« Březen 2008 | Main | Květen 2008 »

26. Duben 2008

لطفا پاسخگو باشید

س.س: دوستان تحریمی را باید اصلی ترین برنده انتخابات مجلس هشتم دانست. پیروزی آن ها گرچه در مرحله اول خفیف بود و چندان به چشم نیامد اما تردیدی نیست که برنده قاطع دور دوم به ویژه در تهران تحریمی ها بودند. چرا که رای سیصد هزاری اصولگرایان در انتخابات را نمی توان پیروزی به حساب آورد و اساسا آدم شرمش می شود با این مقدار رای ادعا کند که نماینده مردم در مجلس هست. با این حال همانگونه دوستان تحریمی می خواستند میزان مشارکت مردم در انتخابات به کمترین حد خود در سالیان اخیر رسید و  اصلاح طلبان هم در تهران راهی به پارلمان نیافتند تا همه چیز به کام آن ها تمام شود.  طبعا همانطور که اگر اصلاح طلبان در انتخابات موفق می شدند همه حق داشتند از آن ها سوال کنند برای تحول خواهی چه برنامه ای دارند و حضورشان چه کمکی به برنامه های حقوق بشری و دموکراسی خواهی می رساند اکنون ما هم حق داریم از بردگان واقعی این انتخابات سوال کنیم از نتیجه پیروزی بزرگ آن ها به زندانیان سیاسی چه می رسد و دانشجویان چگونه از مواهب ان برخوردار می شوند؟
حق داریم سوال کنیم که برنده این انتخابات چه  سودی به مطبوعات می رساند و چگونه می توان از نتایج این پیروزی حاصلی درو کرد. خوشبختانه با کاهش مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته و مجلس هشتم شرایط همانگونه که دوستان تحریمی می خواستند پیش رفت و حالا وقت ان است تا گامی پیش آیند و مرحله دوم پروژه شان را معرفی کنند. مگر نه این است که آن ها همیشه نسخه می پیچند که باید صندوق های رای را خالی نگاه داشت و ژست سیاسی می گیرند که تمام افتخارشان این است که تا به حال مهری بر صفحه شناسنامه شان ننشسته است؟ خب حالا که شرایط وفق مراد آن ها پیش رفت و چند دوره است انتخابات در حد پایینی از مشارکت برگزار می شود کی قرار است حاصل آن سر سفره هایمان بیاید؟


آیا فقط باید به این دلخوش کرد که مشروعیت پایین آمده؟ در پس این اتفاق چه نتیجه روشن و مشخصی به دست می آید؟


تردید ندارم در دو سه روز گذشته دوستان تحریمی یکی از بهترین روزهای عمرشان را گذراندند و از کم شدن مشارکت مردمی در پوستشان نمی گنجیدند اما بیشتر از آن به این جمله اعتقاد راسخ دارم که این شادمانی پایدار و مستمر نخواهد بود. نمونه این شادمانی را خودم چهارسال پیش در هنگامه انتخابات مجلس هفتم احساس کردم اما در طول چهار سال عمر مجلس هفتم بارها بارها حسرت خوردم و آهی به افسوس کشیدم که اگر در بررسی فلان لایحه چهار نفر اصلاح طلب حضور داشتند آن لایحه به تصویب نمی رسید و یا در فلان موقعیت می شد نارضایتی و گله ها را به پارلمان کشاند. بارها به عنوان خبرنگار پارلمانی افسوس خوردم که اگر در کمیسیون امنیت ملی یا اصل نود دوتا نماینده موثراصلاح طلب حضور داشت چه اخبار پشت پرده خوبی می شد از حاکمیت بیرون کشید و در راستای آن فضا سازی کرد. بار ها آهی عمیق از ته دل کشیدم که اگر تعداد اعضای اصلاح طلب مجلس بیشتر از این بود می شد نماینده به هیات نظارت بر مطبوعات فرستاد و در نطق های پیش از دستور سهم بیشتری طلب کرد.
اکنون اما تحریمی ها به خواست خود رسیده اند. دیگر حق آن ها نمی دانم که طلبکارانه سوال کنند این نمایندگان که به مجلس رفتند در برابر نقض حقوق دانشجویان چه اقدامی انجام دادند و در برابر فشارها و محدودیت ها چه کردند. حالا ان ها هستند که باید جواب دهند با به نتیجه رسیدن پروژه شان چه فوایدی به دست آمده و کدامین درد از ما دوا می شود.
دوست ندارم مانند بحث های کوچه و بازار بشنوم مگر فلان موقع که اصلاح طلبان در قدرت بودند چه کردند. می خواهم صریح جواب بشنوم که گام بعدی چیست و سود این پیروزی کدام است. این سوالی است که من ماه ها است از دوستان تحریمی می پرسم تا بلکه در این شرایط اسف بار سیاسی با شنیدن جوابی قانع کننده من هم با آن ها همراه شوم. اتفاقا اگر ببینم نتیجه عینی، عملی و ملموسی در انتظار است چه باک که من هم همگام با رفقا ندای تحریم سر دهم اما دریغ که جز شعار و ژست و خیال، پاسخ قانع کننده ای نمی بینم.
از دوستان تحریمی عزیز می خواهم لطفا حالا که برنده شدند در مقام یک کنشگر سیاسی که نسخه سیاسی خاصی تجویز می کردند نسبت به تبعات دستور العمل صادره پاسخگو باشند و ادامه راه را با چراغ قوه نشانمان دهند که این مسیر به کجا ختم می شود؟

