۱۴ تیر ۸۶

کسی برای توقیف هم میهن هورا نکشید

م - ت :شایعه شومی این طرف و آن طرف پیچیده که شرقی ها ا از شنیدن خبر توقیف هم میهن شاد شده اند  و از بیکاری همکاران سابق قند توی دلشان آب شده است . نمی دانم آنها که  به این شایعه دامن می زنند چه نیتی در سر دارند ولی من حاضرم گواهی بدهم  آن زمان که خبر توقیف هم میهن   رسید ، تحریریه شرق یا دستکم آن دو سه سرویسی که من دیدم یک باره سوت و کور شد . 
کسی هورا نکشید ، کسی قند توی دلش آّب نشد . همه آن ها که من دیدم غصه دار شدند . اصلا گیرم چند نفری هم در خفا شادمانی کرده باشند ولی این حس عمومی نبود . تا  ساعت 30 :9شب همه بچه های سرویس سیاسی در روزنامه مانده بودند چون هیچ کس حال رفتن نداشت . حس بدی بود که بچه های قدیمی شرق بیشتر درکش      می کنند . 
ناراحتی تاجیک و بغض افروز منش را به عینه دیدم .نیز نگرانی و دلهره سایر بچه ها از این که شرق هم دوباره توقیف شود .
  تا ساعت 9 به قول نیلوفر منصوریان همه منتظر بودیم ببینیم آقای موتوری که نامه توقیف هم میهن را به   به آفرین برده ُسری هم به خیابان گلشهر جردن می زند یا نه . 
 بنابراین این دروغ بزرگ که شرقی ها از شنیدن خبر توقیف هم میهن خوشحال شدند  را باور نکنید . این همان چیزی است که آقای مرتضوی و  خبر ویژه نویس کیهان می خواهد . 
من هنوز هم که هنوز است هر کس از بچه های قدیمی شرق را می بینم ار قوچانی و تیمی که در هم میهن بود با احترام یاد می کنند . هر چند هر قاعده ای استثنایی هم دارد. 
این که بعضی دوستان اصرار دارند تیتر یک نشدن توقیف هم میهن در شرق را هم به عنوان  سند اختلاف های بچه های این رورنامه قلمداد کنند . دور از انصاف است . تا آن جا که من می دانم  خبر  توقیف هم میهن تا مرز تیتر یک شدن هم رفته بود ولی چیزی به اسم احتیاط که گاهی شرط عقل است مانع آن شد . رحمانیان گفته بود شب خطرناکی است ، باید احتیاط کنیم . 
  با این حال ، بچه ها فردای توقیف هم میهن به سردبیر خرده می گرفتند که چرا خبر  توقیف هم میهن تیتر یک نشده است . در سخن بچه ها اثری از دشمنی و  اختلاف نبود ، پاسخ های سردبیر هم نیز . احمد غلامی با همه علاقه اش برای پرداخت این موضوع استدلال هایی داشت که شاید زمانی صلاح ببیند آنها را مطرح کند .

پی نوشت : برای نوشتن این پست با خودم حسابی کلنجار رفتم . ولی به دو دلیل تصمیم گرفتم که بنویسم. نخست این که فکر کردم به عنوان کسی که تازه به مجموعه شرق وارد شده ،  ممکن است  بی طرفانه تر و بی غرضانه تر بنویسم و دلیل دومم این بود که جز خاطره وطن خواه کسی از دوستان کنونی شرق را به وبلاگ نویسی نمی شناسم و اگر هم هست در این باره چیزی ننوشته است . 

:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/383
نظرات شما:

اميدوارم دلايل سردبيرتون قانع كننده باشه چون خواننده هاتون كمي واكنش بيشتر انتظار داشتند.(نه به خاطر اينكه اختلافي بوده يا... بلكه به خاطر دوستي!) در هر صورت شايد احتياط براي ماندن شرط عقل باشد
امشب تمام افسانه ها را خواهم خواند و من مي دانم دهها كارخانه ي قند لازم است براي شيرين كردن چاي تلخ ...در دهانمان مسعود بهنود بادكنك هاي بچه ها را باد مي كند و شرق شده است جنگل هاي حومه ي لندن و ابراهيم گلستان خوش است در آن خانه ي مبهم و فروغ را ندارد و ما هم به چهره ي مان فروغي نمانده است و محمد قوچاني حالش خوب مي شود و داستان رستم و سهراب پر از آب چشم است و اسب رستم گم شده است و هم ميهن تايتانيك مي شود و بر روي عرشه ، شرق موسيقي مي نوازد و جيمز كامرون قاضي مي شود و سعدي شيراز در آن عالم به ما مي خندد كه چگونه افسارمان را به دست آب دريا داده ايم و خنده بر لبانمان را بايد مديون شبكه ي سه باشيم و غافل از اينكه فخر الدين اسعد گرگاني را داريم و كشف المحجوب را داريم و تذكره اوليا داريم و عطار بود و نيشابور و شيخ صنعان بود و عشق كهن و جاده هاي شاه عباسي بود و محفل جوانمردان و عياران و آفتاب بر هر روزني مي تابيد و بوعلي به جرم علم توقيف نمي شد و رازي زنده بود و قدرش زياد بود و و و و سالها گذشت تا حمام فين ساخته شد و امير كبير رگي به دستانش نگذاشتند و عشق به تعبير محسن نامجو پانزده ساله شد و همه ي ما هم سقوط كرديم به ميدان ونك و خيابان وليعصر و اين بهنود بود كه مي گفت بهبود ي در كار نيست...تا به وقتش... سلام !
همان چند نفر که می گویید و به نظر نمی رسد چند نفر بوده باشند چرا ؟ وقتی اهالی یک صنف انقدر نسبت به هم بیگانه هستند چه انتظاری می توان داشت ؟!! البته طبیعی بود ! چون شرق هم اکنون شرق نیست ! این هم میهن بود که شرق شده بود . شرقی که نوید رسیدن ارزوی جامعه ایران را به تنها و تنها یک "روزنامه" تداعی کرده بود ! و شرق جدید از دیدن شرق اصلی کمی دلخور بود ! با این حال شاد شدن همان چند نفر که باز هم می گویم چند نفر نبودند جای تعجب داشت ! پوشش خبری فردای روز خبر هم موعید همین امر است که شما می گویید ، همه ناراحت بودند ! البته قضاوت این امر به عهده من و شما نیست و هر کسی متوجه شد که آیا واقعا هیچ کس هورا نکشید ! یا همه از ذوق بیش از هورا کشیدند ! البته در ایران روزنامه چاپ می شود که توقیف شود ! روزی هم نوبت شرق جدید خواهد شد ! سخت امیدوارم در نوبت شرق جدید ما "هورا" نکشیم که رو سیاه خواهیم شد .