۳۰ دی ۸۶

وداع با آریا ؛روزنامه ای که نیامده رفت


م -ت :داشتم با یکی از همکارانی که قرار بود  صفحات سیاسی روزنامه اریا را با هم دربیاوریم صحبت میکردم . درباره فرمت کار و نحوه گزارش نویسی ها . نزدیکی های عصر بود.یکباره خبرآمد که آریا  لغو امتیاز شده است . مثل همیشه که خبر بدی می شونم بی اختیار خندیدم . شاید به احمقانه بودنش . راستش مثل سابق ناراحت نشدم . موقع توقیف شرق خیلی بیشتر ناراحت شده بودم . اصلا تا چندروزی شوکه بودم . ولی این بار نه. همه چیز انگار که کاملا عادی بود . انگار که انتظارش را داشتم . واقعا هم  داشتم . هم من و هم تمام کسانی که قرار بود در آریا دورهم جمع شویم . آنقدر عادی که صدای خنده بچه ها به عادت تمام روزهای توقیف در راهروهای روزنامه پیچیده بود.آدمهای دور و برم همه تجریه چندین توقیف را داشتند.البته حالا تجربه توقیف روزنامه ای که هنوز منتشر نشده را هم به کارنامه اضافه کرده اند . ولی چه فرقی می کند، آریا هم اگر منتشر می شد چند صباحی میهمان دکه ها بود و بعد به آرامگاه ابدی اش می رفت. . اصلا این طوری که امتیازش لغو شد ناراحتی اش هم کمتر بود . درست است که امکان مشغول کار شدن را دوباره برای مدتی از دست دادیم اما خب روزنامه نگاری فعلی ایران همین است دیگر. این طبیعت کار است . کسی هم که پی کار کردن در چنین فضایی را به تن میمالد نباید از توقیف و تهدید و این حرف ها بترسد . ما هم فعلا بنا نداریم بترسیم . فقط می ماند تلخی بغض بچه هایی که در روزهای توقیف انگار که عزیزشان مرده است . گوشه ای کز می کنند و دود سیگار است که هوا می رود .  امروز که آریا لغو شد باز شاهد چنین صحنه هایی بودم . یکی از بچه ها چند روز پیش می گفت چند وقتی است پیش خانواده نرفته ام ، چون آخرین بار که رفتم بعد از توقیف شرق بود و این بار می خواهم وقتی بروم که آریا راه افتاده و مشغول کار شده ام . حالا یاد حرفش که افتادم دلم گرفت . خانواده اش تا کی باید صبر کنند .
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/461
نظرات شما:

سلام به نظر من وزارت ارشاد بايد ديه بده بابت صدق جنين آريا! راستي يكي به نعل يكي به ميخ دوباره راه افتاد.