دغدغه وبلاگي: چه بايد كرد
س.س: بي تعارف و خودماني حالا ديگر خودمانيم و خودمان؛ يك ماه و نيم ديگر انتخابات جديدي مي رسد و بايد تصميم بگيريم كه چه كاره ايم. تا به حال كه اوضاع انتخاباتي همانگونه پيش رفته كه انتظار داشتيم از اين به بعدش هم مثل روز برايمان روشن است چه مي شود. رايزني ها و چانه زني هاي خاتمي و كروبي و هاشمي منجر به تائيد صلاحيت چندتا از اين اصلاح طلب هاي بي خطر مي شود و تخريب هاي تبليغاتي شروع مي شود و رسانه هاي اقتدار گرا انواع و اقسام بد و بيراه به تندروها مي گويند و روز انتخابات هم گزارش هايي از تخلفات انتخاباتي مي زسد و خلاصه اتفاق عجيب و پنهاني نيست كه نتوانيم پيشاپيش ببينيم.
در اين شرايط چه بايد كرد؟ مخاطب اين سوال البته تحريمي هاي عزيز نيستند كه اين ها خيلي وقت است تكليفشان را با انتخابات مشخص كرده اند و اصلا اگر همه كانديداها هم تائيد مي شدند اراده اي بر شر كت در انتخابات نداشتند، پس از آن هايي كه تا به حال نظرشان بر شركت در انتخابات بود مي پرسم چه بايد كرد؟
نمي دانم اين مطلب كريم ارغنده پور را ديده ايد يا نه؟ به نظرم صورت مسئله را خوب باز كرده و گزينه هاي مناسبي براي انتخاب ما كنار گذاشته. اين پرسش و اين گزينه ها مي تواند مبناي خوبي براي سنجش اوضاع و احوال ما باشد. وقتش است همه وبلاگ نويسان حتي آن ها كه چند ماهي است كيبوردشان خاك مي خورد دست به كار شوند و بنويسند تصميمشان چيست و چه پيشنهادي دارند. لااقلش اين است كه مي فهميم در دنياي مجازي كنار گوشمان چه مي گذرد.
اشتباه نشود. اين بار بازي وبلاگي در كار نيست. قضيه بغرنج تر از اين حرف ها است. كار از بازي و تفنن گذشته؛ در واقع يك جور دغدغه وبلاگي است، يك جور همفكري وبلاگي است. اصلا اسمش مهم نيست، اوضاع و احوال ما در اين دو سه ساله آنقدر پريشان و ناخوشايند شده كه از هر بزنگاهي براي گذار از وضع موجود بايد بهترين استفاده را كرد و چه راهي بهتر از اين كه ما جماعت وبلاگ نويس كه زبان هم را بهتر مي فهميم و در اين تريبون بي آلايش، راحت و بي ملاحظه حرف مي زنيم، صريح و بي تعارف نظرمان را بگوييم.
براي شروع كار از سميه توحيد لو، آرش غفوري، اميد محدث ، محمدرضا يزدان پناه ، سيبستان و بالاخره استاد عزيز مسعود بهنود دعوت مي كنم كه دغدغه وبلاگيشان را بنويسند و حتي الامكان از آنهايي كه تا قبل از پيش آمدن وضع موجود به مشاركت در انتخابات، اصرار داشتند دعوت كنند تا در اين باره بنويسند. بنويسند كه چه بايد كرد. انتخابات را تحريم كنيم، مشاركت فعال داشته باشيم، مشاركت محدود داشته باشيم يا راي سفيد دهيم؟
خودم هم در پست بعدي نظرم را خواهم نوشت.
شهاب الدين طباطبايي/ ما مي مي مانيم
كريم ارغنده پور/ مسئله اي به نام رد صلاحيت ها
نگاه اميد محدث/ مشاركت تا سر حد امكان
سيبستان/ چه مي كنيد؟
رضا شجاعيان/ تسليم شونده برنده نمي شود
آرش غفوري/ جرات نه گفتن
حميد/ حق گرفتني است
مطهره آخوندي/ انتخابات و مارپيچ سكوت آيا؟
سميه توحيددلو/ موسي جلودار است و...
اما حقیقت این است که آنچه خاتمی دو سه روز پیش به آن اشاره کرد و دیگر اصلاح طلبان را هم به خود مشغول داشته است موضوع رد صلاحیت ها است. تا 48 ساعت آینده اولین نتایج بررسی هیات های اجرایی اعلام شده و شنیده ها حکایت از قلع و قمع گسترده کاندیداهای اصلاح طلب دارد. وضعیت به گونه ای است که در صورت به نتیجه نرسیدن اعتراض ها امکان تعطیلی ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان وجود دارد و اتفاقا به دلیل همین نگرانی از رد صلاحیت ها است که هنوز فعالیت انتخاباتی اصلاح طلبان شور و شوقی برنینگیخته و جدی نشده است.
است و برای تحول خواهی در این کشور راهی نمی بیند جز این که به روش مسالمت آمیز وارد نهاد قدرت شد و اصلاحات تدریجی را به ثمر رساند.
ملی هم از همین قرار بود. یک سهو ساده بهانه ای دست کیهان نشینان داد تا چماقی بسازند و از رهگذر آن اعتماد ملی و فیاض زاهد و روزنامه نگاران اصلاح طلب را همه با همه بکوبند.