25. Duben 2008

شکست خوردیم اما وضعمان بد نیست

س.س: با مشخص شدن نسبی نتایج انتخابات در تهران و دیگر شهرستان ها مشخص شد که اصلاح طلبان در تهران شکست سختی خورده اند. بر حضور تنها یک نماینده اصلاح طلب در لیست 30 نفره تهران هیچ نامی نمی شود گذاشت جز شکست سنگین. قبل از انتخابات با بچه های روزنامه نگار  این بحث را داشتیم که اصلاح طلبان در چه صورتی خود را بازنده می دانند. بحث بر سر این بود که اگر 6 نماینده از تهران به مجلس بروند اوضاع را می شود نسبتا مطلوب عنوان کرد. تا این جا که هنوز شمارش دور دوم تمام نشده و نتیجه 1000 صندوق اعلام شده جز محجوب که به سختی می شود او را اصلاح طلب دانست فرد دیگری از اصلاح طلبان رای نیاورده و مجید انصاری سر لیست اصلاح طلبان هم بین رتبه های 12 و 13 در نوسان است. با این حساب فرقی نمی کند حتی اگر 3 اصلاح طلب هم به مجلس بروند باز هم شکست خورده ایم و از پذیرش آن نباید طفره رفت. در دور دوم بر طبل تقلب هم نباید کوبید. گزارش ناظران از صحت انتخابات خبر می دهد. اما گزارش ناظران چندان مهم نیست. فقط کافی است به این نکته توجه کنید که در تهران میزان مشارکت در انتخابات چقدر کم بوده است. با این میزان مشارکت( حدود هفتصدهزار) طبیعی است که اصولگرایان رای می آورند.
فراموش نکنید حداد عادل در سه انتخابات گذشته به همین میزان رای آورده و این نشان می دهد که آرای اصولگرایان در تمام این مدت ثابت بوده اما این عدم حضور شهروندان اصلاح طلب در پای صندوق های رای است که باعث می شود اقتدارگرایان در هر انتخاباتی با این میزان مشارکت با کمترین حد دستکاری برنده شوند.
دور دوم انتخابات در حالی برگزار شد که شخصا بسیار آرزو می کردم مجید انصاری از میان اصلاح طلبان به مجلس را پیدا کند. چرا که جمع 60 نفره اصلاح طلبان در مجلس (که احتمال دارد در دور دوم حتی تا 80 نفر هم افزایش پیدا کند) لیدری می خواهد که قدرت جمع و جور کردن چهره های متفاوت آن را داشته باشد و انصاری از این قدرت برخوردار بود. با وجود عدم موفقیت اصلاح طلبان از تهران نباید فراموش کرد که نتایج اصلاح طلبان در شهرستان ها بسیار بهتر از آن چیزی است که صدا و سیما و رسانه های اصولگرا دراین مدت اعلام کرده اند. اخبار رسیده از شهرستان ها نشان می دهد که اصلاح طلبان در دور دوم هم مانند دور اول پیروزی نسبی داشته اند و حالا با اطمینان می شود گفت که فراکسیون اصلاح طلبان در مجلس هشتم  نه تنها از نظر کمی بیش از دو برابر مجلس هفتم نماینده دارد بلکه از نظر کیفی نیز نمایندگان جسورتر و قوی تری را به خود می بیند.
به نظر می رسد در صورتی که اصلاح طلبان بتواننند 20 نفر از نمایندگان مستقل با گرایش اصلاح طلبی را جذب کنند تعداد اعضای آن ها به نود نفر می رسد که این امار حدودا 3برابر تعداد آن ها در مجلس هفتم است. ائتلاف این افراد با اصولگرایان منتقد احمدی نژاد در مجلس هشتم قطعا روزگار سختی برای حامیان دولت رقم خواهد زد. مشکل اصلی در این شرایط وجود یک رئیس فراکسیون قوی است که بتواند این جمع متکثر را نظم و سامانی داده و برایش برنامه ای آماده کند.
با راهیابی جمعی از چهره های پر سر و صدای اصولگرا از همین حالا پیش بینی می کنم که مجلس هشتم مجلس پر زد و خورد و پر هیجانی باشد،  چرا که نه اصولگرایان آن چهره های خنثی مجلس هفتم هستند و نه اصلاح طلبانش آن جمع نحیف و مظلوم!
مجلس هشتم دیدن دارد. 

