۲۵ مهر ۸۶

بازی جدید ( بهترین اتاق کارم )

 
م- ت :  این اتاق برای همه آنهایی که روزی ، روزگاری در سرویس سیاسی شرق کار می کردند ، خاطره انگیز است . حالا همه صندلی هایش خالی است .از این اتاق ها در گوشه و کنار شهر فراوان است . اتاق هایی که بچه های خبرنگار خاطره ها با آن دارند اما صبحی یا غروبی ، درمی یابند که باید وسایلشان را جمع کنند و برای همیشه بروند . چون اجل روزنامه شان سر رسیده است.
عجیب است ولی آدم با این اتاق ها  انس می گیرد . دلش برایشان تنگ می شود . برای همهمه بچه ها . قژ و قژ صندلی ها یا حتی روزهایی که در اوج بیحالی ناچار می شود گزارش نویسی کند .
من دلم برای تمام اتاق هایی که در آنها کار کرده ام تنگ شده است . برای اتاقی که ابراهیم افشار دبیرش بود و هر بار داخل می شدی یقین داشتی که ضربه فنی شده می آیی بیرون . برای اتاقی که آسیه دبیرش بود و هنوز فکر می کنم دلچسب ترین دوران کاری ام آنجا گذشته است . بعدها اتاق های کار دیگری را تجربه کردم . خصلت روزنامه نگاری در ایران همین خانه به دوشی است دیگر. تا  این که مدتی هم در این اتاق که عکسش را می بینید اطراق کردم . ولی به این اتاق هم تا انس گرفتیم اجلش سر رسید . حالا مدتی است اتاق کاری ندارم و مثل بسیاری از همکارانم روزهای بی اتاقی را تجربه می کنم .اما  شک ندارم که دوباره در اتاقی اطراق خواهیم کرد ، به آن انس خواهیم گرفت و البته مدتی بعد .... 

پی نوشت : به نظرم بد نیست اگر همین سوژه "اتاق کار "را سوژه یک بازی وبلاگی جدید کنیم تا هر کس حس اش را به اتاقی که در آن کار می کند بازگو کند و از بهترین اتاق کارش نیز  بگوید . از  آَُسیه ، محبوب ، کریم ارغنده پور ، مسیح ، علی حق ، خاطره وطن خواه ، سمیه توحیدلو ، دعوت می کنم به این بازی بپیوندند و به شیوه همه بازی های وبلاگی بقیه را هم به بازی دعوت کنند . 
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/442
نظرات شما:

من هنوزم بهترین اتاق کارم مال نشریه دوران دانشجوییم بوده ! هنوزم اون روزها رو فراموش نمیکنم تا اینکه دانشگاه و حراست اونو از ما گرفت . راستی دفتر اتحادیه یادت هست؟
سلام. شرمنده. مي نويسم. الان نمي دونم كدوم اتاق بوده . اما فكر مي كنم. ممنون از دعوتت