« Červenec 2007 | Main | Září 2007 »

31. Srpen 2007

...سرانجام، ارشد

س.س: خوشحالم که تلاش های چند ماهه جواب داد و هر طور که بود زیر پرچم آقای جاسبی دوباره به خدمت مشغول شدم تا از خدمت سربازی معاف شوم.
از طرفی بی صبرانه منتظر شنیدن نتایج دیگر دوستان هم هستم، چون بدون آن ها، این خوشحالی کامل نمی شود.
از حالا باید به شهریه 3میلیونی فکر کنم که حاج آقا سالانه قرار است از ما بگیرد.
ما هم که شاغل...حقوق میلیونی هم که می گیریم، فقط حوصله صف بانک رو ندارم!!!

29. Srpen 2007

به سلامتی سیاستمدار خانوم باز

م- ت :همین نزدیکیاست
سیاستمدار خانوم باز
وقتی یه نطق اساسی می کنه
فکرش پیش کسیه که می خواد بره سراغش
دلش می ره واسش
گور بابای شنودی که  تو اتاق خوابشه
اون کار خودش رو می کنه
می گن سر نترسی داره
ولی راستش بی کله است
از اونهایی که دنیا به ... هم نیست
همینه دیگه
یه سیاستمدار خانوم باز باید همین  طور باشه
گاهی ادای روشنفکرها رو دربیاره
گاهی جانماز آب بکشه
یه وقت هم بره سر بار و به سلامتی آخرین عشقش یه گیلاس بده بالا
پیش خودش می گه هر چی باشم تروریست نیستم
پشتش یه آروغ می زنه
هم پیالش می گه آره جونم تروریست نیستی
تو یه سیاستمدار دست اولی
کسی نمی دونه تو جوونی چی کاره بوده
رفیق کدوم خانوم رییسا بوده
ولی حالا دیگه واسه خودش کسی شده
وقتی نطق می کنه
روزنامه ها عکسش رو می زنن
نه اون عکسی که دشمناش تو تختخواب ازش گرفتن
یه عکس اساسی 
جوری  که هیچکی فکر نکنه تو ذهن این بابا چی می  گذره
وقتی داره یه نطق اساسی می کنه

27. Srpen 2007

قهرمانی برای اولین بار

بالاخره قهرمان شدیم. با کلی استرس، با کلی هیجان، بعد از آن که در ست سوم و چهارم، چند بار ضربان قلبمان از حد مجاز فراتر رفت...خلاصه با کلی شور و نشاط، چین را در فینال نوجوانان آسیا شکست دادیم تا برای اولین بار در تاریخ ورزش کشور  در یک ورزش توپی، قهرمان جهان شویم. احسنت به والیبالیست هایی که فارغ از قهرمانی، با بازی زیبا، یکدست و هماهنگشان چند روزی کیفورمان کردند.

26. Srpen 2007

...امان از نگاه

البته بدیهی است که ما قصد نداریم هیچ گونه قضاوت منفی و جهت داری در رابطه با عکس منتشر شده توسط خبرگزاری فارس داشته باشیم. اما قبول کنید که اسوه های اخلاص و تقوا، در این تصویر نگاه خریدار و معناداری به بانوی اجنبی دارند.
شاید هم آقایان در این فکر بودند که در غیاب سردار رادان، وظیفه ارشادی خود را به جا بیاورند!


