۱۲ آبان ۸۶

یک مشکل کوچولو

چقدر بد است که آدم شرمنده دوستان  آشنایانی شود که گاهی اوقت سری به مهجاد می زنند و مطلب تازه ای نمی یابند.
این وضعیت به شدت برای خود ما هم آزار دهنده است اما چه بگوییم که خراب شدن بلاگرولینگ و پینگ ناعادلانه برخی دوستان بلاگر و بی نصیب ماندن برخی دیگر همچون ما، بسیار ضد انگیزه بوده و باعث می شود که سخت دست به کیبورد شویم و مطلبی بنویسیم.
نمی دانم دوستان راهی برای حل این مشکل دارند و طریقی می شناسند که بلاگرولینگ هم با ما از در دوستی در آید و دست تفقدی بر سرمان کشد یا خیر.  در هر صورت برای رفع این تبعیض ما از هر نوع ماهی استقبال می کنیم، اما امیدواریم که دوستان ماهیگیری یادمان بدهند!
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/448
نظرات شما:

مرحبا ! چه نوشته اي بود اين بحث مشاركت سجاد. لذت بردم.
منظورت كه من نيستم!زنگ بزن
محمكه امروزhttp://www.assize.blogfa.com/ انسدادسياسي؛تجربه خاتمي معجزه نكرد! محمد شوري سعيدحجاريان درمصاحبه باسايت«روز»، تغييرتركيب مجلس درانتخابات اسفندماه 86 را، زمينه سازتغيير تركيب دولت از‏صدرتاذيل مي خواند.اواين تحول را مقدمه اي براي تحقق آرمان هاي دموكراسي، آزادي، توسعه درداخل،و تنش ‏زدايي وصلح درسطح بين المللي ارزيابي مي كند.‏ آقاي سعيد حجاريان! مگرشمانمي دانيد(كه خوب هم مي دانيد وبهترازمن نيزمي دانيد)درقانون اساسي هست كه: 1- قواي سه گانه مقننه، مجريه وقضائيه همه زيرنظرولايت مطلقه اعمال قانون مي كنند؟(اصل57) وولايت مطلقه فقيه نيزتوسط مجلس خبرگاني برگزيده مي شودكه اين مجلس اعضاي منتخبش بايدازفيلترينگ شوراي نگهبان بگذردوشوراي نگهبان نيزخودبرگزيده ومنتخب ولايت مطلقه فقيه است!؟(اصل99) وعلاوه برآن،شوراي نگهبان تنهامرجعي است كه حق تفسيرقانون اساسي رادارد!(اصل 98) كه بااين اصل،مي تواندوتوانسته است حق نظارت برانتخابات (كه برعهده همين شورااست)رابه نظارت استصوابي تفسيركند وباهمين نظريه،هركه رابخواهدردكندوهركه رابخواهدتائيد؛همانطوركه كرده است!؟ 2- رئيس جمهوري كه حدوداختياراتش درحديك تداركاتچي است(اصطلاحي كه طيف شماپس ازپايان دوره رياست جمهوري 8 ساله آقاي خاتمي ترويج داد)چگونه مي توانددرحوزه خودش اعمال قانون كند؟(اصل61) درحاليكه حوزه اي ندارد؟!چون طبق همين قانون اساسي( اصل110):«تعيين سياستهاي كلي نظام، نظارت برحسن اجراي سياستهاي كلي نظام،فرمان همه پرسي(خصوصادرموردتغييرقانون اساسي)،فرماندهي كل نيروهاي مسلح(خصوصانيروي انتظامي)،اعلان جنگ وصلح، نصب وعزل و قبول استعفاي اعضاي شوراي نگهبان،مقامات عاليتربه قضائيه،رئيس صدا وسيما،رئيس ستادمشترك ارتش، فرماندهي كل سپاه ونيروي انتظامي وحل اختلاف وتنظيم روابط قواي سه گانه،حل معضلات نظام كه بطوعادي قابل حل نيست وامضاي حكم رياست جمهوري وعزل آن وعفو وتخفيف محكومين قضائي» برعهده رهبري است؟ با اين اوصاف،آيا وظيفه ديگري هم براي رياست جمهوري باقي مانده است؟!بايد بپذيريم كه پست ومقام وحدود اختيارات رياست جمهوري دراين قانون اساسي، فقط درحديك مديراجرائي ولايت مطلقه فقيه است!همانطوركه در قانون اساسي اول،همين معضل(كه مشكلات عديده اي راآشكاركرد!)،يعني تنشج سياسي براي تعيين حدود و اختيارات نخست وزيرورئيس جمهوري،سرانجام منجربه حذف پست نخست وزيري درقانون اساسي شد؛واين حكايت همچنان(بين حوزه اختيارات رئيس دولت وولايت مطلقه فقيه) باقي است! حوزه قضا(كه عدالت اجتماعي درجامعه،به عملكرد و استقلال اين قوه مربوط است) پيشكش! 3- دركدام مجلس مي شوددولتي رابرسركارآوردكه هيچ كاره است؟مجلسي كه اگرهمه اعضايش بالاتفاق به موضوعي حكم وراي بدهند،چنانچه اعضاي شوراي نگهبان (به هردليل) آنرا نپسنددو تائيد نكند،مقبوليت قانوني ندارد(اصل93) وبراي حل اختلاف احتمالي،(كه بطور قطعي هست)،بايد آنرابه محمكه مجمعي برد كه همه اعضاي ثابت و متغيرش (ازصدرتاذيلش) منتخب رهبرندوهمه راههابه آنجا ختم مي شود! بااين اوصاف، آيابازهم مي توان باپيروزي درانتخابات اسفند 86، زمينه سازتغييرتوسعه درداخل و تنش زدايي وصلح درسطح بين المللي شد ونيزبه آرمانهاي دمكراسي نزديكتر؟! تجربه خاتمي بس نبود!؟ اين يك انسداد سياسي است، معجزه نمي كند! مگر 8سال بابهترين فرد(آقاي خاتمي) درطيف شما(كه شخص ايشان،جاي ان قلتي براي نظام جمهوري اسلامي ايران نداشت) قدرت سياسي خودرادراين قانون اساسي تجربه نكرديد؟! ناتواني دراجراي آن شعارهاي زيبا و دلفريب، نتيجه اش غش كردن مردم ازاينورپشت بام بود! با اين وجود مي خواهيد مردم دو.باره آنوري غش كنند!!؟ مي ترسم ديگربه غش كردن نرسد ودرحالت اغماء قرارگيرند! تغييرعناوين همچون: «اصلاح طلبان اصولگرا» و«اصولگرايان اصلاح طلب» و«اصلاح طلبان معتدل» وقص عليهذا...، مساله اي را حل نمي كند! فقط مي توان گفت: يك فريب سياسي است! وقتي كه همه آدمهاي كليدي دراجراي سياستهاي كلي نظام (كه تصميم گيرنده اصلي هستند)هميشه درطول اين 28 سال،ثابت ولايتغيربوده اند، شما وهمفكرانتان (كه بخشي ازهمين آدمهاي ثابت هم هستيد) فرضا دوباره(بعد ازيك دوره استراحت درزايمان سياسي 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي و اندوختن بارسياسي!؟) قدرت سياسي را بدست آورديد،آيابااين قانون اساسي چه چيزي رامي توانيدتغييردهيد؟! آقاي سعيد حجاريان! اين يك انسداد سياسي است؛چانه زدن ازبالا ياپائين، فقط يك شعارتبليغاتي است، چانه زدن باكي و چي؟! چون:دست همه درجيب هم است! آقاي سعيد حجاريان! دور ، باطل است! تهران 13آبان سال 1386
اي بابا چشممون خشك شد به اين بلاگ . چرا آپ نمي كنيد تنبلها؟