!چه حزبی شود این مشارکت
س.س: هفته پیش که سفر دو روزه ام به همدان تمام شد و به تهران برگشتم، بیش از آن که شوخی های حین سفر و خاطرات شیرین مسافرت، فکرم را مشغول کند، به جوانانی فکر می کردم که کار تشکیلاتی را جدی گرفته اند و بدون مزد و پاداش، کار سیاسی می کنند و نقشه می ریزند که در این فضای بی تفاوتی سیاسی چگونه باید حرف ها و بحث ها را به گوش مردم رساند.
سفر به همدان خیلی ناگهانی پیش آمد و اگر توقیف شرق نبود که اصلا امکان حضور در آن را نداشتم. 20 ساعت قبل از سفر، سعید نورمحمدی تماس گرفت و به ناگاه همه چیز فراهم آمد؛ و چه چیز بهتر از آن که در این روزهای کسالت بار، فرصتی ایجاد شود که هم تفریحی باشد و هم فعالیتی.
سه نکته اما در این سفر بیش از هر چیز نظرم را به خودش جلب کرد. نخست دشواری های کار حزبی در شهرستان ها، دوم بچه های خوش فکر و خلاق سیاسی که حالا در شاخه جوانان جمع شده اند و از همه این ها مهمتر، کار تشکیلاتی سفت و سختی که مشارکتی ها پیش گرفته اند. همین مورد آخر در اردوی منطقه ای شاخه جوانان جبهه مشارکت بسیار ملموس بود. جمع شدن جمعی جوان پایه کار و پیش بردن امور در چارچوب فعالیت تشکیلاتی و برنامه ریزی های خرد و کلان با نگاه انتقادی به گذشته و کلی خلاقیت، چیزی بود که اصلا انتظارش را نداشتم. البته افراد بی بنیه و سیاهی لشگر هنوز هم در جمع مشارکتی ها دیده می شوند اما نخبگان بیست و چند ساله ای در این جمع حضور دارند که هر کس نه تها به آشنایی با آن ها افتخار می کند که نوید آینده ای روشن را به حزب از محبوبیت افتاده مشارکت می دهند.
من البته کاری به شکوری راد و میردامادی و تاج زاده ندارم و نسبت به عملکرد آن ها زمانی که در قدرت بودند هم نمی خواهم قضاوتی داشته باشم. نکته جالب این جا است که مشارکتی ها کار سازمانی و تشکیلاتی را جدی گرفته اند و اگر همین گونه پیش بروند می توان انتظار داشت در آینده یک حزب شش دانگ و قدرتمند در کشور داشته باشیم تا اینقدر در کلاس های تاریخی گفته نشود، جز حزب توده، نظام سیاسی ایران هیچ حزب به درد بخوری ندیده است.
فعالیت چشمگیر مشارکتی ها در کار حزبی، البته ربطی به مواضعشان ندارد. نکته این جا است که آن ها فارغ از هر موضعی که دارند کار تشکیلاتی را جدی گرفته اند و و ساختار مناسبی را پی ریزی کرده اند که این کار در فضای حزب گریز کشور حائز اهمیت است.
کارگاه های برگزار شده در اردوی مشارکتی ها آنقدر پر بار بود که من با همه خستگی سفر نتوانستم از آن دل بکنم. در کمیسیون های تخصصی که ویژه اعضا بود و به من هم با ارفاق اجازه داده شد با وجود غیر حزبی بودن حضور داشته باشم آنقدر نکته های آموزنده در خصوص کار تشکیلاتی وجود داشت که هیچ یک را در کتاب های تئوریک نمی توان یافت.
پدیده اردوی شاخه جوانان مشارکت را باید مهدیه میر ناصری نایب رییس شاخه جوانان منطقه قزوین دانست که با نطق های پر شور و حرارتش، چندین مرتبه از حضار تشویق گرفت و این امید را ایجاد کرد که اگر مشارکتی ها زبان صریح و نکته سنجش را تحمل کنند در آینده یک فعال سیاسی زن خوش فکر و صریح اللهجه را در عالی ترین سطوح حزبی شاهد خواهیم بود. ضمن آن که بچه های ایلام هم بسیار فعال و جسور نشان دادند. خلاصه آن که از سیاست ورزی جدید مشارکتی ها برپایه ساختن یک حزب نیرومند بوی خوشی به مشام می رسد که ثمره اش قطعا نه فقط برای این حزب، که بیشتر برای اساس تحزب در کشورمان خواهد بود.