یک شب زنده داری پرهیجان

س.س: فوق العاده بود. چه شوری، چه هیجانی، چه مسابقه جذابی. واقعا لذت بردم. به شب بیداری و نخوابیدنش می ارزید.
حالا والیبالیست های نوجوان ایرانی در فینال هستند. در این چند ماهه هر چه فوتبالیست ها خراب کرده اند و آبروریزی راه انداخته اند در مقابلش والیبالیست ها و بسکتبالیست ها و دومیدانی کاران جبران کرده اند. امروز هم که دیگر شاهکار بود. فرانسه مدعی حتی نتوانست یک ست هم از ایران بگیرد.
دقت کنید که این مسابقات آسیایی و جام کشورهای حوزه خلیج فارس نیست که ایران به فینال راه پیدا کرده؛ جام جهانی است، کشتی و تکواندو هم نیست که راه یابی به فینال، عادی باشد. والیبال قهرمانی جهان است.
راحت نباید گذشت از این اتفاق، که برای ما ایرانیان ناهماهنگ درکار جمعی، خوش اتفاقی است. مخصوصا که در طول بازی به وضوح می شد، نشانه های هماهنگی و کار تیمی و انسجام گروهی را در نزد تیم ایران مشاهده کرد و لذت برد و البته افتخار جمع کردن این مجموعه را باید به نام "ست کویچ" نوشت که رهبری مقتدرانه اش راه را بر فینالیست شدن ایران هموار کرد.
پس از یک شب زنده داری پر هیجان و لذت بخش، حالا خواب صبحگاهی برای خودش مزه ای دارد. پیشنهاد می کنم بازی فینال را از دست ندهید. به یک شب بیداری و سپس شنیدن آهنگ "ورزشکاران دلاوران" می ارزد. 

22. Srpen 2007

!چه حزبی شود این مشارکت

س.س: هفته پیش که سفر دو روزه ام به همدان تمام شد و به تهران برگشتم، بیش از آن که شوخی های حین سفر و خاطرات شیرین مسافرت، فکرم را مشغول کند، به جوانانی فکر می کردم که کار تشکیلاتی را جدی گرفته اند و بدون مزد و پاداش، کار سیاسی می کنند و نقشه می ریزند که در این فضای بی تفاوتی سیاسی چگونه باید حرف ها و بحث ها را به گوش مردم رساند.
سفر به همدان خیلی ناگهانی پیش آمد و اگر توقیف شرق نبود که اصلا امکان حضور در آن را نداشتم. 20 ساعت قبل از سفر، سعید نورمحمدی تماس گرفت و به ناگاه همه چیز فراهم آمد؛ و چه چیز بهتر از آن که در این روزهای کسالت بار، فرصتی ایجاد شود که هم تفریحی باشد و هم فعالیتی. 
