۲۰ مرداد ۸۶

دیدار با کدیور

  م- ت: روز بعد از غروب شرق ، لحظاتی  پیش از آن که  تا اطلاع ثانوی با همکاران خداحافظی کنیم از دل یک گفت و گوی چند نفره ،ایده ای درآمد . دیدار  نمایندگان رسانه های توقیف شده با نخبگان علمی و سیاسی .قرار بر این شد که بچه های ایلنا و هم میهن را هم به عنوان آخرین داغداران توقیف ، خبر  کنیم . همه چیز خیلی سریع پیش رفت و عصر پنجشبه ، در کوچه مجاور حسینیه ارشاد ، در اتاقی که تنها گنجایش 15 نفر را داشت ، میهمان دکتر محسن کدیور شدیم . روحانی منتقدی که به واسطه ریاست انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ، گزینه مناسبی برای نخستین دیدار بود .
شب قبل که برای هماهنگی به کدیور زنگ زدم ، گفت که دیدگاه هایی دارد درباره شرایط روزنامه نگاری امروز و نقدهایی به شرق که گرچه دیر هنگام بود ولی شنیدنش  از لطف  خالی نبود .
با این حال پیش از آن که کدیور دیدگاهش را طرح کند ، جمع 10 نفری ما دغدغه ها و دلمشغولی هایش از اوضاع را هر یک به زبانی ابراز کردند .  ترجیع بند تمام این دغدغه ها ، فضای بسته کار رسانه ای بود . من هم سوال "چه باید کرد "؟را پیش کشیدم . کدیور گفت که جوابی برای این سوال ندارد اما  به  جمله ای از آل احمد اشاره کرد برای این که نشان دهد چرا حکومت بدون ترس از اعتراض جمعی اهالی مطبوعات ، آنان را یکی پس از دیگری به تیغ توقیف می کشدشان .
جمله آل احمد این بود " کسی باش تا به بازی بگیرندت " . کدیور گفت از نظر حکومت امثال ما کسی نیستیم ،چون قدرت بسیج نداریم و بینمان هماهنگی وجود ندارد .
دیدگاه کدیور این بود که همین قدرت بسیج ، حکومت را سرپا نگه داشته است .او می گفت بر خلاف برخی تحلیل ها که برخورد دولت با رسانه ها و گروه های مدنی و دانشگاهی را برخوردی از سر ترس و استیصال می دانند ، حکومت اکنون در اوج قدرتش قرار دارد و  چون منتقدانش را به چیزی نمی گیرد ، آنان را به هر وسیله ممکن ساکت می کند .
کدیور از دل این تحلیل به ما توصیه کرد که در این شرایط باید انتظاراتمان را بر اساس واقعیات هماهنگ کنیم تا دچار سرخوردگی نشویم . او برخی بحث های ساختاری درباره علل توسعه نیافتگی ایران را پیش کشید و گفت در این شرایط سیاسی و فرهنگی انتظار معجزه نباید داشت .
به عقیده کدیور تا زمانی که دولت رانتیر متکی به نفت بی نیاز از مردم بر سر کار است و تا وقتی شاخص های فرهنگی نظیر نشر کتاب و روزنامه  و صندلی های سینما و تئاتر  تا این حد فاجعه بار است ، اصلاحاتی هم اگر انجام گیرد اصلاحات از بالا خواهد بود . نظیر آن چه در زمان مصدق رخ داد و سال 76 نیز از سوی خاتمی نمایندگی شد . تاکید کدیور بر این بود که در  شرایط سیاسی و فرهنگی کنونی  باید  از تئوری اصلاحات از بالا حمایت کرد چون راهی برای اصلاح دموکراتیک و متکی به بدنه اجتماعی وجود ندارد .                          
توصیه خاص او به بچه های مطبوعات هم این بود که برای ماندن در عرصه رسانه ای ، باید دنبال منبع درآمد دیگری نیز باشند . چرا که در غیر این صورت یا به سمت رادیکالیسم می روند  یا گوشه نشین و سرخورده می شوند. 
کدیور همچنین بر آن بود که هویت روزنامه نگاران دوران پس از اصلاحات هنوز تعریف نشده و روزنامه نگاران این دوره به رغم همه ناملایمات باید تعریفی از هویت حرفه ای خود به دست دهند تا پس از هر برخوردگی از جانب دولت ، دچار پریشانی نشوند.
استاد اخراجی دانشگاه تربیت مدرس پس از همه توصیه هایش ، انتقادها از شیوه روزنامه شرق را هم طرح کرد و گفت که این روزنامه مجله ای بود که هر روز منتشر می شد . نقد اصلی کدیور به حوزه اندیشه و ادب و هنر بود . حوزه هایی که به عقیده وی کارکردشان ، کارکرد روزنامه ای نبود و علاوه بر هزینه بر بودن ، احتمال خطا را نیز بالا می بردند . چنان که توقیف شرق نیز به استتاد مصاحبه ای هنری انجام شد .
کدیور می گفت که روزنامه نگاران کنونی ، در برخی حوزه ها ، مخاطبان خود را نمی شناسند و برای مثال در همین شرق ،ویژه نامه 4 صفحه ای تنیس ویمبلدون منتشر شد حال آن که اساسا تنیس ورزش مورد علاقه گروه اندک شماری از مردم است  و این نشان می دهد که روزنامه نگاران گهگاه از شناخت درست مخاطبان خویش بازمانده اند . 
دیدار با دکتر کدیور و دیدگاه هایی که او درباره شرایط فعلی و چشم انداز آینده فعالیت رسانه ای ترسیم کرد ، هر چند  بنا به واقعیات موجود سخت تیره و تار بود ، ولی همچنان که  کدیور نیز از دکتر ابراهیم یزدی نقل قول کرد رسیدن به دموکراسی  " پر رویی " می طلبد و باید علیرغم همه ناملایمات در صحنه ماند تا رقیب از نفس بیاقتد . 
      