سفر به همدان خیلی ناگهانی پیش آمد و اگر توقیف شرق نبود که اصلا امکان حضور در آن را نداشتم. 20 ساعت قبل از سفر، سعید نورمحمدی تماس گرفت و به ناگاه همه چیز فراهم آمد؛ و چه چیز بهتر از آن که در این روزهای کسالت بار، فرصتی ایجاد شود که هم تفریحی باشد و هم فعالیتی.
سه نکته اما در این سفر بیش از هر چیز نظرم را به خودش جلب کرد. نخست دشواری های کار حزبی در شهرستان ها، دوم بچه های خوش فکر و خلاق سیاسی که حالا در شاخه جوانان جمع شده اند و از همه این ها مهمتر، کار تشکیلاتی سفت و سختی که مشارکتی ها پیش گرفته اند. همین مورد آخر در اردوی منطقه ای شاخه جوانان جبهه مشارکت بسیار ملموس بود. جمع شدن جمعی جوان پایه کار و پیش بردن امور در چارچوب فعالیت تشکیلاتی و برنامه ریزی های خرد و کلان با نگاه انتقادی به گذشته و کلی خلاقیت، چیزی بود که اصلا انتظارش را نداشتم. البته افراد بی بنیه و سیاهی لشگر هنوز هم در جمع مشارکتی ها دیده می شوند اما نخبگان بیست و چند ساله ای در این جمع حضور دارند که هر کس نه تها به آشنایی با آن ها افتخار می کند که نوید آینده ای روشن را به حزب از محبوبیت افتاده مشارکت می دهند.
من البته کاری به شکوری راد و میردامادی و تاج زاده ندارم و نسبت به عملکرد آن ها زمانی که در قدرت بودند هم نمی خواهم قضاوتی داشته باشم. نکته جالب این جا است که مشارکتی ها کار سازمانی و تشکیلاتی را جدی گرفته اند و اگر همین گونه پیش بروند می توان انتظار داشت در آینده یک حزب شش دانگ و قدرتمند در کشور داشته باشیم تا اینقدر در کلاس های تاریخی گفته نشود، جز حزب توده، نظام سیاسی ایران هیچ حزب به درد بخوری ندیده است.
فعالیت چشمگیر مشارکتی ها در کار حزبی، البته ربطی به مواضعشان ندارد. نکته این جا است که آن ها فارغ از هر موضعی که دارند کار تشکیلاتی را جدی گرفته اند و و ساختار مناسبی را پی ریزی کرده اند که این کار در فضای حزب گریز کشور حائز اهمیت است.
کارگاه های برگزار شده در اردوی مشارکتی ها آنقدر پر بار بود که من با همه خستگی سفر نتوانستم از آن دل بکنم. در کمیسیون های تخصصی که ویژه اعضا بود و به من هم با ارفاق اجازه داده شد با وجود غیر حزبی بودن حضور داشته باشم آنقدر نکته های آموزنده در خصوص کار تشکیلاتی وجود داشت که هیچ یک را در کتاب های تئوریک نمی توان یافت.
پدیده اردوی شاخه جوانان مشارکت را باید مهدیه میر ناصری نایب رییس شاخه جوانان منطقه قزوین دانست که با نطق های پر شور و حرارتش، چندین مرتبه از حضار تشویق گرفت و این امید را ایجاد کرد که اگر مشارکتی ها زبان صریح و نکته سنجش را تحمل کنند در آینده یک فعال سیاسی زن خوش فکر و صریح اللهجه را در عالی ترین سطوح حزبی شاهد خواهیم بود. ضمن آن که بچه های ایلام هم بسیار فعال و جسور نشان دادند. خلاصه آن که از سیاست ورزی جدید مشارکتی ها برپایه ساختن یک حزب نیرومند بوی خوشی به مشام می رسد که ثمره اش قطعا نه فقط برای این حزب، که بیشتر برای اساس تحزب در کشورمان خواهد بود.
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/408