سه نکته اما در این سفر بیش از هر چیز نظرم را به خودش جلب کرد. نخست دشواری های کار حزبی در شهرستان ها، دوم بچه های خوش فکر و خلاق سیاسی که حالا در شاخه جوانان جمع شده اند و از همه این ها مهمتر، کار تشکیلاتی سفت و سختی که مشارکتی ها پیش گرفته اند. همین مورد آخر در اردوی منطقه ای شاخه جوانان جبهه مشارکت بسیار ملموس بود.  جمع شدن جمعی جوان پایه کار و پیش بردن امور در چارچوب فعالیت تشکیلاتی و برنامه ریزی های خرد و کلان با نگاه انتقادی به گذشته و کلی خلاقیت، چیزی بود که اصلا انتظارش را نداشتم. البته افراد بی بنیه و سیاهی لشگر هنوز هم در جمع مشارکتی ها دیده می شوند اما نخبگان بیست و چند ساله ای در این جمع حضور دارند که هر کس نه تها به آشنایی با آن ها افتخار می کند که نوید آینده ای روشن را به حزب از محبوبیت افتاده مشارکت می دهند.
من البته کاری به شکوری راد و میردامادی و تاج زاده ندارم و نسبت به عملکرد آن ها زمانی که در قدرت بودند هم نمی خواهم قضاوتی داشته باشم. نکته جالب این جا است که مشارکتی ها کار سازمانی و تشکیلاتی را جدی گرفته اند و اگر همین گونه پیش بروند می توان انتظار داشت در آینده یک حزب شش دانگ و قدرتمند در کشور داشته باشیم تا اینقدر در کلاس های تاریخی گفته نشود، جز حزب توده، نظام سیاسی ایران هیچ حزب به درد بخوری ندیده است.
فعالیت چشمگیر مشارکتی ها در کار حزبی، البته ربطی به مواضعشان ندارد. نکته این جا است که آن ها فارغ از هر موضعی که دارند کار تشکیلاتی را جدی گرفته اند و و ساختار مناسبی را پی ریزی کرده اند که این کار در فضای حزب گریز کشور حائز اهمیت است.
کارگاه های برگزار شده در اردوی مشارکتی ها آنقدر پر بار بود که من با همه خستگی سفر نتوانستم از آن دل بکنم. در کمیسیون های تخصصی که ویژه اعضا بود و  به من هم با ارفاق اجازه داده شد با وجود غیر حزبی بودن حضور داشته باشم آنقدر نکته های آموزنده در خصوص کار تشکیلاتی وجود داشت که هیچ یک را در کتاب های تئوریک نمی توان یافت.
پدیده اردوی شاخه جوانان مشارکت را باید مهدیه میر ناصری نایب رییس شاخه جوانان منطقه قزوین دانست که با نطق های پر شور و حرارتش، چندین مرتبه از حضار تشویق گرفت و این امید را ایجاد کرد که اگر مشارکتی ها زبان صریح و نکته سنجش را تحمل کنند در آینده یک فعال سیاسی زن خوش فکر و صریح اللهجه را در عالی ترین سطوح حزبی شاهد خواهیم بود. ضمن آن که بچه های ایلام هم بسیار فعال و جسور نشان دادند. خلاصه آن که از سیاست ورزی جدید مشارکتی ها برپایه ساختن یک حزب نیرومند بوی خوشی به مشام می رسد که ثمره اش قطعا نه فقط برای این حزب، که بیشتر برای اساس تحزب در کشورمان خواهد بود.    

