« Březen 2007 | Main | Květen 2007 »

25. Duben 2007

بلوایی که احمدی نژاد به راه انداخت

س.س: نمی دانم از ماجراهای این چند روزه اخیر شهرستان اقلید در استان فارس خبر دارید یا نه. البته به خاطر بسته بودن فضای اطلاع رسانی و محدودیت های مطبوعات طبیعی است که از همه جا بی خبر باشید و ندانید که طی روزهای گذشته چه بلوایی در این شهرستان 50هزار نفره به وقوع پیوسته است.


گستره بلوای اقلید به حدی است که امروز برای چندمین روز پیاپی در این شهرستان حکومت نظامی اعلام شد، آنگونه که شهروندان حتی اجازه نداشتند برای خرید مایحتاج روزمره از خانه های خود خارج شوند. آن ها هم که از فرمان تخطی کردند و گام به خیابان گذاشتند بدون رودر بایستی با تیراندازی ماموران انتظامی رو به رو شدند. بله؛ تعجب نکنید. نیروهای نظامی مستقر در اقلید هم اکنون حکم تیر دارند و بنابر اخبار رسیده تا این لحظه دست کم 50 نفر مجروح شده اند. البته اقلیدی ها از سرنوشت مجروحان هم خبری ندارند چون تمام مجروحان با هلیکوپتر از شهرستان خارج شده و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. به همین خاطر بود که نماینده اقلید در مجلس امروز پس از استعفا از مقام نمایندگی به همشهری هایش توصیه کرد برای حفظ جان خود از منزل خارج نشوند.


دقت داشته باشید که 50 مجروح در اثر اغتشاشات یک شهرستان کوچک اصلا تعداد کمی نیست. به گفته یکی از ساکنان قدیمی اقلید، این شهرستان در تمام ماه های منتهی به انقلاب در سال 57 روی هم دو کشته و کمتر از 5 زخمی داشت. اما ماجرا چه بود که کار به این جا کشید.


همه چیز به سفر استانی رییس جمهور به شیراز بر می گردد که چند روز پیش انجام شد. در جریان این سفر، محمود احمدی نژاد وقتی در جمع مردم آباده قرار گرفت به عنوان هدیه از پیوستن دهستان خسرو و شیرین به شهرستان آباده خبر داد. اقلیدی ها که به دهستان خسرو و شیرین به عنوان یک دهستان استراتژیک نگاه می کنند(به خاطر منابع آب) پس از شنیدن این خبر به خیابان ها آمدند و در اعتراض به تصمیم رییس جمهورتجمع اعتراض آمیز برگزار کردند. با گسترش تجمعات نیروهای سپاه پاسداران هم از شیراز به اقلید آمدند وخلاصه وقتی که با شلیک گاز اشک آور و تیر اندازی هوایی، مردم متفرق نشدند، کار به تیر اندازی به مردم رسید؛ مردمی که خواسته سیاسی ندارند، با حجاب هستند و دین و ایمانشان هم قطعا از خیلی مدعیان بیشتر است.


خدا به داد اقلیدی هایی برسد که نه می توانندصدایشان را به مرکز برسانند و نه تریبونی برای بیان خواسته هایشان وجود دارد.


آیا هیچ وبلاگ نویسی نیست که از اقلید گزارش بدهد؟؟؟




پ.ن: بالاخره یک وبلاگ نویس اقلیدی پیدا کردم. تازه ترین اخبار را می توانید از این وبلاگ دنبال کنید.


یک وبلاگ نویس اقلیدی دیگر


نگاه علی معظمی به وقایع اقلید


آیا این بی کفایتی نیست؟


بیچاره خسرو و شیرین

14. Duben 2007

فاجعه ای به نام علیرضا دبیر

س.س:خواستم اول بنویسم کاش امشب برنامه شب شیشه ای شبکه پنج تلویزیون را نگاه نمی کردم تا ذهنیتم نسبت به آن کشتی گیر جسور و دلاور که نگاه های پاکش شهره خاص و عام بود عوض نمی شد اما بعد دیدم چه فایده؛ همین روزها که شورای شهر سوم آغاز به کار می کند طرف خودش را نشان می داد و خاطرات خوب قدیم در هم می ریخت.


برنامه جذاب "شب شیشه ای" شبکه پنج تلویزیون که با اجرای خوب رضا رشید پور هر شب به روی آن تن می رود امشب علی رضا دبیر را دعوت کرده بود تا دبیر از خودش و برنامه هایش برای شورای شهر تهران بگوید. اما پس از پایان برنامه افسوس و صد افسوس گفتم بر شورایی که او قرار است در آن باشد و مردمی که وی را راهی شورا کردند. آدمی اینقدر اهل ریا، اهل شعار، خود بزرگ بین، پر ادعا....


فاجعه ای است برای خودش این علی رضا دبیر. شعار های رنگ و رو رفته مثل: من خدمتگزارم و برای مردم آمدم و خاک پای مردم هستم و این جور لفاظی ها اینقدر چندش آور هست که حتی مجری برنامه هم در پایان به دبیر گفت: بهتر نبود رییس فدراسیون کشتی می شد!


جالب این جا بود دبیر نه تنها به صورت تلویحی پذیرفت که هنوز برنامه ای برای شهر تهران ندارد بلکه با تلاش برای تقلید از سبک گویش محمود احمدی نژاد کوشید خود را به طرز مشمئز کننده ای مردمی و خاکی نشان دهد. عجیب بود که وی حرفی هم برای گفتم آماده نکرده بود و تمام جملاتش را با ترجیع بند قضا و قدری " تا ببینیم خدا چه می خواهد" به پایان برد تا لااقل برای من یکی از هم اکنون مسجل شود دبیر در شورای شهر سوم خودش را خراب کرده و ذهنیات مثبت قدیمی را نقش بر آب خواهد کرد.


از طرفی وی که به به عنوان کاندیدای مستقل وارد شورای شهر شد با صحبت هایش نشان داد که از آمادگی لازم برای ائتلاف با هواداران احمدی نزآد در شورای شهر برخوردار است و آمادگی هر نوع معامله را دارد.


به نظرم دبیر در شورای شهر تهران خودش و اعتبارش را یکسره نابود خواهد کرد. این پیش بینی را فعلا داشته باشید تا شورا آغاز به کارکند.

5. Duben 2007

همه تعصباتت را بریز دور

چند وقت پیش گذارم به وبلاگ مهجاد رسید، در لینکدونی وبلاگ لینکی دیدم که نظرم را جلب کرد.
عنوان لینک اینگونه بود: "راه توقف غر زدن خانمها"، و در ادامه نویسنده وبلاگ نوشته بود" اگر عملی بشه چی میشه!".



م-ت: پریسا ، اعتراضش به لینکی که ما در ستون دستچین گذاشته بودیم را با این جملات آغاز کرده است . پریسا گفته که ما با این لینک کلیشه های جنسیتی را ترویج داده ایم . اعتراض پریسا ، اعتراض به حقی است . هم با زبانی شیوا و خواندنی نوشته شده و هم استدلال هایش پذیرفتی است .

برای این که در این روزهای سخت جنبش زنان به ترویج الگوهای جنسیتی متهم نشویم این را هم به استدلال های پریسا اضافه می کنم که نه فقط ترویج کلیشه های جنسیتی بد است ، که کلیشه های قومی ، ملی و مذهبی هم مذموم است . ولی در سطح محاوره ما تا چه حد از این کلیشه ها پرهیز می کنیم ؟

ما تا چه حد پایبندیم که ترک ها و قزوینی ها و رشتی ها را سوژه جک هایمان نکنیم ؟ تا چه حد می کوشیم که دست از این خودشیفتگی ایرانی برداریم تا خیال نکنیم که دیوانه ای مثل خشایار شاه که به آب شلاق می زد ، خدای جهان بوده است ؟در میان آنها که مومن ترند هم کلیشه ها فراوان است .کلیشه های خوب و بد ، بهشتی و جهنمی . کلیشه های که مرز کشی می کند میان آدمها و اتفاقا میان مرد و زن بدجور مرزی می کشد.
خلاصه انکار نمی شود کرد که همه ما کمابیش گرفتار این کلیشه هاییم و آدمی که به کلیشه ها و سنت ها پایبند است متعصب و مطلق است .

