« Prosinec 2006 | Main | Únor 2007 »

26. Leden 2007

شب های عذاب آور

س.س: باز دوباره عاشورا و تاسوعا رسید و اراذل و اوباش جمعشان همه جمع است. حس نفرتی که جوانان به ظاهر عزادار این شب ها در من ایجاد می کنند با هیچ واژه ای قابل بیان نیست. وقتی می بینم جوانانی که سراسر سال به اشکال مختلف برای همسایگان مزاحمت ایجاد می کنند حالا سردسته عزاداران و سیاهپوشان شده اند و آه و فغان سر می دهند، از هر چه محرم است حالم به هم می خورد.


وقتی می بینم کارشناسان امور فرهنگی، با دیدن این جوانکها حکم صادر می کنند که دینداری در عمق وجود جوانان ریشه دارد حالم ازهر چه کارشناس است به هم می خورد. وقتی می بینم در این هیئت های به ظاهر عزاداری چه می گذرد و سیاهپوشان چه منویاتی در سر دارند ترجیح می دهم کل محرم وصفر را قهقهه بزنم و شادی سر دهم تا درجرگه عزاداران به حساب نیایم. به راستی که چه فیلم و نمایشی است این تکیه ها...


سالی را یادم نمی آید که در آن درگیری و بزن بزنی را شاهد نبوده باشم. همین دیشب باز در هیئت نزدیک خانه ما درگیری شد و چاقو کشی. علتش هم فقط چند ظرف شام ناقابل بود. تازه این جا نارمک است خیر سرش!


از این درگیری ها در این چند ساله کم ندیده ام. حنجره هایی را به یاد می آورم که ساعتی "زینب زینب" می گفت و ابوالفضل را صدا می زد و لحظاتی بعد رکیک ترین فحش ها را نثار یک "یاحسین گوی " دیگر می کرد. گل بگیرند دهان آن کارشناس معارفی را که به استناد عزاداری های حسینی، دینداری جوانان ایرانی را نتیجه می گیرد. دسته هایی که تمام آمالشان در بزرگی طبل و دهل است و بر سر تعداد تیغه های علم با تکیه های اطراف کل میاندازند.
بترکد آن طبلی که برای چشم و ابروی بزک کرده کنار خیابان به صدا در می آید. سرنگون باد علم و کتلی که برای خوشآمد این و آن به اهتزاز در می آید.


همه این ها گفتم و دیگر هیچ نمی گویم از بساط ناپاکی که گهگاه از یک بامداد به بعد راه می افتد و نعشگی سیاه پوشان را به دنبال می آورد.


افسوس بر این همه شوق و ذوق و انگیزه که بیهوده و نا به جا به هدر می رود. افسوس...




درهمین زمینه


عزاداری نشانه دینداری؟

23. Leden 2007

این شایعات از کجا آب می خورد ؟

این شایعات چیست که از گوشه و کنار به گوش می رسد؟ زمزمه های در گوشی که این روزها به وفور رد و بدل می شود پایه اش در کجاست ؟ آیا واقعا کشور در شرف وقوع شوک بزرگی است یا این که همه مبتلا به توهمی عمومی شده اند؟


هر چه که هست جامعه آماده شنیدن خبر بزرگی است. مثل برخی جانداران که وقوع زلزله را از پیش احساس می کنند ،مردم این روزها در انتظار وقوع شوکی عظیم هستند . کسی درست نمی داند قرار است چه اتفاقی بیفتد . تقریبا کسی چیزی نمی داند ولی همه حدس هایی می زنند که خیلی مایل نیستند به وضوح درباره آن صحبت کنند . گاهی سخن از درگرفتن جنگ است ولی دغدغه اصلی این روزها شایعه دیگری است . اتفاق هایی چند به این شایعه دامن زده است. مثلا رسانه ملی بی هیچ دلیلی دوبار در یک روز مراسم قرائت وصیت نامه بنیان گذار انقلاب توسط توسط رهبر کنونی کشور را پخش می کند. شب قبل از آن سخنرانی دیگری از بنیان گذار انقلاب از همین تلویزیون پخش می شود که آیت الله خمینی به طریقی مردم را نصیحت می کند که انقلاب قائم به شخص نیست و پس از او نیز انقلاب به راه خود خواهد رفت . پخش این فیلم های آرشیوی که هیچ دلیل و مناسبتی در حال حاضر برای آن وجود ندارد ، به شایعات دامن زده است . خیلی ها منتظرند تا روز عاشورا شوک بزرگ از راه برسد. خیلی ها هم نگرانند . نگران از این که نمی دانند کشور آبستن کدام تحول زیر پوستی است.

فضای به قدری نامطئن و ژله ای است که نمی توان با اطمینان درباره چیزی سخن گفت . بسیاری باور دارند که حکومت دارد مساله مهمی را از مردم پنهان می کند .اما کسی نمی داند قضیه از چه قرار است .نگرانی عمومی انکار کردنی نیست . مساله حالا بسیار فراتر از تحریم و تبعات آن است . خیلی ها منتظر شوکی به مراتب شدید ترهستند .از اس ام اس هایی که رد و بدل می شود می توان عمق نگرانی را دریافت .

بدبین ها باورشان بر این است که حکومت دارد مردم را تست می کند یا آن ها را بازی می دهد و تمام این شایعات هم ساخته و پرداخته ذهن عناصر امنیتی است . ولی بدبین ها دلیلی بر این فرضیه ندارند . چرا باید حکومت مردم را برای شنیدن خبری بزرگ و تجربه شوکی عمیق تست کند ؟. اگر همه این شایعات ساخته و پرداخته عناصر امنیتی جمهوری اسلامی است ،قرار است از بازتاب های عمومی این شوک چه نتیجه ای گرفته شود ؟ این را هم کسی نمی داند . به همین خاطر همه چیز رمز آلود جلوه می کند . پشت این حجاب ناآگاهی عمومی چیزی هست که همه را کنجکاو کرده ، اگر این کنجکاوی به همین زودی ارضا نشود ، مشکل ساز می شود . مردم منتظر شنیدن چیزی هستند . حکومتگران آیا معنی انتظار مردم را فهمیده اند ؟

18. Leden 2007

بحران یعنی همین

س.س: کشور وارد روزهای نگران کنده ای شده است. بوی تند باروت به وضوح مشام را می آزارد. رویارویی نظامی ایران امریکا اجتناب پذیر جلوه می کند. مسولان ایرانی اما انگار همچنان در خواب زمستانی به سر می برند و قصد ندارند کشور را از بحران نجات دهند. در مقابل تمام فکر و ذکرشان را گذاشته اند روی این که جشن هسته ای برپا سازند و تعداد سانتریفوژ های خود را به سه هزار برسانند.


مردم عادی هم از عمق فاجعه بی خبرند. رسانه های مستقل اجازه ندارند خطری را که بیخ گوش ایران است برجسته سازند. صدا و سیما هم فقط رجز می خواند و شعار های حماسی سر می دهد. با این حال آن ها که الفبای دیپلماسی را می دانند و در تحلیل روابط بین الملل اسیر احساسات و جوزدگی نمی شوند خوب می دانند ایران در چه مخمصه ای گرفتار شده است.


دستگاه دیپلماسی ایران ناکارامد ترین زمان عمرش را می گذراند. ظاهرا تنها اقدام اساسی مسولان درجه اول کشور برای عبور از بحران این بوده که به احمدی نژاد گفته اند دیگر حرف نزند و این البته اقدام بسیار مهمی است. چرا که در واقع احمدی نژاد یک دنکیشوت به تمام معنا به حساب می رود؛ و به همان اندازه که خواب وخیال مردانگی و عزت در سر می پرورد می تواند کشور را به کام جنگ ببرد.


در این شرایط از گوشه و کنار خبر می رسد که احمدی نژاد از مدیریت دیپلماسی کشور کنار گذاشته شده و مقامات عالی رتبه سکوت وی در قبال بحران کنونی را خواستار شده ه اند. از شواهد هم چنین پیدا است که احمدی نژاد دیگر قصد ندارد جز کلی گویی و تاکید بر حق مسلم ایران کلام دیگری بگوید؛ نشانه آن که در سفر دوره ای اش به آمریکای لاتین درکنار دیگر عدالت گرایان تخیلی جو گیر نشد و همنشینی با دنکیشوت های آن سوی آب، وی را به رجز خوانی و تهدید نکشاند.


با این حال مشخص نیست در شرایطی که آمریکا وارد فاز برخورد مستقیم و درگیرانه با ایران شده، دستگاه سیاست خارجی ایران چه برنامه ای در سر دارد. تهدیدهای این روزهای آمریکایی ها دیگر از آن توبمیری ها نیست.


از سوی دیگر به نظر می رسد مردم هم هنوز عمق فاجعه را به خوبی درک نکرده اند. نه مردم عادی، که نخبگانش هم در حال و هوای دیگری هستند. نگاهی گذرا به وبلاگ ها و گفتگوهای روزمره مردم نشان می دهد حال و هوای ولنتاین بیش از رویارویی میلیتاریستی ایران و آمریکا واجد اهمیت شناخته شده است.


آیا هیچ یک از کاربران اینترنتی و فعالان عرصه مجازی به این خبر ها(+ + + + ) اعتنایی کرده است؟


به گمانم ما الان در آستانه قرار گرفتن در یک وضعیت بحرانی قرار نداریم. بحران دقیقا همان چیزی است که الان در آن به سر می بریم. این را ببینید.


مطمئن باشید اوضاع خراب تر از هر چیزی است که فکر می کنید.




یک ابراز نگرانی دیگر


نگاه ابراهیم نبوی


جنگ نکنید


وضعیت قرمز

16. Leden 2007

معنی این عکس چیست ؟

pixlog2007011623.jpg



Demonstrators protest the U.S. led war in Iraq near an army recruitment station in Times Square in New York January 15, 2007.

15 Jan 2007 REUTERS/Keith Bedford

13. Leden 2007

آخر این خط کجاست ؟

م ت : اینقدرها اخبار نگران کننده درباره ایران هست که دیگر هیچ جایی برای خوشبینی باقی نمی گذارد . حتی اگر مثل مایکل لدین نخواهیم پیش بینی های عجیب و غریب درباره بروز یک جنگ قریب الوقوع میان ایران و آمریکا کنیم ،باید بپذیریم که اوضاع از آن چه تصور می شد به مراتب وحشتناک تر است .


هیچ نشانه ای از مصالحه به چشم نمی خورد ، در عوض نشانه های درگیری چشم گیر و وحشت آور است . برخی می گویند ، رفتارهای تازه آمریکا ، دور خیزی تمام عیار برای درگیری با ایران است . این گفته ها را نمی شود بی اهمیت تلقی کرد . دولت بوش از درگیری با ایران گریزان نیست . وقتی هم که کاخ سفید می گوید مایل است پرونده هسته ای ایران از طریق مذاکره حل شود به همان اندازه طنر آمیز است که ایرانی ها می گویند مایل به از سر گیری مذاکرات اتمی با غرب هستند .

آمریکایی ها خیلی روشن دارند احمدی نژاد را قلقلک می دهند تا شعله های جنگی تازه در خاورمیانه روشن شود . بنابراین باید با فرضیه های بی بنیادی که آمریکا را ناتوان از شروع جنگی دوباره می پندارد وداع گفت . آمریکا ساز و برگ نظامی اش در خلیج فارس را افزایش داده ، بانک های ایرانی را تحریم کرده ، به دفتر ایران در عراق حمله کرده و وعده گسترش عملیات این چنینی را داده ،تا چند ماه دیگر ایران احتمالا با تحریم نفتی مواجه خواهد شد ، آیا این مسیر به مسیر مصالحه شباهت دارد ؟ اعراب می گویند جنگ علیه ایران اجتناب ناپذیر است . هیچ کشوری در منطقه مانع بزرگی بر سر گزینه درگیری نظامی با ایران نخواهد بود . اعراب منتطر خسوف حلال شیعی هستند .حتی سوری ها هم مرتب این روزها به کاخ سفید پیام می فرستند که کاری نکند دمشق میان تهران و واشنگتن یکی را انتخاب کند . کرشمه های دمشق بی شک آنان را به سوی آمریا متمایل می کند .

بوش برای درگیری با ایران به حمایت جهان عرب نیاز دارد . بوش خوش شانس است که جهان عرب به اندازه کافی از حکومت شیعی ایران کینه به دل دارند . همین که قیمت نفت در عرض 10 روز 10 دلار پایین می آید ، کاخ سفید را متقاعد می کند که می تواند هنوز روی کمک قدرت های عرب نفتی حساب کند . عربستان نه تنها با آمریکا بلکه به چین هم اطمینان خاطر داده که در صورت بحران انرژی در ایران ، کاهش عرضه را جبران می کند . عربستان با این کار به جهان غرب چراغ سبز می دهد ولی دود این چراغ به چشم ایران می رود .

ایران نمی تواند از تهدید کاهش عرضه نفت استفاده کند . این تهدید شمشیر دو دم است . درست که قیمت نفت موقتا بالا خواهد رفت . ولی هم درآمدهای ارزی ایران را از بین می برد و هم بحران تورم داخلی را تشدید می کند . ایران کار زیادی نمی تواند بکند . تهدید های ایران احتمالا از مرز شعار فراتر نمی روند . ولی آمریکا از مرز تهدید تهران به مرحله تحریک رسیده است . ساده لوحانه است اگر تصور کنیم پله بعدی مصالحه است .

12. Leden 2007

...گله نداره

آقا اصلا از قدیم گفته اند چیزی که عوض داره، گله نداره! اقتدارگرایانی که تا همین اواخر هم از حمله به سفارت آمریکا دفاع کرده و گروگانگیری 444 روزه را اقدامی مناسب در برابر دخالت های آمریکا توصیف می کردند، اکنون نباید در قبال حمله نيروهاي آمريكايي به سركنسولگري ايران در اربيل عراق چندان ابرو در هم بکشند. چون بالاخره گفته اند گهی زین به پشت و پهشت به زین.


اگر حمله و گروگانگیری خوب است که خب آمریکایی ها هم یک کار خوب انجام دادند. اگر ایران در سال 58 مدعی بود که آمریکایی ها در امور داخلی کشور دخالت می کنند، امروز همین ادعا را خیلی از کشورهای جهان در خصوص عملکرد ایران در عراق دارند. ضمن این که تندروهای ایرانی به سفارت یک کشور حمله کردند، آمریکایی ها به کنسولگری، تعداد کارکنان ربوده شده ایرانی اصلا با گروگان های آمریکایی قابل مقایسه نیست و از هم اکنون می توان حدس زد که ربوده شدگان ایرانی حتی یک سوم زمانی که آمریکایی ها در ایران به گروگان گرفته شدند را در حبس نخواهند گذراند.


دنیای عجیبی است. منتظر باشید و ببینید که از این پس دولتمردان ایرانی با چه شدت و حدتی، حمله به دفاتر نمایندگی یک کشور را محکوم کرده و آن را مخالف تمام معاهدات بین المللی بخوانند. طبیعی است 13 آبان شامل این معاهدات نمی شود. تناقضش را هم خود مهروزان عدالت گستر حل می کننند. نگران نباشید.