تفریحی با شاخصه های دموکراتیک
س.س: چشم آقای اسفندیار رحیم مشایی روشن! سال پر سفری داشته ام. نه فقط از ابتدای امسال که در 15 ماه گذشته بیشتر از هر زمانی به سفر رفته ام. نمی دانم چه سری است که در یکسال گذشته این همه به سفر افتاده ام. پول های نفت را از سر سفره بر می دارم و بی مقدمه خرج مسافرت می کنم. سال گذشته که رکورد هر ماه یک سفر را ثبت کردم. از ابتدای امسال تا به حال هم رکورد هر 20 روز یک سفر به دست امده است. انگار مهرورزی های دولت محترم در زمینه مالی شامل حال ما شده و رونق اقتصادی در چمدان های ما تبلور یافته است.
در میان سفرهای 15 ماه گذشته، اما سفر هفته پیش به بندر ترکمن و گنبد کاووس چیز دیگری بود. با 20 نفر از خبرنگاران و دانشجویان بیشتر از هر سفری خوش گذراندیم و خندیدیم. تصور کنید سفر با قطار باشد و اعجوبه مهار ناشدنی و غیر قابل کنترلی چون ساسان آقایی با اهل بیت به سفر بیاید و کسی از خنده که چه عرض کنم از قهقهه در امان نماند! 
اتفاق بزرگ سفر، آشنا شدن ما با شراره بود. دختر با صفایی که در طول سفر به ما پیوست، در تمام ترانه ها به بهترین شکل با ما همراهی کرد و در نهایت با ما به تهران برگشت و هنوز هم گهگاهی به بچه ها سری می زند و خاطرات سفر را با او مرور می کنیم. شراره را البته چنگیز محمود زاده کشف کرد و با او بیشتر از همه صمیمی شد اما اگر چنگیز غیرتی نشود باید بگویم که قطعا شراره در دل و جان همه ما جای خاصی دارد.
از ثمرات دیگر سفر باید به شکوفا شدن بعد دیگری استعداد روزنامه نگاران ایرانی اشاره کرد. گروه ارکستری که رفقا در انتهای مینی بوس به راه انداخته بودند از گروه آریان چیزی کم نداشت. استعدادی که رفقای روزنامه نگار ما در همخوانی و ترکیب اشعار و ارائه نواهای مختلف از خود بروز دادند بی نظیر بود. یک تیم پزشکی ویژه هم در این سفر ما را همراهی می کرد که اساسا سطح علمی-تحصیلی سفر را چند رده ارتقا داد.
جدای از این مسائل، سفر پر آب و تاب ما یک ویژگی منحصر به فرد داشت که آن را از دیگر سفرها متمایز می کرد و همین نکته منحصر به فرد بود که بسیار ستایش بر انگیز جلوه می کرد.
دوستان روزنامه نگار و غیر روزنامه نگار ما در این سفر جلوه ای از مدارا و تساهل و تسامح را از خود بروز دادند. جمع ما جمع اضداد بود، ترکیب مسافران چه از لحاظ مذهبی، چه فرهنگی و چه شخصیتی، بسیار متفاوت بود. در این سفر حتی یک نفر نبود که از ابتدا نه تمام همسفران بلکه سه چهارم آن ها را بشناسد، دوست و آشناهایی که با واسطه به جمع اولیه اضافه شده بودند، مجموعه را در نگاه اول نا آشنا جلوه می داد. به مرور تفاوت های شخصیتی هم بروز نمود. این تفاوت اما باعث نشد که حوزه خصوصی زندگی افراد با تعرض دیگر همسفران مواجه شود و این برای مایی که مدت ها است شعار احترام به حوزه خصوصی سر می دهیم یک افتخار بود. از این نظر معتقدم سفر هفته گذشته ما یک تجربه دموکراتیک بی نظیر بود.
در این سفر شاید بعضی دوستان آزادی عمل گذشته را نداشتند یا در مواقعی با اتفاقاتی مواجه شدند که مورد پسندشان نبود، اما هرکس در برابر دیگران مقداری مدارا به خرج داد تا دیگران هم با او مدارا کنند. هر کسی از سطح مطلوب توقعاتش گذشت تا دیگران هم به وقتش کوتاه بیایند و در نهایت یک رشد شخصیتی را همه با هم تجربه کنیم.
البته می شد از ابتدا افراد نزدیک به هم گروهی چهار نفره تشکیل دهند و جداگانه به سفر روند. اما این که ارزشی نداشت. افتخار این است ما ایرانیان که شهره ایم به کار نابلدی در امور جمعی، تک روی را کنار بگذاریم و بی توجه به تفاوت های عقیدنی، فکری و مذهبی، پس از این همه غر زدن بر سر دولت و حکومت و اعتراض به نادیده انگاشتن حوزه شخصی، لااقل به خودمان نشان دهیم که چنین ظرفیتی داریم تا با احترام به عقاید دیگران، خوش گذرانی را در بالاترین سطح خود تجربه کنیم.
برای همین است که خوشحالم با جمعی خوش گذراندم که رشد شخصیتی بالایی از خودشان نشان دادند و مدارا، تساهل و تسامح را در بالاترین سطح ممکن از خود به نمایش گذاشتند. حالا همچنین برای آن دوست منتقد پاسخ قاطعی دارم که می گفت جمع شما چه هویتی دارد و چرا سفر و تفریح با فلان گروه را به فلان جمع ترجیح می دهی. امیدوارم تجربه مداراجویانه ما ادامه داشته باشد و در برنامه های بعدی شاخصه های دموکراتیک تعامل گروهی مان افزایش پیدا کند.
روایت ساسان از سفر
روایت بهروز با عکسی متفاوت
خاطره پردازی های رضا شجاعیان
بازی اسم فامیل رضا نادم
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/484