18. Srpen 2007

منتظر معجزه نباشید

م- ت :کمیته ای که برای دفاع از رسانه های توقیف شده تشکیل دادیم ، کم کم داره جا می افته . البته هنوز باید برای منسجم شدنش خیلی تلاش کنیم ولی تو همین دو هفته هم بد جلو نرفتیم . تا حالا تنها کارکرد جدی که برای این کمیته تعریف کردیم یک سری دیدار با آدم های سیاسی و دانشگاهیه . هفته اول با کدیور دیدار کردیم و پنجشنبه پیش هم رفتیم منزل عباس عبدی . خوشبختانه همه چیز خوب پیش رفت . از ایلنا و اعتماد ملی هم این بار بچه ها امده بودند ولی باز هم معتفدم که جا داره این جمع خیلی گسترده تر بشه . بهر حال با همین جمع نسبتا محدود فعلی ، دغدغه هامون رو با عبدی در میان گذاشتیم . عبدی هم از ایده تشکیل این کمیته استقبال کرد و پیشنهاد خودش هم این بود که  یک سایت   راه اندازی کنیم تا این حرکت لااقل تو فضای مجازی یک مرکزیتی داشته باشه . درباره شرایط فعلی رسانه ها  معتقد بود که احتمال داره   نزدیک انتخابات یکی دو تا رسانه دیگه هم توقیف بشه  ولی می گفت اگه مدیران روزنامه خبره باشند ، امکان حفط رسانه ها وجود داره . یک مثال هم از دوره روزنامه سلام زد که تابستان 75 به خاطر احتمال توقیف ، فتیله را داد پایین و تو کل تابستان فقط دو تا یادداشت چاپ کرد اما نزدیک انتخابات که شد دوباره تخته گاز رفت . خلاصه منظورش این بود که مدیران رسانه ها هم باید دستشون باشه که دارند کجا زندگی می کنند و نباید بیخود و بی جهت بهانه به دست دادستانی و وزارت ارشاد بدهند .  در مورد توقیف شرق و هم میهن هم معتقد بود که این دو تا روزنامه به خاطر رقابت با هم باختند . چون آنقدر درگیر رقابت شده بودند که حواسشون از بعضی چیزها پرت شده بود .بین تحلیل های عبدی ، بچه ها هم دیدگاهشون را می گفتند . مثلا در مورد این که حکومت با چه تحلیلی شرق و هم میهن را رفع توقیف کرد و با چه تحلیلی 2 ماه بعد دوباره هردو را تعطیل کرد . عبدی می گفت این اتفاق ها به خاطر تعارض های درونی دستگاه قضاییه . که مثلا یک بخش میانه رو داره و یک بخش تندرو . هر چند که الان این دولت و وزارت ارشاد است که برای مطبوعات تعیین تکلیف می کنه . تحلیل عبدی این بود که بهر حال در کوتاه مدت معجزه ای اتفاق نمی افته که به آزادی مطبوعات منجر بشه . می گفت نمی شه به سادگی چشم انداز چند ماه آینده کشور را پیش بینی کرد و  باید فعلا به انتظار تحولات نشست . 
بعد از گپ و گفت یک ساعت و نیمه با عبدی ، تصمیم بر این شد که روی پیشنهادش بیشتر فکر کنیم . قرار شد برای طراحی سایت با یکی دو تا از دوستان صحبت کنیم تا ببینیم قراره با چه فرمتی پیش بریم . برای دیدار هفته آینده هم هنوز به نتیجه نهایی نرسیدیم . این هفته احتمالا یکی دو روز قبل از دیدار ، خبرش وبلاگی می کنیم تا آنها که علاقه دارند و تجریه توقیف هم دارند ، تشریف بیارند .

 

15. Srpen 2007

رنسانس جنسی

 م-ت :از صدقه سر ساقی قهرمان ،  بحث همجنس بازی این روزها حسابی در وبلاگ ها رونق گرفته . اصل مطلب که توقیف شرق بود ، کم کم فراموش شده ولی مشاجره مخالفان و موافقان همجنس بازی  در وبلاگ ها   همچنان رونق دارد .
فکر می کنم روحیه اروتیک ایرانی ها باعث شده مساله همجنس بازی موضوع داغ وبلاگ ها شود .چون اصولا هر جا بحث جنسی باشد ، ایرانی ها آماده و حاضرند .
چت روم های یاهو را نگاه کنید ، سری به یوتوب بزنید ، ماجرای فیلم زهرا ابراهیمی را هم یکبار در ذهنتان مرور کنید ، حق بدهید که همه چیز گواهی می دهد ما ملت اروتیکی هستیم . اصلا چرا راه دور برویم ، کافی است عکس ها و بولوتوس های  موبایل افراد زیر 40 سال را نگاه کنید ، نتیجه اش گویای همه چیز است .
خیلی ها فکر می کنند این روحیه اروتیکی که ایرانی ها دارند به خاطر وجود محدودیت های دست و پا گیر حکومتی است و چون جامعه از روابط جنسی آزاد منع شده ، حریص تر و اروتیک تر شده است . ولی من فکر می کنم ماجرا کاملا برعکس است . یعنی این که ما در دوره رنسانس جنسی به سر می بریم و روحیه اروتیک افراطی جامعه ایران هم به همین دلیل است . درست است که محدودیت های حکومتی در راه رنسانس جنسی سنگ اندازی می کند ولی نمی تواند مانع از این رنسانس شود . شاید خیلی ها فکر کنند که این رنسانس جنسی ، چیزی جز انحراف اخلاقی دست جمعی و تباهی اجتماعی نیست ولی این ساده ترین فرضی است که می شود طرح کرد . وقتی رنسانس جنسی اتفاق می افتد یعنی این که  افراد جامعه به خودآگاهی درباره بدن خود دست می یابند . معنی رنسانس جنسی ، صرفا آمیزش جنسی نیست . درکی است که افراد از جنسیت خود پیدا می کنند و بر اساس آن هویت خود را می سازند .
به همین دلیل ، معتقدم که به جای همراهی با زاهد مسلکان که از تباهی جامعه نگرانند و می ترسند تابوهای اخلاقی در جامعه شکسته شود ، نسل ما باید به شکستن این تابوها کمک کند . اگر رنسانس جنسی مسیرش را به سلامت ادامه دهد ، در آینده ای نه چندان دور از میزان تجاوزهای جنسی و قتل های ناموسی و خودکشی ها به دلیل ترس از آبرو ریزی کاسته خواهد شد ، والا جامعه برای سپری کردن رنسانس جنسی ، مسیری را می رود که در آن کارهایی مانند تماشای فیلم خصوصی دیگران ، تجاوز و .. توجیه پذیر جلوه می کند .

13. Srpen 2007

خداحافظی با روزنامه نگاری؟

س.س: امروز برای چندمین بار طی یک هفته گذشته از دوستان و آشنایان توصیه شنیدیم که کار مطبوعاتی را رها کرده و پیشه دیگری اختیار کنیم. یکی از باسابقه های روزنامه نگاری می گفت «افسوس، آنگاه که فرصت و امکان در اختیار داشتم قلم را بر زمین نگذاشتم تا گام در کاری مطمئن و بی دردسر بگذارم. حالا که 26 سال را در تحریریه ها گذرانده ام چاره ای ندارم جز این که از همین راه ادامه مسیر دهم اما شما جوانید. اشتباه من را تکرار نکنید و تا فرصت دارید این حرفه ناامن و پر مصیبت را کناری بگذارید و فکری به حال خویش کنید.»
دیگران هم دلسوزانه ما را انذار می دادند که آخر این چه پیشه است؟ در روزگار سرخوشی و حضور در سر کار که خیر و برکتی ندارد؛ چه رسد به حالا که توقیفتان هم کرده اند.
راه میانه را اما دکتر محسن کدیور پیش پایمان گذاشت وقتی که توصیه کرد به روزنامه نگاری به عنوان شغل دوم نگاه کنید و تا زمانی که امنیت شغلیتان در مطبوعات تضمین نشده، به سراغ کار دیگری بروید و از دور دستی بر آتش داشته باشید.
دوستان مطبوعاتی در این مدت گرچه به صراحت از ادامه حضور در کار مطبوعاتی سخن نگفتند اما حقیقت این است که خواب و خیال تغییر شغل چند روزی می شود که فکر و ذهن جمعی از روزنامه نگاران را به خود مشغول کرده است. در جمع های دوستانه، پیشنهاد های مختلفی مطرح می شود. برخی کار را به طنز می کشانند و دست اخر هم نتیجه ای حاصل نمی شود اما هر چه هست بوسیدن و کنار گذاشتن قلم این روزها فکر و ذکر اصحاب رسانه به ویژه آن ها که زن و بچه ای دارند و در غم نان و اجاره بها، هر ماهه ماتم می گیرند بسیار مشغول کرده است. در همین روزها از تعدادی بچه های فنی روزنامه(حروفچین و صفحه بند) شنیدم که گفتند دیگر در روزنامه ها کار نمی کنند. روزنامه نگاران هم فعلا در حال ارزیابی اوضاع و دستیابی به نتیجه هستند.
سه چهار سال پیش یادم هست که حسین باستانی در جمع مشارکتی های شرق تهران گفت: از وقتی به خاطر می آورم با هر موج توقیف مطبوعات، جمعی از روزنامه نگاران از کار خداحافظی کردند یا شغل دیگری سراغ گرفتند و یا جلای وطن کردند. باستانی که خود آن روزها در روزنامه های داخل کشور به کار مشغول بود حالا خودش راه دسته آخر را انتخاب کرده است و قصه سوزناکی که آن روز تعریفش کرد همچنان ادامه دارد.

*****
تردید ندارم که فلسفه تمام این باز و بسته کردن های روزنامه ها و فشار بر روزنامه نگاران و تهدید ها و فشارهای اقتصادی که بر مطبوعات وارد می شود از این جا ناشی می شود که قلم به دستان جا بزنند و فرد دیگری هم فکر و خیال ورود به این عرصه نداشته باشد. اتفاقا آقایان از این شگفت زده و متعجب هستند که با این همه ناامنی شغلی و مشکلات معیشتی و دردسرهای کاری، چطور پس از کناره گیری بزرگترها ازکار مطبوعاتی، باز عده جدیدی هستند که حاضر می شوند سختی های کار را بپذیرند و پا در این راه سخت و پر پیچ و خم بگذارند. در این فضا، شنیدن صدای نا امیدی جمع جدیدی از روزنامه نگاران و احتمال خداحافظی گروه دیگری از خبرنگاران قطعا بهترین خبر برای اقتدارگرایانی است که به دک کردن اهالی مطبوعات می اندیشند.
اینکه در شرایط فعلی چه جمعی عطای روزنامه نگاری را به لقایش ببخشند و اقتدارگرایان را از بابت به ثمر نشستن نقشه هایشان خشنود سازند مشخص نیست، اما با وجود تمام توصیه های خیرخواهانه و دوستانه، ما قطعا جزو این جمع نخواهیم بود، هرچند که ناصحان کنایه زنند بوی قرمه سبزی بلند است و از این بابت هزینه ها در راه می بینیم.
با این حال ما می مانیم....

