۱ مهر ۸۶

همشاگردی چه سلامی؟چه علیکی

س.س: برای ششمین سال متوالی خدا را شکر می کنم که صبح اولین روز مهر ماه وقتی که چشم هایم را باز می کنم لازم نیست برای صف کشیدن و از جلو نظام مدرسه عزا بگیرم و توصیه های چندش آور آقای ناظم را تحمل کنم.
امروز که بچه های دبستانی را با روپوش های ساده در خیابان می بینم، نه تنها به حال و روز ان ها غبطه نمی خورم که برایشان تاسف می خورم که تا چند سال دیگر باید در این نظام فرسوده آموزشی وقت بگذرانند و به امید نشستن اندکی برف و تعطیلی مدارس، روزگار از سر بگذارانند.
اول مهرماهی که در آن از مدرسه و هر دو سیستم بی خاصیت نظام قدیم و نظام جدید خبری نباشد چه خوش مهر ماهی است. اما هرگز نمی توانم درک کنم، بزرگترانی که حسرت وار و نوستالوژی گونه از گچ وتخته حرف می زنند و یاد زنگ های تفریح و ساعات آموزشی را گرامی می دارند به چه دلخوشی و کدام خاطرات خوب، اینگونه آرزوی بازگشت به گذشته را مطرح می کنند؟

سمیه توحیدلو هم در این باره نوشته اما با نگاهی متفاوت از ما
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/421
نظرات شما:

اما من غبطه می خورم . به تمام خوشی ها و شیطنت های دوران پشت میز مدرسه. علیرغم سیستم غلط اموزشی اش. به تمام بی خیالی ها و بی تفاوتی های آن روزگاران که دیگر این روزها سراغش ندارم.
حاجي لينكم كن چرا عدول مي كني؟
يادته با ابوذر ميرفتيم مدرسه پادگان . چه حالي ميداد اول صبح . واسه ما كه مدرسش تموم شده ولي اگه دعا عاي خودمون و مردم مورد استجاب قرار بگبره روز از نو روزي از نو . ولي دوران هنرستان دوران خوشي بود . مواظب خودت باش
سلام من معلم هستم البته هنرستان تدریس می کنم . گر چه خودم هیچ وقت دلم نمی خواد به روزهای خوش یا ناخوش دوران مدرسه ام برگردم ولی به عنوان یه معلم با همه شیرینی تعطیلات تابستان ، دوست دارم اول مهر فرا برسه و باز در جمع بچه ها باشم به خصوص اونایی که جدیدن . نمی دونی چه عالمی داره !