برای رهایی از این کلیشه ها راهی نیست جز آن که با تعصباتمان وداع کنیم و اشتباهاتمان را بپذیریم .این راهی است که باید در آن گام گذاریم .همگی . بی هیچ کم و کاستی

4. Duben 2007

ایران جا زد؛ بد جور هم جا زد

س.س: آزادی غیر منتظره نظامیان بریتانیایی چند ساعت پس از اخطار شدیداللحن تونی بلر نشان داد که جمهوری اسلام کماکان بر سیاست 28 سال گذشته خودمحکم و پابرجا ایستاده است:


ایران به هیچ عنوان زیر بار هیچ زوری نمی رود، مگر آن که آن زور خیلی پر زور باشد!!!


دلم به حال آن بندگان خدایی می سوزد که روبه روی سفارت انگلیس جمع شدند و گفتند تا ملوان ها را اعدام نکنید کوتاه نمی آییم و سپس لاریجانی را هشدار دادندکه مبادا مصالحه کنی و فلان و بهمان.


ایران کوتاه آمد. بد جور هم کوتاه آمد. آیا سیاست بی قانونی در ابتدای راه با شکست رو به رو شد؟؟؟

آزادي ملوانان خنده دار تر از همه سريالهاي نوروزي

م- ت :كنفرانس خبري رييس جمهور خنده دارتر از همه سريالهاي نوروزي سيما بود . مستر احمدي ن‍‍زاد يك طنز متحرك است . او اول كنفرانس به فرماندهاني كه ملوانان انگليسي را دستگير كرده بودند مدال شجاعت داد ، بعد 40 دقيقه درباره زورگويي انگليس و آمريكا صحبت كرد و يك دفعه اعلام كرد كه ايران ملوانان را آزاد مي كند . آن هم به بهانه سال روز تولد پيامبر.


آن همه دانشجوي ديوانه بسيجي كه خواستار اعدام ملوانان بودند ، آن همه آدمي كه جلوي سفارت بريتانيا حنجره خود را پاره كردند و شعار مرگ بر روباه پير دادند ، همه اظهارات آتشين آقايان كه مي گفتند انگليس بايد عذر خواهي كند يك دفعه نقش بر آب شد .


انگليس نه عذر خواهي كرد ، نه تضمين داد كه ديگر وارد آبهاي ساحلي ايران شود ، نه معامله اي براي آزادي كاركنان ايران در اربيل انجام شد و نه هيچ اتفاق ديگري افتاد . يكهو رافت آقاي رييس جمهور گل كرد و به ملت انگليس عيدي داد . حالا همه جهان حق دارند كه به سياست هاي اين رييس جمهور بخنند . همه حق دارند سوال كنند كه ته اين شعارهاي تند و تيز چه چيزي جز يك عقب نشيني محترمانه نهفته است؟


تازه جمهوري اسلامي بايد شانس بياورد كه وقتي ملوانان به كشورشان بازگشتند اعتراف هايشان در ايران را تكذيب نكنند كه آن وقت ديگر نور علي نور است . همه پروپاگانداي رسانه اي ايران هم دود مي شود و هوا مي رود . خلاصه كه بازي بامزه اي بود سريال ملوان ها . بامزه تر از هم سريالهاي نوروزي . تنها بدي اش اين است كه احمدي ن‍‍زاد قهرمان يك داستان بي سر و ته است

3. Duben 2007

دومین بی قانونی؛ حمله به هواپیماهای آمریکایی؟

س.س: آیا ایران قصد واژگون کردن هواپیماهای آمریکایی را دارد؟؟؟ آیا پس از توقیف قایق های انگلیسی، ایران می خواهد در آسمان هم قدرت نمایی کند؟ اهمیت این سوال وقتی نمایان می شود که تهران در میان تکذیب های مکرر فرماندهان امریکایی تاکید می کند که هواپیماهای آمریکایی تا به حال چند بار دیوار صوتی را در ایران شکسته و به حریم هوایی ایران تجاوز نموده اند.


آیا اصرار تهران بر نقض حریم هوایی اش به این خاطر است که قصد دارد افکار عمومی داخل و خارج را برای یک اقدام ماجراجویانه آماده کند؟


به نظر می رسد پس از اعلام دستگیری ملوانان انگلیسی و طرح این سوال که چرا مرزبانان قبل از دستگیری به آن ها اخطار لازم را نداده اند، تهران اکنون قصد دارد شرایط تبلیغی را به گونه ای فراهم کند که در صورت نیاز به سرنگون کردن هواپیماهای آمریکایی، توجیه لازم را در اختیار داشته باشد.


واژگون کردن هواپیماهای آمریکایی در شرایط فعلی اقدام دور از ذهنی نیست. شاید تا همین چند ماه پیش حتی تصور رویارویی نظامی بعید می نمود اما اکنون تهران در راهی گام نهاده که شلیک گلوله در ادامه راه را می توان به راحتی در تصور جای داد. هر چه باشد سرنگون کردن هواپیمای نظامی ایالات متحده را می توان بخش دیگری از بی قانونی وعده داده شده ای دانست که در ابتدای سال مطرح شد و انجام آن می تواند به اهداف جنگ طلبان ایرانی کمک ویژه ای رساند.


در این میان بی قانونی احتمالی دوم نیاز به زمینه سازی هایی دارد که قطعا تاکید بر نقض حریم هوایی ایران و شکسته شدن دیوار صوتی می تواند بخشی از آن باشد. به این ترتیب ساده ترین پاسخ ایران به هر نوع اقدام نظامی علیه جنگنده های نظامی آمریکایی می تواند این باشد که ما تا به حال چند بار اخطار داده بودیم اما در اثر تکرار تجاوزات ناچار به اقدام نظامی شدیم.


در هر حال اگر قرار باشد مقام های نظامی ایرانی در روزها و ساعات آینده باز هم بر تجاوز به حریم ایران تاکید کنند تردید نباید کرد که نقشه دیگری در راه است و اقدام نظامی از دریا به آسمان کشیده خواهد شد.


آیا ایران قصد واژگون کردن هواپیماهای آمریکایی را دارد؟؟؟

2. Duben 2007

جدایی مهجاد شوخی 13 بدر

به سجاد گفتم دروغ گفتن هم بلد نیستی . ظاهرا هیچ کس این قضیه جدا شدن مهجاد را جدی نگرفت . شاید باید پیاز داغش را بیشتر می کردیم که نکردیم .به هر حال دروغ 13 مان نگرفت . هرچند شاید به قول محبوب شوخی خوبی هم نبود .چون مهجاد به مهجاد بودنش معنی دارد و ما هم تا اطلاع ثانوی مهجاد خواهیم ماند ، حتی اگر آقایان فیلتر به دست ، باز هم چراغ هایمان را خاموش کنند .


پی نوشت : از محبوب گقتم ، دلم نیامد که چیزی از بازداشتش ننویسم . این دختر عجب جنمی دارد .نمی دانم دوباره چطور بازجوها را دست به سر خواهد کرد ولی مطئنم که سر خم نمی کند جلوی بازجوها . محبوب و دوستانش به خاطر مدنی ترین شکل مبارزه اجتماعی دوباره بازداشت شده اند. اینان باید آزاد شوند . همین حالا