خداحافظی با روزنامه نگاری؟
س.س: امروز برای چندمین بار طی یک هفته گذشته از دوستان و آشنایان توصیه شنیدیم که کار مطبوعاتی را رها کرده و پیشه دیگری اختیار کنیم. یکی از باسابقه های روزنامه نگاری می گفت «افسوس، آنگاه که فرصت و امکان در اختیار داشتم قلم را بر زمین نگذاشتم تا گام در کاری مطمئن و بی دردسر بگذارم. حالا که 26 سال را در تحریریه ها گذرانده ام چاره ای ندارم جز این که از همین راه ادامه مسیر دهم اما شما جوانید. اشتباه من را تکرار نکنید و تا فرصت دارید این حرفه ناامن و پر مصیبت را کناری بگذارید و فکری به حال خویش کنید.
»
دیگران هم دلسوزانه ما را انذار می دادند که آخر این چه پیشه است؟ در روزگار سرخوشی و حضور در سر کار که خیر و برکتی ندارد؛ چه رسد به حالا که توقیفتان هم کرده اند.
راه میانه را اما دکتر محسن کدیور پیش پایمان گذاشت وقتی که توصیه کرد به روزنامه نگاری به عنوان شغل دوم نگاه کنید و تا زمانی که امنیت شغلیتان در مطبوعات تضمین نشده، به سراغ کار دیگری بروید و از دور دستی بر آتش داشته باشید.
دوستان مطبوعاتی در این مدت گرچه به صراحت از ادامه حضور در کار مطبوعاتی سخن نگفتند اما حقیقت این است که خواب و خیال تغییر شغل چند روزی می شود که فکر و ذهن جمعی از روزنامه نگاران را به خود مشغول کرده است. در جمع های دوستانه، پیشنهاد های مختلفی مطرح می شود. برخی کار را به طنز می کشانند و دست اخر هم نتیجه ای حاصل نمی شود اما هر چه هست بوسیدن و کنار گذاشتن قلم این روزها فکر و ذکر اصحاب رسانه به ویژه آن ها که زن و بچه ای دارند و در غم نان و اجاره بها، هر ماهه ماتم می گیرند بسیار مشغول کرده است. در همین روزها از تعدادی بچه های فنی روزنامه(حروفچین و صفحه بند) شنیدم که گفتند دیگر در روزنامه ها کار نمی کنند. روزنامه نگاران هم فعلا در حال ارزیابی اوضاع و دستیابی به نتیجه هستند.
سه چهار سال پیش یادم هست که حسین باستانی در جمع مشارکتی های شرق تهران گفت: از وقتی به خاطر می آورم با هر موج توقیف مطبوعات، جمعی از روزنامه نگاران از کار خداحافظی کردند یا شغل دیگری سراغ گرفتند و یا جلای وطن کردند. باستانی که خود آن روزها در روزنامه های داخل کشور به کار مشغول بود حالا خودش راه دسته آخر را انتخاب کرده است و قصه سوزناکی که آن روز تعریفش کرد همچنان ادامه دارد.
*****
تردید ندارم که فلسفه تمام این باز و بسته کردن های روزنامه ها و فشار بر روزنامه نگاران و تهدید ها و فشارهای اقتصادی که بر مطبوعات وارد می شود از این جا ناشی می شود که قلم به دستان جا بزنند و فرد دیگری هم فکر و خیال ورود به این عرصه نداشته باشد. اتفاقا آقایان از این شگفت زده و متعجب هستند که با این همه ناامنی شغلی و مشکلات معیشتی و دردسرهای کاری، چطور پس از کناره گیری بزرگترها ازکار مطبوعاتی، باز عده جدیدی هستند که حاضر می شوند سختی های کار را بپذیرند و پا در این راه سخت و پر پیچ و خم بگذارند. در این فضا، شنیدن صدای نا امیدی جمع جدیدی از روزنامه نگاران و احتمال خداحافظی گروه دیگری از خبرنگاران قطعا بهترین خبر برای اقتدارگرایانی است که به دک کردن اهالی مطبوعات می اندیشند.
اینکه در شرایط فعلی چه جمعی عطای روزنامه نگاری را به لقایش ببخشند و اقتدارگرایان را از بابت به ثمر نشستن نقشه هایشان خشنود سازند مشخص نیست، اما با وجود تمام توصیه های خیرخواهانه و دوستانه، ما قطعا جزو این جمع نخواهیم بود، هرچند که ناصحان کنایه زنند بوی قرمه سبزی بلند است و از این بابت هزینه ها در راه می بینیم.
با این حال ما می مانیم....
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/405