دم خروس يا قسم حضرت عباس؟
م - ت : حرف هاي احمدي نژاد را بايد باور كرد كه مي گويد شرايط كشور حساس نيست يا حرف هاي با اهميت فرمانده سپاه پاسداران را كه دو سال حساس را پيش روي ايران مي بيند؟ سخنان سلطانيه را بايد پذيرفت كه مي گويد قطعنامه آژانس مواضع ايران را تاييد مي كند يا سخنان آمريكايي ها را مي گويند گزارش البرادعي درستي دغدغه هاي كاخ سفيد را نشان مي دهد
ادعاي آمريكايي ها منطقي تر است كه مي گويند ايران در آشوب هاي عراق نقش دارد يا ادعاي ايراني ها كه آشوب هاي شرق كشور را به انگليسي ها نسبت مي دهند .
تحليل هاي رسانه هاي غربي را بايد قبول كرد كه هر روز از طرح هاي كاخ سفيد براي حمله به ايران سخن مي گويند يا مواضع دولت مردان آمريكايي را كه شايعه حمله به ايران را داستان سرايي و افسانه بافي نام مي نهند .
روزی بیسمارک گفته بود هر چه را که دولت تکذیب کند ، ریشه در واقعیت دارد . با تعبیر بیمسارک ، باید برای فهم مواضع دولت از افعال معکوس استفاده کرد . مثلا وقتی دولت می گوید شهرام جزایری فرار کرد باید فهمید که شهرام جزایری را فراری داده اند . یا مثلا وقتی دولت وخامت حال فلان زندانی سیاسی را تکذیب می کند باید دانست که آن زندانی بخت برگشته در حال موت است .
دولت تکذیب می کند و کسی جلو دارش نیست . یک دروغ را آن قدر تکرار می کنند که خودشان هم باورشان می شود . این یک فرمول جا افتاده در عالم رسانه است که می گویند دروغ های بزرگ هم بر اثر تکرار باور پذیر می شوند . دولت مردان ما تا توانسته اند از این فرمول استفاده کرده اند .
البته همه دولت ها از این کارها می کنند . آمریکاییها هم همین طور به مردمشان قبولاندند که صدام تهدید قریب الوقوعی برای ایالات متحده است . منتها فرق قضیه این جاست که در آمریکا دست دولت مردان دروغ گو زود رو می شود و رسوایی هایی چون واترگیت می آفریند اما این جا رییس جمهور فیلم سخرانی خودش را هم درباره وجود هاله نور انکار می کند . و این یعنی دروغ گویی مضاعف.
اشتباه نشود . مشکل ما دروغ گویی دولت مردان نیست . مشکل ما نبودن ابزاری است که بتوان شعبده های دولت را برای مردم رو کرد و دروغ هایشان را رسوا ساخت . مشکل ما امثال احمدی نژاد نیست. مشکل ما این است که در ینگه دنیا رسانه ها کوس رسوایی دولت هایشان را می زنند و این جا نفس همه بند آمده است از سانسور.