روزنامه کم نداریم ، روزنامه خوان کم داریم
م- ت :این روزها که شرق و هم میهن پس از رفع توقیف دوباره روی دکه ها آمده اند همان هایی که تا دیروز اعتماد و اعتماد ملی و شاید آفتاب یزد و کارگزارن می خریدند ، به طور قطع حالا انتخابشان جز هم میهن و شرق نیست . اعتماد و اعتماد ملی خیلی زود به حاشیه رفتند . هم میهن هنوز ده شماره از دوره جدید انتشارش نگذشته ساعت 12 ظهر از روی دکه ها ناپدید می شود و شرق هم تقریبا همین وضعیت را دارد .در جریان هستم که بجه های اعتماد و اعتماد ملی حس خوبی ندارند . آنان در حال از دست دادن مخاطبانشان هستند و هر چه به تعداد مخاطبان شرق و هم میهن اضافه شود به طور طبیعی از مخاطبان اعتماد ملی و اعتماد و سایرین کم می شود . مساله این جاست که روزنامه های تازه ای اضافه شده اند ولی به جامعه روزنامه خوان اضافه نشده است . هیچ امیدی هم نیست که روزنامه خوان ها اضافه شوند . به ناچار همین مخاطبان اندک در میان چند روزنامه مطرح سرشکن می شوند و هیچ روزنامه ای برنده واقعی نخواهد بود . عرصه رقابت مطبوعاتی هم که عرصه سیاسی نیست تا با ترفند ائتلاف و وحدت بشود به جای چند روزنامه ، یک روزنامه اصلاح طلب منتشر کرد و همه مخاطبان را به یک سمت سوق داد . بنابراین روزنامه هایی که پول بیشتری دارند دست به هر کاری می زنند تا مشکل کمبود مخاطب را جبران کنند . مثلا شرق و هم میهن با صفحات زیادی که دارند می خواهند به مخاطبانشان بفهمانند که با خواندن این روزنامه ها می توانند به همه نیازهای روزمره اطلاعاتی شان ، پاسخ دهند . ولی من حتی در میان روزنامه خوان های حرفه ای هم ندیده ام که کسی جز چند صفحه اصلی این روزنامه ها را به دقت بخواند . خودم که شخصا اعتراف می کنم روزنامه های کنونی را در حد تیترهای صفحه اول و ورق زدن سر سری صفحات می بینیم و مدتهاست که گزارش هیچ روزنامه ای را از ابتدا تا انتهایش نخوانده ام .
غرضم این است که بگویم روزنامه های فعلی متاسفانه یا خوشبختانه مرجع اجتماعی محسوب نمی شوند .حتی در میان طیف روزنامه نگار هم کم دیده ام کسی که چون گذشته رغبتی به روزنامه خواندن داشته باشد . مردم نیازهای اطلاعاتی شان را از منابع دیگری می گیرند و در اکثر موارد روزنامه ها نمی توانند چیز دندان گیری به داده های مخاطبانشان اضافه کنند . به همین دلیل هم صفحات تمام رنگی و ضمیمه های عامه پسند و کاغذ و چاپ خوب به رقم کلی روزنامه خوان ها اضافه نمی کند . چرا که تجربه ثابت کرده تنها با بسته بندی خوب و اندکی سس طعم دهنده نمی شود روزنامه را به خورد مخاطب داد . تجربه سال های 76 تا 79 هم که تب روزنامه خوانی بالا گرفته بود نشان می دهد که روزنامه های آن روزها بی آن که صفحات زیادی داشته باشند یا صفحاتشان رنگی باشد تیراژشان به 400 تا 700 هزار می رسید و لی روزنامه های فعلی با همه جهدی که در بسته بندی مناسب می کنند به عدد 100 هزار نمی رسند و این فاجعه است . این یعنی مخاطبان روزنامه در بند فرم و بسته بندی نیستند . این یعنی روزنامه های موجود در یک رقابت طاقت فرسا ناچارند سر تصاحب اندک مخاطب موجود بجنگند بی آنکه پیروزی قاطعی به دست آورند . شک ندارم که اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند و عرضه روزنامه بدون تقاضای کافی اضافه شود ،آن وقت به قول فروغ باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم .
غرضم این است که بگویم روزنامه های فعلی متاسفانه یا خوشبختانه مرجع اجتماعی محسوب نمی شوند .حتی در میان طیف روزنامه نگار هم کم دیده ام کسی که چون گذشته رغبتی به روزنامه خواندن داشته باشد . مردم نیازهای اطلاعاتی شان را از منابع دیگری می گیرند و در اکثر موارد روزنامه ها نمی توانند چیز دندان گیری به داده های مخاطبانشان اضافه کنند . به همین دلیل هم صفحات تمام رنگی و ضمیمه های عامه پسند و کاغذ و چاپ خوب به رقم کلی روزنامه خوان ها اضافه نمی کند . چرا که تجربه ثابت کرده تنها با بسته بندی خوب و اندکی سس طعم دهنده نمی شود روزنامه را به خورد مخاطب داد . تجربه سال های 76 تا 79 هم که تب روزنامه خوانی بالا گرفته بود نشان می دهد که روزنامه های آن روزها بی آن که صفحات زیادی داشته باشند یا صفحاتشان رنگی باشد تیراژشان به 400 تا 700 هزار می رسید و لی روزنامه های فعلی با همه جهدی که در بسته بندی مناسب می کنند به عدد 100 هزار نمی رسند و این فاجعه است . این یعنی مخاطبان روزنامه در بند فرم و بسته بندی نیستند . این یعنی روزنامه های موجود در یک رقابت طاقت فرسا ناچارند سر تصاحب اندک مخاطب موجود بجنگند بی آنکه پیروزی قاطعی به دست آورند . شک ندارم که اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند و عرضه روزنامه بدون تقاضای کافی اضافه شود ،آن وقت به قول فروغ باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم .
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/357