11. Srpen 2007

دیدار با کدیور

  م- ت: روز بعد از غروب شرق ، لحظاتی  پیش از آن که  تا اطلاع ثانوی با همکاران خداحافظی کنیم از دل یک گفت و گوی چند نفره ،ایده ای درآمد . دیدار  نمایندگان رسانه های توقیف شده با نخبگان علمی و سیاسی .قرار بر این شد که بچه های ایلنا و هم میهن را هم به عنوان آخرین داغداران توقیف ، خبر  کنیم . همه چیز خیلی سریع پیش رفت و عصر پنجشبه ، در کوچه مجاور حسینیه ارشاد ، در اتاقی که تنها گنجایش 15 نفر را داشت ، میهمان دکتر محسن کدیور شدیم . روحانی منتقدی که به واسطه ریاست انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ، گزینه مناسبی برای نخستین دیدار بود .
شب قبل که برای هماهنگی به کدیور زنگ زدم ، گفت که دیدگاه هایی دارد درباره شرایط روزنامه نگاری امروز و نقدهایی به شرق که گرچه دیر هنگام بود ولی شنیدنش  از لطف  خالی نبود .
با این حال پیش از آن که کدیور دیدگاهش را طرح کند ، جمع 10 نفری ما دغدغه ها و دلمشغولی هایش از اوضاع را هر یک به زبانی ابراز کردند .  ترجیع بند تمام این دغدغه ها ، فضای بسته کار رسانه ای بود . من هم سوال "چه باید کرد "؟را پیش کشیدم . کدیور گفت که جوابی برای این سوال ندارد اما  به  جمله ای از آل احمد اشاره کرد برای این که نشان دهد چرا حکومت بدون ترس از اعتراض جمعی اهالی مطبوعات ، آنان را یکی پس از دیگری به تیغ توقیف می کشدشان .
جمله آل احمد این بود " کسی باش تا به بازی بگیرندت " . کدیور گفت از نظر حکومت امثال ما کسی نیستیم ،چون قدرت بسیج نداریم و بینمان هماهنگی وجود ندارد .
دیدگاه کدیور این بود که همین قدرت بسیج ، حکومت را سرپا نگه داشته است .او می گفت بر خلاف برخی تحلیل ها که برخورد دولت با رسانه ها و گروه های مدنی و دانشگاهی را برخوردی از سر ترس و استیصال می دانند ، حکومت اکنون در اوج قدرتش قرار دارد و  چون منتقدانش را به چیزی نمی گیرد ، آنان را به هر وسیله ممکن ساکت می کند .
کدیور از دل این تحلیل به ما توصیه کرد که در این شرایط باید انتظاراتمان را بر اساس واقعیات هماهنگ کنیم تا دچار سرخوردگی نشویم . او برخی بحث های ساختاری درباره علل توسعه نیافتگی ایران را پیش کشید و گفت در این شرایط سیاسی و فرهنگی انتظار معجزه نباید داشت .
به عقیده کدیور تا زمانی که دولت رانتیر متکی به نفت بی نیاز از مردم بر سر کار است و تا وقتی شاخص های فرهنگی نظیر نشر کتاب و روزنامه  و صندلی های سینما و تئاتر  تا این حد فاجعه بار است ، اصلاحاتی هم اگر انجام گیرد اصلاحات از بالا خواهد بود . نظیر آن چه در زمان مصدق رخ داد و سال 76 نیز از سوی خاتمی نمایندگی شد . تاکید کدیور بر این بود که در  شرایط سیاسی و فرهنگی کنونی  باید  از تئوری اصلاحات از بالا حمایت کرد چون راهی برای اصلاح دموکراتیک و متکی به بدنه اجتماعی وجود ندارد .                          
توصیه خاص او به بچه های مطبوعات هم این بود که برای ماندن در عرصه رسانه ای ، باید دنبال منبع درآمد دیگری نیز باشند . چرا که در غیر این صورت یا به سمت رادیکالیسم می روند  یا گوشه نشین و سرخورده می شوند. 
کدیور همچنین بر آن بود که هویت روزنامه نگاران دوران پس از اصلاحات هنوز تعریف نشده و روزنامه نگاران این دوره به رغم همه ناملایمات باید تعریفی از هویت حرفه ای خود به دست دهند تا پس از هر برخوردگی از جانب دولت ، دچار پریشانی نشوند.
استاد اخراجی دانشگاه تربیت مدرس پس از همه توصیه هایش ، انتقادها از شیوه روزنامه شرق را هم طرح کرد و گفت که این روزنامه مجله ای بود که هر روز منتشر می شد . نقد اصلی کدیور به حوزه اندیشه و ادب و هنر بود . حوزه هایی که به عقیده وی کارکردشان ، کارکرد روزنامه ای نبود و علاوه بر هزینه بر بودن ، احتمال خطا را نیز بالا می بردند . چنان که توقیف شرق نیز به استتاد مصاحبه ای هنری انجام شد .
کدیور می گفت که روزنامه نگاران کنونی ، در برخی حوزه ها ، مخاطبان خود را نمی شناسند و برای مثال در همین شرق ،ویژه نامه 4 صفحه ای تنیس ویمبلدون منتشر شد حال آن که اساسا تنیس ورزش مورد علاقه گروه اندک شماری از مردم است  و این نشان می دهد که روزنامه نگاران گهگاه از شناخت درست مخاطبان خویش بازمانده اند . 
دیدار با دکتر کدیور و دیدگاه هایی که او درباره شرایط فعلی و چشم انداز آینده فعالیت رسانه ای ترسیم کرد ، هر چند  بنا به واقعیات موجود سخت تیره و تار بود ، ولی همچنان که  کدیور نیز از دکتر ابراهیم یزدی نقل قول کرد رسیدن به دموکراسی  " پر رویی " می طلبد و باید علیرغم همه ناملایمات در صحنه ماند تا رقیب از نفس بیاقتد . 
      
