ظهور و سقوط یک روزنامه
س.س: در مورد تعطیلی روزنامه کارگزاران بچه ها زیاد نوشته اند. از علی خرد پیر که روحیه همبستگی صنفی اش بسیار ستودنی است تا نگین بهکام که نمی دانم یکباره چطور طغیان کرده و کرباسچی را مورد عنایت قرار داده. با این حال نوشتن در مورد کارگزاران برای من که از زمان راه اندازی روزنامه تا عصر زوال، با آن همراه بوده و از اولین هایی بودم که از روزنامه خارج شدم بسیار سخت است.
تردید نباید کرد کارگزاران از نظر جذب مخاطب اصلا موفق نبود و به لحاظ تاثیر گذاری در سطح عامه مردم (و نه حاکمیت) یک شکست بزرگ را تجربه کرد که به دلایل این ناکامی در جلسات دوستانه بسیار اشاره شده، اما اکنون که همکاران سابقم در این روزنامه کار خود را از دست داده اند و یک تریبون اصلاح طلبانه از کار افتاده وقت مچ گیری و پیدا کردن مقصر نیست. حتی علاقه ای هم ندارم که به مسئولان حزب کارگزاران بد و بیراه بگویم، چرا که تعطیلی یک بنگاه زیان ده و ناکارامد و تلاش برای بهبود موقعیت ضعیف را حق طبیعی متولیان هر مجموعه ای می دانم؛ کما این که پیشنهاد تعطیلی یکماهه روزنامه را چند ماه پیش خودم مطرح کردم که البته با مخالفت قاطعی هم روبه رو شد.

در این میان انبوهی خاطره مانده است و بیشتر از آن تجربه که در این روزگار سخت مطبوعاتی، نیک به کارمان می آید. از همین رو است که ترجیح می دهم اظهار نظر بیشتر در مورد وضع به وجود آمده را به زمان دیگری موکول کنم و ضمن ابراز امیدواری به این که همکاران خوبم بتوانند حق و حقوقشان را تمام و کمال از مدیریت روزنامه دریافت کنند، به یاد روزهای خوب همنشینی با دوستان مطبوعاتی، دغدغه ها و مطالب دوستان را مرور کنم.
روزنامه کارگزاران در اغما/ هوشنگ صدفی
پایان روزهای پر التهاب/ امید ایران مهر
سرکار گذاری کارگزاران/ لیلا ملک محمدی
داستان متفاوت/ ریحانه مظاهری
خداحافظ کارگزاران/ امیر آشتیانی
عروسی گرفتن رجانیوز
توصیه هایی به روزنامه نگاران بیکار شده/ ابوالحسن مختاباد
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/420