۱۱ اسفند ۸۵

آخر خط

م-ت : نه آن قدر که می شناختمت سر به زیر بودی
و نه به زیر بودن سرت نشانه افتادگی بود
افتاده بودی
ولی ماننده میوه نارس بر زمین سفت
تلخ مزه و کم خاصیت
کسی که در تو نگاه می کند
به گونه تحقیر
به گونه ترحم
تقاص از طبیعت بی رحم نتوانی گرفت
که تو را کال و نارسیده به قانون جاذبه آشنا کرد
زیر لگدها که له شدی می فهمی
غرور آخر خط است آقا
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/336
نظرات شما:

به سجاد بگوييد بزرگ شود. كودكيش گاه بد جوري آبرويش را مي برد. به سجاد بگوييد بزرگ شود...بيچاره سجاد كوچولو
2 زرقام :
تو بزرگ شده اي ؟؟؟ به نظر نمي آيد توهم بهتره بري بزرگ شي كوچولوي ناز
آخ از دست شماها واي از دست شماها و در جاده سياست همه آواز مي كنند و مردي را دراز ميكنند و او با لگد به شكم مرد ديگري ميزند و ان يكي مي گويد آخ آخ از دست شما!!!!
4 امير :
اين مطلب رو مهدي نوشته ولي من نمي دونم اين مرجان خانوم چرا گفته سجاد بايد بزرگ شود. لطفا يكي اين را براي من توضيح دهد.
5 زرقام :
اميرجان من خبرش را را دارم مرجان خانم از جاي ديگه اي مي سوزه اگر خواستي خصوصي برات توضيح ميدم.