پی نوشت :
ایده دیدار نمایندگان رسانه های توقیف شده با نخبگان علمی و سیاسی اگرچه فی البداهه طرح شد ، ولی ادامه آن ، نیاز به همراهی بیشتر دوستانی دارد که رسانه شان به محاق توقیف رفته است. دیدار بعدی احتمالا پنجشنبه آینده خواهد بود . فعلا دنبال گزینه مناسبی برای دیدار می گردیم.


9. Srpen 2007

سوتی خودی و غیر خودی



در این که روزنامه شرق گاف بزرگی داده و لقمه حاضر آماده ای برای هیات نظارت بر مطبوعات آماده کرده هیچ شکی نیست اما بد نیست خبرنگاران رسانه های اصولگرا  و آن ها که این روزها مدام غر می زنند که کار غیر قابل دفاعی انجام داده اید و اقدام شرق جای هیچ بحثی باقی نگذاشته به این سوال پاسخ دهند اگر گاف هایی که چندی پیش جام جم و همشهری دادند در یکی از رسانه های اصلاح طلب اتفاق می افتاد چه جنجالی به پا می شد و کفن پوشانشان چگونه در جلوی ساختمان روزنامه تجمع می کردند. به راستی چگونه می شود که برخی اشتباهات، قابل چشم پوشی هستند و برخی دیگر شایسته شدیدترین مجازات. به گاف های جام جم و همشهری نگاه کنید.
در تصویر اول بچه های روزنامه جام جم، بدون توجه به نوشته های روی تخته، عکسی از آلبرت انيشتين را چاپ کرده اند که بسیار بحث برانگیز است. طبیعی است یک بی دقتی در انتخاب عکس باعث آن شده  و این بی دقتی را همه خوب درک کرده اند. در تصویر دوم، روزنامه همشهری در سالگرد تاسیس شاخه نظامی سازمان مجاهدین، اقدام به چاپ آگهی تبریک برای مریم رجوی همسر سرکرده این گروهک کرد و خواهان بازگشت وی به وطن شد. معلوم است آن بنده خدایی که آگهی را چاپ کرده عکس 30 سال پیش رجوی را ندیده و حتی ممکن است چهره امروزی وی را هم نشناسد و از این بابت نمی توان بر وی خرده ای گرفت. اشتباه است. پیش می آید.
دوستان اصولگرا اما پاسخ دهند اگر این دو گاف در رسانه های اصلاح طلب صورت می گرفت به راحتی از آن عبور می کردند و حاضر بودند چشم پوشی کنند. این تناقض در مواجهه با اشتباهات رسانه ای نکته ای است که پاچه گیران باید برایش پاسخی دست و پا کنند.


7. Srpen 2007

سوت و كور

س.س:  اين چندمين بار است كه مي نويسم و پاك مي كنم. هر چه بر كيبورد مي زنم و بر صفحه مونيتور نقش مي بندد به دل نمي نشيند. هنوز اينترنت پر سرعت روزنامه را قطع نكرده اند. اطلاعيه اي بر تابلو زده اند كه ديگر نيازي به حضور در روزنامه نيست و اگر لازم باشد با خبرنگاران تماس گرفته خواهد شد. معناي اين جمله براي همه بسيار روشن و نااميد كننده است.
فعلا با بچه ها نشسته ايم در تحريريه سوت و كور شرق و  با همديگر گپ مي زنيم. زيدآبادي كه چند دقيقه قبل روزنامه را ترك كرد براي روزنامه نگاران پيشنهاد جالبي داشت. پيشنهادي كه شايد براي فضاي فعلي مطبوعاتي مناسب باشد. شرح آن باشد براي بعد...





6. Srpen 2007

حال ما خوب است اما تو باور نکن


م-ت :پرياي نازنين چتونه زار مي زنين
باز هم شما پيروز شديد آقايان و ما باختيم .  هورا براي شما .
حالا ما بيكار شديم و كار از اظهار تاسف و اين حرف ها هم گذشته است .
اين ماجراي توقيف آن قدر تكراري شده كه وقتي امروز با خبر توقيف از خواب بيدار شدم ، تعجبي نكردم.شرق هم مثل بيش از 100 نشريه ديگر در  اين سالها زير تيغ رفت و اين چيز غريبي نبود .
به بهانه مصاحبه اي ،شرق را توقيف كردند و عجب آن كه حكومت نه فقط براي تخريب فعالان سياسي به آنان انگ فساد اخلاقي مي زد كه براي توقيف مطبوعات هم بهانه هاي اخلاقي مي آورد .
ولي اين بهانه ها هم ديگر نخ نما شده است . بحث درباره اين كه شرق اشتباه كرده كه اين مصاحبه را منتشر كرده يا نه ، بحث عبثي است . شرق بالاخره توقيف مي شد . دير و زود داشت ولي سوخت و سوز نداشت .
نوبت به ما كه رسيد ، گونه بچه ها كه خيس شد ،قرباني بعدي خودش را آماده كند . آقايان دندان تيز كرده اند .
 
ديگر بچه ها هم نوشته اند:
توقيف شرق، سبب خير و خوشحالي/نسرين افضلي
راه شرق ادامه دارد/خاطره وطن خواه

هم ميهن؛ شرق توقيف شد/عباس عبدي
باز هم توقيف/مريم شباني

هديه روزخبرنگار؛ توقيف شرق/محبوب حسين زاده
لياقت داشتن يك روزنامه را هم نداريد
به كجا مي رويد؟/كريم ارغنده پور