درخواست: ما طرفداران شرکت در انتخابات مدتی می شود که از پیروزی ها و شکست هایمان در انتخابات سخن می گوییم. علاقه مندم حالا که انتخابات تمام شده یکی از طرفداران تحریم انتخابات بلند شود و بیلان کاری خود  و دیگر دوستانش را از استراتژی تعیین شده اعلام کند. آیا جز انفعال، غر زدن، مایوس کردن و دست روی دست گذاشتن حاصل دیگری پدید آمده است؟ قطعا در تهران نتیجه انتخابات آنگونه پیش رفت که تحریمی ها می خواستند. مشارکت کم مردم و شکست اصلاح طلبان به صورت خلاصه آرزوی قلبی تحریمی ها بود. خوشحال می شوم اگر بدانم این موفقیت به صورت عملی چه دستاوردی برای تحول خواهان ایرانی و دموکراسی خواهان به بار آورده است.

14. Duben 2008

با مجید انصاری

م- ت :صحبت کردن با روحانی اتوکشیده ای مثل مجید انصاری درباره سیاست کار آسانی است. او حاضر است ساعتها بنشیند و درباره ائتلاف اصلاح طلبان و انتخابات و انتقاد از دولت صحبت کند . اما در انتهای یک مصاحبه کلافه کننده سیاسی من از او درباره سیاوش قمیشی و هدیه تهرانی و فیلم سنتوری و عشق پرسیدم . برایش توضیح دادم که پاسخ هایش را قرار نیست روزنامه ای کنیم اما باز هم وقتی سوال اول را پرسیدم حس کردم که صدایش کمی می لرزد و البته دستهایش که با مهره های تسبیح بازی می کرد . حتی حس کردم یک دوباری نگاه عاقل اندر سفیه به من انداخت . یکبارش وقتی که پرسیدم حاج آقا چند بار عاشق شدی؟ به نگاهش اهمیت ندادم و وقتی که یک دقیقه ای سکوت کرد تا به این سوال پاسخ دهد ، طاقت نیاوردم و گفتم نکند دارید با تسبیح تعداد دفعات عاشق شدنتان را می شمارید . فرصت نبود تا سوال های بیشتری بپرسم .به نظرم آمد که او هم از جواب دادن طفره می رود .هدفم از چند سوالی هم که پرسیدم این بو دکه  بفهمم  انصاری با ادعای نمایندگی بدنه اصلاح طلبان جامعه ، چقدر سلیقه های آنان را می شناسد . گفت و گوی زیر را بخوانید و خودتان قضاوت کنید:

س: حاج آقا اگر فردا کنسرت ساوش قمیشی در ایران برگزار شود ، آیا مایلید بلیت بگیرد و به کنسرتش بروید ؟
ج : کنسرت کی ؟
س: سیاوش قمیشی، اصلا ایشان را می شناسید ؟
ج : نه
س: معین و داریوش و ابی را هم نمی شناسید ؟
ج : نه ، من منتظر کنسرت آقای شجریان هستم و اصلا اگر می خواهید سلیقه موسیقیایی من را بدانید خوانندگان مورد علاقه من به ترتیب اولویت آقای شجریان ، افتخاری، شهرام ناظری و حسام الدین سراج هستند. البته خوانندگان پاپ را هم دوست دارم ولی کلا طرفدار موسیقی سنتی ام.
س: اگر بخواهید برای گشت و گذار و سیاحت به خارج سفر کنید ، کدام کشور را انتخاب می کنید ؟
ج: مذهبی یا غیر مذهبی ؟
س:   غیر مذهبی حاج آقا!
ج: من سفر زیاد کردم ولی هنوز چین را ندیده ام. البته به خاطر این که تا به حال چین را ندیدم دوست دارم به آنجا سفر کنم وگرنه کشورهای بهتری هم هست . مثلا آمریکا که فعلا جرات نمی کنیم برویم
س: حاج آقا به نظر شما محبوبیت هدیه تهرانی بیشتر است یا محمد خاتمی؟
ج : کی ؟
س: هدیه تهرانی. امیدوارم این یکی را لااقل بشناسید.
ج : فکر کنم هر کدام محبوبیت خاص خودشان را دارند
س: لطفا طفره نروید
ج: به نظر من قطعا محبوبیت آقای خاتمی بیشتر است . چون مردم آقای خاتمی را به عنوان یک سیاستمدار هنرمند می شناسند.
س: شما وقتی فیلم سنتوری را دیدید، به حساب آقای مهرجویی 1000 تومان ریختید یا نه ؟
ج: چه فیلمی ؟
س: سنتوری. اصلا سنتوری را دیدید ؟
ج: نه ، ندیدم
س: بگذریم ، حاج آقا تا حالا چند بار عاشق شدید؟
ج : بستگی دارد عشق را چطور تعریف کنید
س: همین تعریف روزمره ، همین روابط انسانی که دو نفر به هم خیلی وابسته می شوند
ج :( مکث طولانی ) اگر بخواهم واقعیتش را بگویم من به غیر از امام به کسی عشق نورزیدم . البته احساس محبت به همه داشتم . با همسرم هم که ازدواج کردم خب قطعا دوستش داشتم. ولی امام را فراتز از یک رابطه مردید و مردای دوست داشتمو اگر عشق را هم محبت خارج از حد عادی بدانیم ، فقط عاشق امام بوده ام
س: جوابتان خیلی دیپلماتیک بود
ج :من واقعیت را گفتم. چون اگر عشق را به معنای دلباخته بخواهیم در نظر بگیریم هر چه فکر کردم کسی به ذهنم نیامد .


 


 

با مجید انصاری از سیاوش قمیشی و هدیه تهرانی و عشق

م- ت :صحبت کردن با روحانی اتوکشیده ای مثل مجید انصاری درباره سیاست کار آسانی است. او حاضر است ساعتها بنشیند و درباره ائتلاف اصلاح طلبان و انتخابات و انتقاد از دولت صحبت کند . اما در انتهای یک مصاحبه کلافه کننده سیاسی من از او درباره سیاوش قمیشی و هدیه تهرانی و فیلم سنتوری و عشق پرسیدم . برایش توضیح دادم که پاسخ هایش را قرار نیست روزنامه ای کنیم اما باز هم وقتی سوال اول را پرسیدم حس کردم که صدایش کمی می لرزد و البته دستهایش که با مهره های تسبیح بازی می کرد . حتی حس کردم یک دوباری نگاه عاقل اندر سفیه به من انداخت . یکبارش وقتی که پرسیدم حاج آقا چند بار عاشق شدی؟ به نگاهش اهمیت ندادم و وقتی که یک دقیقه ای سکوت کرد تا به این سوال پاسخ دهد ، طاقت نیاوردم و گفتم نکند دارید با تسبیح تعداد دفعات عاشق شدنتان را می شمارید . فرصت نبود تا سوال های بیشتری بپرسم .به نظرم آمد که او هم از جواب دادن طفره می رود .هدفم از چند سوالی هم که پرسیدم این بو دکه  بفهمم  انصاری با ادعای نمایندگی بدنه اصلاح طلبان جامعه ، چقدر سلیقه های آنان را می شناسد . گفت و گوی زیر را بخوانید و خودتان قضاوت کنید:

س: حاج آقا اگر فردا کنسرت ساوش قمیشی در ایران برگزار شود ، آیا مایلید بلیت بگیرد و به کنسرتش بروید ؟
ج : کنسرت کی ؟
س: سیاوش قمیشی، اصلا ایشان را می شناسید ؟
ج : نه
س: معین و داریوش و ابی را هم نمی شناسید ؟
ج : نه ، من منتظر کنسرت آقای شجریان هستم و اصلا اگر می خواهید سلیقه موسیقیایی من را بدانید خوانندگان مورد علاقه من به ترتیب اولویت آقای شجریان ، افتخاری، شهرام ناظری و حسام الدین سراج هستند. البته خوانندگان پاپ را هم دوست دارم ولی کلا طرفدار موسیقی سنتی ام.
س: اگر بخواهید برای گشت و گذار و سیاحت به خارج سفر کنید ، کدام کشور را انتخاب می کنید ؟
ج: مذهبی یا غیر مذهبی ؟
س:   غیر مذهبی حاج آقا!
ج: من سفر زیاد کردم ولی هنوز چین را ندیده ام. البته به خاطر این که تا به حال چین را ندیدم دوست دارم به آنجا سفر کنم وگرنه کشورهای بهتری هم هست . مثلا آمریکا که فعلا جرات نمی کنیم برویم
س: حاج آقا به نظر شما محبوبیت هدیه تهرانی بیشتر است یا محمد خاتمی؟
ج : کی ؟
س: هدیه تهرانی. امیدوارم این یکی را لااقل بشناسید.
ج : فکر کنم هر کدام محبوبیت خاص خودشان را دارند
س: لطفا طفره نروید
ج: به نظر من قطعا محبوبیت آقای خاتمی بیشتر است . چون مردم آقای خاتمی را به عنوان یک سیاستمدار هنرمند می شناسند.
س: شما وقتی فیلم سنتوری را دیدید، به حساب آقای مهرجویی 1000 تومان ریختید یا نه ؟
ج: چه فیلمی ؟
س: سنتوری. اصلا سنتوری را دیدید ؟
ج: نه ، ندیدم
س: بگذریم ، حاج آقا تا حالا چند بار عاشق شدید؟
ج : بستگی دارد عشق را چطور تعریف کنید
س: همین تعریف روزمره ، همین روابط انسانی که دو نفر به هم خیلی وابسته می شوند
ج :( مکث طولانی ) اگر بخواهم واقعیتش را بگویم من به غیر از امام به کسی عشق نورزیدم . البته احساس محبت به همه داشتم . با همسرم هم که ازدواج کردم خب قطعا دوستش داشتم. ولی امام را فراتز از یک رابطه مردید و مردای دوست داشتمو اگر عشق را هم محبت خارج از حد عادی بدانیم ، فقط عاشق امام بوده ام
س: جوابتان خیلی دیپلماتیک بود
ج :من واقعیت را گفتم. چون اگر عشق را به معنای دلباخته بخواهیم در نظر بگیریم هر چه فکر کردم کسی به ذهنم نیامد .