اعتراف های مخملی
م- ت : کاش معلوم بود فیلم مستندی که اعترافات تاجبخش و اسفندیاری و جهانبگلو لابلای آن پخش می شد ساخت چه کشوری است . از ظاهرش به نظر می آمد که باید به توصیه سازمان اطلاعات روسیه ساخته شده باشد . فیلم با آن که کاملا در راستای منافع مسکو هدایت شده بود ، ولی خوش ساخت بود . دستکم از نمونه وطنی آن یعنی " هوینت " چند سر و گردن بالاتر بود . ولی بهر حال یک مستند هدایت شده بود که با هدف تحریف آرمان ها و دستکاری در رویدادها ساخته شده بود تا تلاش فعالان دموکراسی برای بسط آزادی ، مزدوری برای آمریکا قلمداد شود .
شاید کسانی که انقلاب های رنگی را نمی شناسد تا حدی روایت این فیلم را باور کنند اما کسانی که تحولات آسیای میانه را دنبال می کند نمی توانند انکار کنند که زندگی مردم بعد از انقلاب های رنگی در اوکراین و گرجستان و قرقیزستان بهبود یافته و دموکراسی هم بسط پیدا کرده است ولی در عوض کشورهایی چون ازبکستان که انقلاب مخملی در آن شکست خورد یا بلاروس که در آن حامیان روسیه با تقلب آشکار در انتخابات قدرت را از آن خود کردند ، نبود رسانه های آزاد و نهادهای مستقل همچنان فعالان دموکراسی را رنج میدهد و دولت هم به خود اجازه می دهد که مخالفانش را به شدت سرکوب کند .
به همین دلیل انقلاب های رنگی پیروز در آسیای میانه چه با منشا بیرونی شکل گرفته باشد ، چه اپوزسیون داخلی آن را هدایت کرده باشد ، برای غالب مردمی که آن را تجربه کرده اند تجربه بالنسبه مبارکی بوده است. وزارت اطلاعات هم اگر هدفش این بوده که با قرار دادن اعتراف های اسفندیاری و تاجبخش و جهانبگلو در لابلای این فیلم به مخاطب القا کند که اینان هم در اندیشه انقلاب مخملی در ایران بوده اند ، ناشیانه عمل کرده است . زیرا نه انقلاب های مخملی پدیده مذمومی به شمار می رود و نه از اعتراف هایی که لابلای این مستند نمایش داده شد می توان توطئه برپایی انقلاب مخملی را رد یابی کرد .
تاجبخش و اسفندیاری و جهانبگلو در اعتراف های خود شرحی از روند فعالیت های چند بنیاد آمریکایی مانند بنیاد ویلسون و موسسه سورس ارایه دادند و بدون این که اتهام جاسوسی یا تلاش برای براندازی را بپذیرند ، نحوه فعالیتشان در این بنیادها را توضیح دادند .
به همین خاطر حتی اگر آن قدر خوش بینی به خرج دهیم که بپذیریم اعتراف کنندگان به میل خود این اعتراف ها را انجام داده اند ، باز از محتوای سخن ایشان نمی توان اتهام جاسوسی را استنباط کرد . بگذریم از این که کمتر کسی اصولا دلبخواهانه بودن این اعتراف ها را باور دارد و اعتراف تحت فشار هم ارزشی ندارد .
بنابراین تنها نتیجه ای که از آسمان به ریسمان بافتن وزارت اطلاعات در پخش شوی " به اسم دموکراسی " می توان گرفت ، عزم این وزارت خانه برای ترساندن فعالان سیاسی و حقوق بشری است تا ارتباط آنان را با خارج قطع کنند و به بهانه انقلاب مخملی جلوی فعالیت های آنان را بگیرند . شاید هم پروژه دیگری از بگیر و ببندهای در کار باشد که شوی اعترافات قرار است زمینه اش را فراهم کند .
شاید کسانی که انقلاب های رنگی را نمی شناسد تا حدی روایت این فیلم را باور کنند اما کسانی که تحولات آسیای میانه را دنبال می کند نمی توانند انکار کنند که زندگی مردم بعد از انقلاب های رنگی در اوکراین و گرجستان و قرقیزستان بهبود یافته و دموکراسی هم بسط پیدا کرده است ولی در عوض کشورهایی چون ازبکستان که انقلاب مخملی در آن شکست خورد یا بلاروس که در آن حامیان روسیه با تقلب آشکار در انتخابات قدرت را از آن خود کردند ، نبود رسانه های آزاد و نهادهای مستقل همچنان فعالان دموکراسی را رنج میدهد و دولت هم به خود اجازه می دهد که مخالفانش را به شدت سرکوب کند .
به همین دلیل انقلاب های رنگی پیروز در آسیای میانه چه با منشا بیرونی شکل گرفته باشد ، چه اپوزسیون داخلی آن را هدایت کرده باشد ، برای غالب مردمی که آن را تجربه کرده اند تجربه بالنسبه مبارکی بوده است. وزارت اطلاعات هم اگر هدفش این بوده که با قرار دادن اعتراف های اسفندیاری و تاجبخش و جهانبگلو در لابلای این فیلم به مخاطب القا کند که اینان هم در اندیشه انقلاب مخملی در ایران بوده اند ، ناشیانه عمل کرده است . زیرا نه انقلاب های مخملی پدیده مذمومی به شمار می رود و نه از اعتراف هایی که لابلای این مستند نمایش داده شد می توان توطئه برپایی انقلاب مخملی را رد یابی کرد .
تاجبخش و اسفندیاری و جهانبگلو در اعتراف های خود شرحی از روند فعالیت های چند بنیاد آمریکایی مانند بنیاد ویلسون و موسسه سورس ارایه دادند و بدون این که اتهام جاسوسی یا تلاش برای براندازی را بپذیرند ، نحوه فعالیتشان در این بنیادها را توضیح دادند .
به همین خاطر حتی اگر آن قدر خوش بینی به خرج دهیم که بپذیریم اعتراف کنندگان به میل خود این اعتراف ها را انجام داده اند ، باز از محتوای سخن ایشان نمی توان اتهام جاسوسی را استنباط کرد . بگذریم از این که کمتر کسی اصولا دلبخواهانه بودن این اعتراف ها را باور دارد و اعتراف تحت فشار هم ارزشی ندارد .
بنابراین تنها نتیجه ای که از آسمان به ریسمان بافتن وزارت اطلاعات در پخش شوی " به اسم دموکراسی " می توان گرفت ، عزم این وزارت خانه برای ترساندن فعالان سیاسی و حقوق بشری است تا ارتباط آنان را با خارج قطع کنند و به بهانه انقلاب مخملی جلوی فعالیت های آنان را بگیرند . شاید هم پروژه دیگری از بگیر و ببندهای در کار باشد که شوی اعترافات قرار است زمینه اش را فراهم کند .
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/390