۶ مرداد ۸۶

در ستایش رقص و اعتکاف و دیگر لذت های ممنوعه

س.س: این روزها که  در تلویزیون تصاویر معتکفان را می بینیم که در مساجد گرد امده اند، یاد روزهایی که می افتم که فرصتی داشتم و حس و حالی تا در این قبیل مجامع حضور داشته باشم.
حقیقتش این است که دیدن تصاویر جوانانی که با زیر پوش و شلوار راحتی در مسجد گرد آمده اند و قرار است سه روز روزه بگیرند و راز و نیاز کنند و پا از مسجد بیرون نگذارند، برای ان ها که نسبتی با این مراسم ندارند خنده دار و مسخره به نظر می رسد، اما باید اهلش بود و در این جمع پر شور و حال شرکت داشت تا فهمید چه طعمی دارد و چه حس و حالی به جا آوردن اعمال ام داوود.
من که خودم دو سالی در یک شرایط ویژه و بدون دردسر امکان حضور در مراسم اعتکاف را داشتم هرگز فکر نمی کردم که علاقمندان به مراسم اعتکاف آنقدر زیاد باشند که مساجد از عهده پذیرش آن ها بر نیایند و عده ای را رد کنند. امشب که شنیدم یکی از دوستان به آب و اتش زده تا پارتی جور کند و راهی به اعتکاف بیابد و چندتایی دیگر علی رغم سعی و تلاش فراوان به در بسته خوردند، شگفت زده شدم از این همه استقبال.
اینکه علاقمندان به اعتکاف امکانی برای مقصود خود می یابند البته باعث خوشحالی است؛ ولو آن که عده ای پشت درهای بسته بمانند و جایی برای حضور آن ها نباشد. مشکل اصلی وقتی رخ می نماید که طیف دیگری از جوان ها هستد که سبک زندگی متفاوتی دارند و خوشی و لذت خود را در حاضر شدن در مراسمی دیگر می جویند اما به لحاظ قانونی از آن محرومند.
دولت درایران البته نمی تواند به این تن دهد که شهروندان را در انتخاب سبک زندگی آزاد بگذارد. به همین خاطر شکاف معتکفان و غیر مذهبی ها گاه چنان می شود که به مسخره کردن و هجو اعتکاف کنندگان منجر می شود. حال آن که اگر حکومت به این تن دهد که شهروندان را در دینداری و کامجویی حوزه خصوصی زندگی شان آزاد بگذارد، اعتکاف کنندگان به راه خود می روند و رقص و پایکوبی هم مشتری های خاص خودش را خواهد داشت؛ بی آن که طرفداران هریک به گروه دیگر نگاه تمسخر آمیزی داشته باشند.
در شرایط فعلی اما گروهی که در اکثریت است گروه دیگر را دست می اندازد و اکثریت اگر جابه جا شود کار به سرکوب طرف مقابل می کشد. چنین است که تا حاکمیت تن به قواعد شخصی سبک زندگی نداده و به لذت جویی متکثر افراد تن ندهد، نه تنها شکاف های جامعه ایران پر نمی شود بلکه صحبت از اتحاد و انسجام و وحدت و همدلی حرف مفت است.
برای یک حکومت دینی، این افتخار نیست که در و دیوار و رادیو تلویزیون همه رنگ و روی دینی داشته باشد  و در این میان برخی جوانان به اعتکاف بروند و برخی دیگر لب به تمسخر و استهزا این دسته گشایند.  افتخار این است که مجلس لهو و لعب و سالن مطالعه و مسجد و ورزشگاه همه برپا باشد و در میان حق انتخاب، هرکس باب میلش را انتخاب کند و کسی به سبک زندگی دیگران کاری نداشته باشد.

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/392
نظرات شما:

بابا پلوراليست ! تكثر گرا !
به بازي وبلاگي «در اوين چه مي گذرد؟» خوش آمديد،هر دوتاتون،واي به حال تون اگر ننويسيد! http://bavar.persianblog.ir/1386_5_bavar_archive.html#7171546
سلام لينك دادم
اگه اون كاري كه شماها انجام داديد اسمش اعتكاف بود كه من هميشه اعتكافم. آي مردم بدونيد كه ابن آفا تو 2 دوره اعتكاف دست به هر عملي زده غير از اعمال ام داوود. بگم؟ يه نمونش ليگ واليبال معتكفين بوده . (فكر نمي كردي يه روز تو وبلاگت برات افشاگري كنم؟)