پی نوشت :
ایده دیدار نمایندگان رسانه های توقیف شده با نخبگان علمی و سیاسی اگرچه فی البداهه طرح شد ، ولی ادامه آن ، نیاز به همراهی بیشتر دوستانی دارد که رسانه شان به محاق توقیف رفته است. دیدار بعدی احتمالا پنجشنبه آینده خواهد بود . فعلا دنبال گزینه مناسبی برای دیدار می گردیم.


:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/404
نظرات شما:

1 خوانندهه :
اينم چند كلمه مشهور : اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد. .....اگر راي دادن چيزي را عوض ميکرد تا به حال غير قانوني اش کرده بودند.......هر وقت سانسور رسمي وجود دارد علامت اين است که وضع آزادي بيان وخيم است و هر وقت سانسوري در کار نيست مطمئنا همه بلند گوها در دست سخنگويان رسمي است .
2 خوانندهه :
ببین امروز قبل از اینکه مطلب شمارو بخونم کامنت اول رو گذاشتم و بعد دیدم بین کامنت و متن شما شباهتهایی وجود داره همچنین بین نظرات آقا محسن با لینکی که در پست قبلی به صحبتهای گنجی داده بودم .... در ضمن این جمله آقا محسن که گفت : حکومت اکنون در اوج قدرتش قرار دارد و چون منتقدانش را به چیزی نمی گیرد ، آنان را به هر وسیله ممکن ساکت می کند .....منو یاد یه آیه از قرآن انداخت ... به نظرم بد نباشه یه بررسی در این کتاب بکنیم و ببینیم حاکمان ستمگر از دیدگاه این کتاب چگونه و با چه ترفندی به زير دستان خود ستم مي كردند: فرعون قوم خود را کوچک شمرد پس آنان اطاعتش کردند.....
خيلي فعالي مواظب باش
شرق شرق شرق اصلاحات دموكراسي دگرانديشي اين سوال مثل مته تو مغزمه سوراخش ميكنه سوراخش ميكنه سوراخش ميكنه دايه هاي مهربانتر از مادر بسه تو رو خدا ديگه بسه كدومتون كدومتون مادري براي اين طفل كرده ايد توي اين10سال؟؟؟؟؟؟؟ يعني شما هنوز اينقدر نمي فهميد كه بايد يه تريبون رو براي خودتون حفظ كنيد توي اين 8سال افتخارتون فقط و فقط تعطيلي روزنامه هاتون بوده. روي صحبتم با شما مهدي و سجاد عزيز نيست كه بحق زحمت ميكشيد. اما حقيقتن اصلاحطلبان عزيز چرا توي اين 10سال سعي نكردين لااقل يك تريبون براي خودتون حفظ كنيد . اين طفل بي نوا رو يكي از سر ميكشه و ديگري از پا. يعني خودتون هم نميدونيد كه آنچه شرق رو اينبار خفه كرد چند صدايي شرقيان بود و بس. محض رضاي خدا كه نه محض خاطر موقعيت و جاه طلبيتان هم كه شده فكري به حال اين طفل در اغما كنيد كه اين كوتوله كه امروز ريش همه تان را به قهقه گرفته 8سالي كه اصلاحات حتي موفق به حفظ يك تريبون هرچند كمي محافظه كار براي بقا و ارتباط نشد نبض جامه سرگردان را بدست گرفت نبضي كه به خاطر خودخواهي هاي اصلاحات و عدم انتباق با نياز امروز جامه كند و نامنظم ميزد و امروز ديگر در اغما است و بي آزار . كوتوله هاي همقد شعور جامه مدني سخت مشغول اهداي اعضاي حياتي آن.
يك نگاهي به بخش توضيح بندازيد. http://analytic.blogfa.com/post-125.aspx ارادتمند
6 مسعود باستاني :
سلام مهجاد عزيز بابا اين مجلس را به ما هم خبر دهيد اندكي معرفت... دوستان