۲۱ بهمن ۸۶

از عشق بازی بوالهوسانه تا عشق مقدس

م-ت :حسن بزرگ روزنامه نگاری در ایران این است که آدم خیلی زود به گذرا بودن زمان پی می برد. با زاده شدن هر روزنامه ای ، هفته نامه ای ، چیزی ، امیدی بی خودی از راه می رسد و با توقیفش دنیا آنی آوار می شود . همه برنامه ها به هم می ریزد . راه ها بن بست می شود . این جاست که آدم ناخوآگاه پی می برد برای چه چیزهای پوچ و بی حاصلی روزها و شبها ذهنش را درگیر کرده است . دوستی هایش را به هم زده برای روزنامه ای که حتی روزی هم منتشر نشده ، می فهمد که فرقی بین زید و امر وجود ندارد . می فهمد که نه می شود به تعریف و تمجیدهای این و آن دلخوش کرد و نه به بد و بیراه گفتنشان. فهمیدن همه این ها گاهی زیادی دلگیرکننده است . احساسی که اکنون عمیقا به آن دچارم . همین است که حالا زیادی بالا و پایین نمی پرم که صفحه ای در این روزنامه بگیرم یا با آن روزنامه برای چاپ گزارشی چانه بزنم. شاید این به بدبینی مفرطم برمیگردد که با چاشنی تنهایی طلبی ذاتی ام جوش خورده ، ولی خودم ترجیح می دهم کماکان اسمش را واقع گرایی بگذارم ، چون این طور جاه طلبی ام بیشتر ارضاء میشود . چون از چانه زدن برای گرفتن صفحه و ستون بیزارم. فکر می کنم اینها زیادی حقیرند . امروز هستند و فردا نیستند. روزنامه نگاری هم عالمی است که اگر یک ماه نباشی ، انگار هیچ وقت نبوده ای . از این ها گذشته ، حاشیه های حقیرتری نیز در کار هست که بیشتر توی ذوق می زند . مثل حاشیه های خود زندگی که همیشه بر متن می چربد. حاشیه هایی که مثل لجن بوی گندشان همه جا می آید .این جور وقت ها که اینقدر دلزده می شوم ، کتاب تنها مامنی است که پناهنده اش می شوم.گاهی داستان ، گاهی فلسفه و البته بیشتر شعر .
تنها کتاب است که دیر و گاهی خیلی دیر بوی کهنگی میگیرد . روزنامه از امروز که بگذرد ، به درد پاک کردن شیشه میخورد و پهن کردن کف زمین ولی کتاب چیز دیگری است . روزنامه خواندن ، مثل عشقبازی از سر بوالهوسی است و کتاب عشق مقدس است . به همین دلیل هم هست که ماه هاست روزنامه نخوانده ام، هر چند هر هفته گزارشی در روزنامه ای داشته ام . از این به بعد هم بنا دارم که بیشتر به جای هرزه گردی در روزنامه ها ، با کتابهایم هماغوش شوم . این بار کاری فراتر از خواندنش . حالا به نوشتن کتابی فکر می کنم که ایده هایش مدام در سرم می چرخد و خواب از سرم پرانده است . درست مانند حس در آغوش کشیدن کسی که لبانش منتظر بوسه اند .

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/472
نظرات شما: