۱۱ آذر ۸۶

دو سال پس از آن سقوط

س.س: قرار است لب مرز مرز بروم، همانجا که می گویند هواپیماهای آمریکایی روزی چند بار از فراز آن می گذرند و مردم از پایین برایشان دست تکان می دهند. به سرزمین نفت و انرژی می روم؛ سرزمینی که صنعت و تکنولوژی و فوتبال، از کنار آن رشدی فراوان یافته است. به شهری می روم که علی رغم آسیب های فراوان و درد و رنج بسیار، زندگی پرنشاطی در آن جریان دارد و ظاهرا تنها شهری است که به صورت کامل تحت پوشش شبکه اینترنت بیسیم قرار دارد.
به شهری می روم که خوانندگان لس انجلسی در وصف دخترانش شعر و ترانه زیاد خوانده اند و جوانانش به خوشتیپی شهره اند. می روم تا ببینم این همه ترانه و شعرو غزل در وصف مردمان آن دیار صحت دارد یا نه.
نمی دانم چه سری است که دراین روزها و ایام، بساط سفر خودش جور می شود. دو سال پیش همین ایام بود که بحث سفر به چابهار برای تهیه گزارش از مانور نظامی نیروی دریایی داغ بود و من هم در انتظار سفر... مسافرت با هوایپمای c-130 قسمت نبود و در تهران ماندگار شدم تا از رادیو خبر سقوط هواپیمای حامل دوستان و آشنایان را بشنوم. از آن سفر ماندم و نمی دانم که چه حکمتی است که حالا باز در سالگرد سقوط c-130 مسافرت دیگری پیش امده و باز هم سفر جنوب... این بار  آبادان و خرمشهر.

.....
امید محدث، بچه پر شور و حال و پر انرژی که کسی نمی تواند او را پژمرده و منزوی ببیند، این روزها به شدت به هم ریخته است. حال و حوصله درست و حسابی ندارد. حق هم دارد. روزی درحال نزدیک شدن است که خداحافظی او با پدرش، سلام دیگری به همراه نداشت. چند روز قبل فرزند شهید سلیمانی را هم دیدم. او نیز خنده های معمولش را نداشت. دنبال انجام یک کار بزرگ برای یادبود شهدای سانحه می گشت. می گفت باید کاری کرد اما آنقدر به هم ریخته بود که طرح دندانگیری به ذهنش نرسد.  من را هم به فکر فرو برد. راستی در سالگرد سقوط هواپیمای c-130 برای دوستان شهیدمان چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/452
نظرات شما: