکل شما در حال رسیدگی است، 24 ساعت دیگر مراجعه کنید  و الان 240 ساعت گذشته و من هر روز لبخند می زنم چون می دانم فردا روز بدتری است!
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/490
نظرات شما:

در دايره ي قسمت ما ايراني هاي نجيب اوضاع چنين باشد.اي كاش مي شد براي دريافت آبونمان داخل قبض يا دريافت ماليات هاي متنوع و عوارض گوناگون هم اينقدر سخاوتمندانه و مهرورزانه 24 ساعت به 24 ساعت مهلت را تمديد مي كردند.آخ اگر اينگونه بود...