۱۳ تیر ۸۷

بیا به ابتذال عادت کنیم


م-ت :
بحث های روشنفکرانه را پیش نکش
بگذار به جای قهوه
کاهو سکنجبین مان را بخوریم
با پچپچه های خاله زنکی در کنارش
بگذار ابتذال کارش را بکند  
بگذار ساعتی درباره دوست دختر سارکوزی صحبت کنیم
و از اتاق خواب این و آن سردربیاوریم

کلاسیک ها را خفه کن لطفا
باخ را خفه کن
بیا به ابتذال عادت کنیم
به شهرام شپ پره
اسپیلبرگ بازی بس است 
برگمن بازی  کافی است
برای رفع کسالت
بیا همین دایره های زنگی را ببینیم
همین فیلم های بدقوراه بومی

بیا اینجا
جایی که معنای آبگوشت و پیتزا یکی شده است
و هر چه می گندد
با اندکی سس مخصوص،  مزه دار می شود
اندکی سس آزادی
اندکی سس دموکراسی


اما بوی تند مسمومیت
همچون گنداب زباله در هوا پیچیده است 
و عفونت حتی به چشم های کودکان یک روزه هم رحم نکرده
پس بیا به ابتذال عادت کنیم
و پارچه سفید را بالابگیریم
تا  دیگر کسی در تسلیم بودنمان  تردید نکند
بعد
هر وقت دلت برای فنجان قهوه ات تنگ شد
و برای کتابهایت
تا گوشه ای دور از هیاهوی ابتذال
تنهایی را مزه مزه کنی
بیاد آر
که با دستهای خودمان
در روزگاری که همین دیروز بود
گورمان را کندیم 
و  ابتذال با خیال راحت کارش را کرد و رفت


:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/487
نظرات شما:

شهرام شب پره؟ همينطوري خالي؟ نه استادي، نه بزرگواري نه چيزي؟ تازه اون هم بلافاصله بعد از كلمات ابتذال و عادت؟ قبل از اسم اسپيلبرگ؟ مهدي يعني تو استاد رو با اسپيلبرگ مقايسه مي كني؟ خونت حلال شد!
و عفونت حتی به چشم های کودکان یک روزه هم رحم نکرده پس بیا به ابتذال عادت کنیم از كلامت لذت بردم. گرچه م-ت: !!!
حضرات ایما اولین دفعه مان است سر از این بلاگ در آوردیم. شما مثل زبان حال یک تیپ خاص را خوب شعر می کنید. خیلی عالی و ... آب خنکی بود واقعا. خودزنی خوبی بود لازم بود! فقظ مرحوم برگمن را چرا کنار اسپیلبرگ آوردید بنده خدا تنش در گور الان... عجب! --- با اجازه ایما از این شعر در بلاگ با ذکر منبع استفاده می کنیم. ناراضی بودید خبر کنید. به ما بر نمی خورد.
4 نقطه سر خط :
let's play
خيلي زيبا بود. موفق باشيد.
به ابتذال که عادت کرده ایم. چون معتقدیم که دایره زنگی بسیار مبتذل تر از پارک ژوراسیک است. و همچنین واقعا این عقیده را داریم که غذا میتواند روشنفکری و مبتذل داشته باشد. مثلا سکنجبین مبتذلتر از قهوه است. البته از جامعه مبتذلی که نماد روشنفکری اش شهروند امروز باشد بیشتر از این نمیشود انتظار داشت.