۱۱ مهر ۸۶

تمرین روزه داری در کنار روزه خواری

س.س: سمیه توحیدلو راست نوشته که ماه رمضان امسال چه زود به انتها رسید و در یک سوم پایانی قرار گرفت. واقعیتش ماه رمضان امسال از اولش طور دیگری بود. یادم می آید در سالهای گذشته معمولا آن هفت هشت ده روز اول آنقدر دیر می گذشت که در نیمه رمضان به این فکر می افتادیم که آیا یک ماه روزه داری را تاب و توان می آوریم یا نه.
کار که به نوزدهم رمضان می رسید و نوبت شبهای قدر فرا می رسید، روزه داری هم سرعت می گرفت و دیگر نمی فهمیدیم چگونه هلال ماه شوال رویت می شود و کی به عید فطر رسیدیم. اما  امسال از همان اولش رمضان زود آمد و زود گذشت. امشب هم که سومین احیای رمضان سپری شود باید دوباره خود را برای موش و گربه بازی ماه و ستاد استهلال آماده کنیم.
 اما امسال یک ویژگی دیگر هم با سال های دیگر داشت که به گمانم روزه خواری در آن بسیار بیشتر از سال های قبل شده و شهروندان بی خجلت و شرمساری، در خیابان و کوی برزن آبمیوه ای به دست گرفته و لقمه ای نوش جان می کردند. البته گرمای امسال هوا مزید بر علت شده بود تا آبخوردن و روزه خواری مردم بیشتر به چشم بیاید اما این تمام ماجرا نیست. جسارت مردم هم افزون شده بود و در کنارش گاهگداری می شد تعمد در نشان دادن روزه نبودن را هم مشاهده کرد. همین موضوع در روزهای گذشته موجبات دلخوری و ناراحتی دوستان روزه دار من را فراهم آورده بود؛ چنانکه چند بار لب به گلایه گشودند و از این بابت ابراز ناراحتی کردند.
من البته گلایه این دوستان را به حق نمی دانم و فراتر از آن همنشینی روزه داران و روزه خواران را تمرین خوبی برای دموکرات شدن و احترام به حوزه خصوصی زندگی افراد ارزیابی می کنم. در واقع معتقدم به روزه داران ربط و ارتباطی ندارد که مردم کوچه و  بازار در اتوبوس و مترو چیزی میل می کنند یا خیر. زندگی در یک جامعه مذهبی هم نباید دیکتاتوری جمعی بر جمعی دیگر ایجاد کند. کما اینکه برای طیف مقابل هم این حق را قائل نیستم که از در  کنایه و سخره وارد شوند و روزه داران را چنین و چنان خطاب کنند و برایشان زحمتی بیافرینند. آن که روزه می گیرد به اختیار خود چنین سبکی برای زندگی اختیار کرده و روزه خوار هم با عقل و منطق خودش تصمیم به خوردن و اشامیدن گرفته. نه روزه دار را می توان به زور و اجبار به ترک تصمیمش ملزم ساخت و نه از روزه خوار می باید توقع داشت که زندگی و امور روزمره اش را به خاطر چیزی که به آن اعتقادی ندارد مختل کند و مانند مجرمان در پستو و پنهان، هرسناک و شتابزده وعده روزانه غذایی اش را صرف کند.
زندگی در جامعه ای که دیندار و دین گریز در سطوح مختلف دارد و همه در کنار هم به کار و فعالیت و گذر ایام مشغول هستند مقتضیات خاص خودش را دارد و یکی هم این است ما روزه داران زندگی را به کام غیر روزه داران تلخ نکنیم و با بستن آب بر روی مردم، بر این شکاف مذهبی بیش از این نیفزاییم.
در واقع باید برای همه مردم این حق وجود داشته باشد که آزادانه و بدون مزاحمت دیگران روزه بگیرند و مراسم مذهبی به جا بیاورند یا از آن دوری جویند و توسط حکومت و سایر مومنین از چون و جرا و مجازات هم در امان باشند. به همین خاطر است که معتقدم هرچه روزه داران و روزه خواران بی رنج و محنت، در کنار هم بیشتر زندگی کنند و سبک زندگی دیگران را محترم شمرند و خوردن و آشامیدن را مایه خجالت و کدورت قرار ندهند، هم دینداری تعالی بیشتری می یاید و هم جامعه رشد بیشتری را تجربه خواهد کرد که کمترین آن کاهش ریا و دورویی خواهد بود.
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/428
نظرات شما:

با بند آخر كاملا موافقم. اين چيزها نبايد باعث بشه آدم ها ريا كنند تا به منصب و قدرتي برسند.
2 خوانندهه :
اینایی که میگی برای مرحله ای از دینداری که شما هم دینداری ( http://cheraghha.blogfa.com/post-60.aspx )، خوبه ... ولی شاید کافی نباشه شایدم باشه ، نمی دونم .... باید بیشتر بررسی بشه....
سینه ام را سپر تیر بلا میسازم تا که این دشمن بدکار بداند.هدفش سینه ی بیچاره منی است که نه در جبهه ی جنگ ونه در بستر صلح .بلکه در وقت نماز مسجدو قبله و روزه ومحراب و دعایش وطنش ایران است
4 mahan :
كاش به جاي دفاع از حقوق از دست رفته روزه خوران محترم به نظرات روزه داران هم احترام مي گذاشتيد. متاسفانه حمايت از ضد ارزش ها طرفدار بيشتري داره.