آخر این خط کجاست ؟
م ت : اینقدرها اخبار نگران کننده درباره ایران هست که دیگر هیچ جایی برای خوشبینی باقی نمی گذارد . حتی اگر مثل مایکل لدین نخواهیم پیش بینی های عجیب و غریب درباره بروز یک جنگ قریب الوقوع میان ایران و آمریکا کنیم ،باید بپذیریم که اوضاع از آن چه تصور می شد به مراتب وحشتناک تر است .
هیچ نشانه ای از مصالحه به چشم نمی خورد ، در عوض نشانه های درگیری چشم گیر و وحشت آور است . برخی می گویند ، رفتارهای تازه آمریکا ، دور خیزی تمام عیار برای درگیری با ایران است . این گفته ها را نمی شود بی اهمیت تلقی کرد . دولت بوش از درگیری با ایران گریزان نیست . وقتی هم که کاخ سفید می گوید مایل است پرونده هسته ای ایران از طریق مذاکره حل شود به همان اندازه طنر آمیز است که ایرانی ها می گویند مایل به از سر گیری مذاکرات اتمی با غرب هستند .
آمریکایی ها خیلی روشن دارند احمدی نژاد را قلقلک می دهند تا شعله های جنگی تازه در خاورمیانه روشن شود . بنابراین باید با فرضیه های بی بنیادی که آمریکا را ناتوان از شروع جنگی دوباره می پندارد وداع گفت . آمریکا ساز و برگ نظامی اش در خلیج فارس را افزایش داده ، بانک های ایرانی را تحریم کرده ، به دفتر ایران در عراق حمله کرده و وعده گسترش عملیات این چنینی را داده ،تا چند ماه دیگر ایران احتمالا با تحریم نفتی مواجه خواهد شد ، آیا این مسیر به مسیر مصالحه شباهت دارد ؟ اعراب می گویند جنگ علیه ایران اجتناب ناپذیر است . هیچ کشوری در منطقه مانع بزرگی بر سر گزینه درگیری نظامی با ایران نخواهد بود . اعراب منتطر خسوف حلال شیعی هستند .حتی سوری ها هم مرتب این روزها به کاخ سفید پیام می فرستند که کاری نکند دمشق میان تهران و واشنگتن یکی را انتخاب کند . کرشمه های دمشق بی شک آنان را به سوی آمریا متمایل می کند .
بوش برای درگیری با ایران به حمایت جهان عرب نیاز دارد . بوش خوش شانس است که جهان عرب به اندازه کافی از حکومت شیعی ایران کینه به دل دارند . همین که قیمت نفت در عرض 10 روز 10 دلار پایین می آید ، کاخ سفید را متقاعد می کند که می تواند هنوز روی کمک قدرت های عرب نفتی حساب کند . عربستان نه تنها با آمریکا بلکه به چین هم اطمینان خاطر داده که در صورت بحران انرژی در ایران ، کاهش عرضه را جبران می کند . عربستان با این کار به جهان غرب چراغ سبز می دهد ولی دود این چراغ به چشم ایران می رود .
ایران نمی تواند از تهدید کاهش عرضه نفت استفاده کند . این تهدید شمشیر دو دم است . درست که قیمت نفت موقتا بالا خواهد رفت . ولی هم درآمدهای ارزی ایران را از بین می برد و هم بحران تورم داخلی را تشدید می کند . ایران کار زیادی نمی تواند بکند . تهدید های ایران احتمالا از مرز شعار فراتر نمی روند . ولی آمریکا از مرز تهدید تهران به مرحله تحریک رسیده است . ساده لوحانه است اگر تصور کنیم پله بعدی مصالحه است .
هیچ نشانه ای از مصالحه به چشم نمی خورد ، در عوض نشانه های درگیری چشم گیر و وحشت آور است . برخی می گویند ، رفتارهای تازه آمریکا ، دور خیزی تمام عیار برای درگیری با ایران است . این گفته ها را نمی شود بی اهمیت تلقی کرد . دولت بوش از درگیری با ایران گریزان نیست . وقتی هم که کاخ سفید می گوید مایل است پرونده هسته ای ایران از طریق مذاکره حل شود به همان اندازه طنر آمیز است که ایرانی ها می گویند مایل به از سر گیری مذاکرات اتمی با غرب هستند .
آمریکایی ها خیلی روشن دارند احمدی نژاد را قلقلک می دهند تا شعله های جنگی تازه در خاورمیانه روشن شود . بنابراین باید با فرضیه های بی بنیادی که آمریکا را ناتوان از شروع جنگی دوباره می پندارد وداع گفت . آمریکا ساز و برگ نظامی اش در خلیج فارس را افزایش داده ، بانک های ایرانی را تحریم کرده ، به دفتر ایران در عراق حمله کرده و وعده گسترش عملیات این چنینی را داده ،تا چند ماه دیگر ایران احتمالا با تحریم نفتی مواجه خواهد شد ، آیا این مسیر به مسیر مصالحه شباهت دارد ؟ اعراب می گویند جنگ علیه ایران اجتناب ناپذیر است . هیچ کشوری در منطقه مانع بزرگی بر سر گزینه درگیری نظامی با ایران نخواهد بود . اعراب منتطر خسوف حلال شیعی هستند .حتی سوری ها هم مرتب این روزها به کاخ سفید پیام می فرستند که کاری نکند دمشق میان تهران و واشنگتن یکی را انتخاب کند . کرشمه های دمشق بی شک آنان را به سوی آمریا متمایل می کند .
بوش برای درگیری با ایران به حمایت جهان عرب نیاز دارد . بوش خوش شانس است که جهان عرب به اندازه کافی از حکومت شیعی ایران کینه به دل دارند . همین که قیمت نفت در عرض 10 روز 10 دلار پایین می آید ، کاخ سفید را متقاعد می کند که می تواند هنوز روی کمک قدرت های عرب نفتی حساب کند . عربستان نه تنها با آمریکا بلکه به چین هم اطمینان خاطر داده که در صورت بحران انرژی در ایران ، کاهش عرضه را جبران می کند . عربستان با این کار به جهان غرب چراغ سبز می دهد ولی دود این چراغ به چشم ایران می رود .
ایران نمی تواند از تهدید کاهش عرضه نفت استفاده کند . این تهدید شمشیر دو دم است . درست که قیمت نفت موقتا بالا خواهد رفت . ولی هم درآمدهای ارزی ایران را از بین می برد و هم بحران تورم داخلی را تشدید می کند . ایران کار زیادی نمی تواند بکند . تهدید های ایران احتمالا از مرز شعار فراتر نمی روند . ولی آمریکا از مرز تهدید تهران به مرحله تحریک رسیده است . ساده لوحانه است اگر تصور کنیم پله بعدی مصالحه است .
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/325