گریه برای تابوت بی مرده
م - ت :دوستان هم میهنی ، مثل معروفی است این که می گوی
ند حرمت امامزاده به متولی است . شما حرمت امامزاده خود را نگاه نداشتید . تریبون آزادی که به درخواست شما در اعتراض به توقیف روزنامه شما در انجمن صنفی برگزار شد ، شبیه یک شوخی کاملا بی مزه بود .
شما همه را به مجلس عزایی دعوت کردید که خودتان به عنوان صاحب عزا در آن حضور نداشتید . از کرباسچی و عطریان توقعی نیست . آنها دلشان به لابی ها خوش است و اصلا انجمن صنفی هم جای روزنامه نگاران است نه مردان لابی و پشت پرده بازهای سیاست .
حداقل انصاف این بود که تحریریه هم میهن که جلسه انجمن صنفی به درخواست آنها تشکیل شده بود ، قدم رنجه می کردند و برای دفاع از حقوق حرفه خود در این نشست صنفی حضور می یافتند ولی نمی دانم کدام ملاحظه کاری و محافظه کاری باعث شده که تحریریه هم میهن حتی برای دفاع از حقوق خود ، حاضر به برداشتن کوچکترین قدمی نشدند .
شنیده ام که دلیل نیامدن هم میهنی ها به انجمن ، وعده هایی بوده که دادستانی برای رفع توقیف روزنامه داده است . حتی اگر این وعده ها درست باشد و اصلا حتی اگر هم امروز هم میهن رفع توقیف شود باز توجیهی برای تحریریه این روزنامه نیست که از مدنی ترین حرکت صنفی ممکن سرباز زدند .
به قول شمس الواعظین ما که برای دفاع از همکارانمان در روزنامه هم میهن به انجمن رفته بودیم ، مثال کسانی بودیم که بالای سر تابوتی بدون مرده گریه می کردیم .
از برخی دوستان شنیدم که همان چند نفری هم که از هم میهن آمده بودند به اصرار و درخواست زید آبادی بوده که وقتی مجری جلسه شد و دید که اکثر هم میهنی ها در جلسه نیستند موضوع نشست را عوض کرد و گفت به دلیل احتمال بازگشایی هم میهن ، موضوع این نشست را به نا امنی حرفه روزنامه نگاری تغییر می دهیم .
این را به نقل از زید آبادی گفتم که ببینید آش چقدر شور بوده که آش پز هم به آن اعتراف کرده است .
تاسف مضاعف من اما از این است که ای کاش لااقل همکارانمان در خبرگزاری توقیف شده ایلنا را درمیافتیم که تنی چندشان به انجمن آمده بودند اما آنقدر مورد بی اعتنایی قرار گرفتند که دسته جمعی جلسه را ترک کردند و تازه بعد از رفتنشان ، آقایان از این که حواسشان به ایلنا نبوده عذرخواهی کردند .
با این اوضاع فکر می کنم باید به آقای مرتضوی حق بدهیم برای این که به شعارهای ما درباره یکدستی و همدلی جامعه روزنامه نگاری بخندند و بیش از پیش دریابد که از این جماعت روزنامه چی بخاری بلند نمی شود .
با این حال و روز که داریم ، فردایمان هم همین است هم میهن.
ند حرمت امامزاده به متولی است . شما حرمت امامزاده خود را نگاه نداشتید . تریبون آزادی که به درخواست شما در اعتراض به توقیف روزنامه شما در انجمن صنفی برگزار شد ، شبیه یک شوخی کاملا بی مزه بود . شما همه را به مجلس عزایی دعوت کردید که خودتان به عنوان صاحب عزا در آن حضور نداشتید . از کرباسچی و عطریان توقعی نیست . آنها دلشان به لابی ها خوش است و اصلا انجمن صنفی هم جای روزنامه نگاران است نه مردان لابی و پشت پرده بازهای سیاست .
حداقل انصاف این بود که تحریریه هم میهن که جلسه انجمن صنفی به درخواست آنها تشکیل شده بود ، قدم رنجه می کردند و برای دفاع از حقوق حرفه خود در این نشست صنفی حضور می یافتند ولی نمی دانم کدام ملاحظه کاری و محافظه کاری باعث شده که تحریریه هم میهن حتی برای دفاع از حقوق خود ، حاضر به برداشتن کوچکترین قدمی نشدند .
شنیده ام که دلیل نیامدن هم میهنی ها به انجمن ، وعده هایی بوده که دادستانی برای رفع توقیف روزنامه داده است . حتی اگر این وعده ها درست باشد و اصلا حتی اگر هم امروز هم میهن رفع توقیف شود باز توجیهی برای تحریریه این روزنامه نیست که از مدنی ترین حرکت صنفی ممکن سرباز زدند .
به قول شمس الواعظین ما که برای دفاع از همکارانمان در روزنامه هم میهن به انجمن رفته بودیم ، مثال کسانی بودیم که بالای سر تابوتی بدون مرده گریه می کردیم .
از برخی دوستان شنیدم که همان چند نفری هم که از هم میهن آمده بودند به اصرار و درخواست زید آبادی بوده که وقتی مجری جلسه شد و دید که اکثر هم میهنی ها در جلسه نیستند موضوع نشست را عوض کرد و گفت به دلیل احتمال بازگشایی هم میهن ، موضوع این نشست را به نا امنی حرفه روزنامه نگاری تغییر می دهیم .
این را به نقل از زید آبادی گفتم که ببینید آش چقدر شور بوده که آش پز هم به آن اعتراف کرده است .
تاسف مضاعف من اما از این است که ای کاش لااقل همکارانمان در خبرگزاری توقیف شده ایلنا را درمیافتیم که تنی چندشان به انجمن آمده بودند اما آنقدر مورد بی اعتنایی قرار گرفتند که دسته جمعی جلسه را ترک کردند و تازه بعد از رفتنشان ، آقایان از این که حواسشان به ایلنا نبوده عذرخواهی کردند .
با این اوضاع فکر می کنم باید به آقای مرتضوی حق بدهیم برای این که به شعارهای ما درباره یکدستی و همدلی جامعه روزنامه نگاری بخندند و بیش از پیش دریابد که از این جماعت روزنامه چی بخاری بلند نمی شود .
با این حال و روز که داریم ، فردایمان هم همین است هم میهن.
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/387