چه بازی قشنگی
م – ت ::از این ماجرای یلدا بازی خیلی خوشم اومده . حالا می تونم بفهمم که کشیش ها موقع شنیدن اعتراف چه حس خوبی دارند . مهم ترین خوبی این بازی اینه که آدم می فهمه توی دیوانه بازیهاش تنها نیست و ظاهرا همه یه شیطنت های زیر پوستی دارند که در نظر خودشون خیلی عجیب غریبه .
اين هم از پنجگانه من
1- یه وقت هایی واقعا چشم دیدن نزدیک ترین دوستانم را هم ندارم . یهو دلم برای تنها بودن لک میزنه . اما خیال می کنین وقتی تنها می شم چی کار می کنم؟ معمولا می خوابم
2- تازگی ها احساس می کنم به تزکیه روحی احتیاج دارم . البته منظورم مذهب نیست .ولی خیلی خوبه اگه بتونم یه مقدار کمتر این و اون رو دست بندازم و جماعت رو کمتر مسخره کنم . راستش تا حالا هم خیلی تلاش کردم که این کارها از سرم بیفته ولی یادم نمی ره که روزهای اول ورودم به عالم مطبوعات یه دوستی گفت اگه می خواهی تو این کار موفق بشی باید مثل آب خوردن غیبت بکنی و در مواقع لزوم به این و اون تهمت بزنی . تا حالا که سعی کردم به این توصیه عمل کنم .
3-شاید این یکی اعتراف خیلی حاشیه ای به نظر برسه . ولی اتفاقا مساله مرگ و زندگیه . طرز نشستنم روی صندلی رو می گم . اصولا فرقی نمی کنه که صندلی از چه نوعی باشه . چون من همیشه پا در هواهستم . منظور م اینه که طوری به صندلی تکیه می دم که دو تا پایه جلویی از زمین کنده بشه.معلومه که این طور روی صندلی نشستن عواقب هم داره . تا حالا چند تا صندلی چوبی به خاطر این طرز نشستن من به تخته پاره تبدیل شده و یکی دو تا صندلی فلزی هم به آهن پاره . چند باری هم تعادلم رو از دست دادم و سرم واقعا به سنگ خورده . کلی دوست و آشنا هم من رو به خاطر این طرز نشستن مسخره کردن ولی مهم اینه که من از رو نرفتم.
4- وقتی تنها هستم بیش از حد معمول غذا می خورم . این مایه خجالته ولی باید اعتراف کنم که در مواقع تنهایی به آداب غذا خوردن هم خیلی پایبند نمی مونم و خلاصه تا یک متری جایی که دارم غذا می خورم اثرات غذا رو میشه دید. البته علت اصلیش اینه که عادت دارم موقع تنهایی ، راه برم و غذا بخورم .
5- یه جایی خوندم که به خانم ها توصیه کرده بود خیلی به مردهای متولد آبان وابستگی پیدا نکنند . به نظرم توصیه بسیار خوبیه . اصولا ما مردهای آبانی از این که کسی بهمون وابسته باشه خوشمون نمی آد . من که شخصا این طوریم . یعنی اگه کسی تو رابطه یه گام جلو بذاره ، به شکل موزیانه ای عقب میرم .
6- نكته پنجم رو نوشتم تا نشون بدم بعضي وقت ها بد جود دچار خودشيفتگي مي شم .ولي اگه در حين خود شيفتگي چند نفر حالم رو بگيرند ، از جو گرفتگي درميام . مثل همين حالا .
من هم از نفيسه ، مرجان ، دوباره ، مجيد و حديث براي ادامه بازي دعوت مي كنم .
اين هم از پنجگانه من
1- یه وقت هایی واقعا چشم دیدن نزدیک ترین دوستانم را هم ندارم . یهو دلم برای تنها بودن لک میزنه . اما خیال می کنین وقتی تنها می شم چی کار می کنم؟ معمولا می خوابم
2- تازگی ها احساس می کنم به تزکیه روحی احتیاج دارم . البته منظورم مذهب نیست .ولی خیلی خوبه اگه بتونم یه مقدار کمتر این و اون رو دست بندازم و جماعت رو کمتر مسخره کنم . راستش تا حالا هم خیلی تلاش کردم که این کارها از سرم بیفته ولی یادم نمی ره که روزهای اول ورودم به عالم مطبوعات یه دوستی گفت اگه می خواهی تو این کار موفق بشی باید مثل آب خوردن غیبت بکنی و در مواقع لزوم به این و اون تهمت بزنی . تا حالا که سعی کردم به این توصیه عمل کنم .
3-شاید این یکی اعتراف خیلی حاشیه ای به نظر برسه . ولی اتفاقا مساله مرگ و زندگیه . طرز نشستنم روی صندلی رو می گم . اصولا فرقی نمی کنه که صندلی از چه نوعی باشه . چون من همیشه پا در هواهستم . منظور م اینه که طوری به صندلی تکیه می دم که دو تا پایه جلویی از زمین کنده بشه.معلومه که این طور روی صندلی نشستن عواقب هم داره . تا حالا چند تا صندلی چوبی به خاطر این طرز نشستن من به تخته پاره تبدیل شده و یکی دو تا صندلی فلزی هم به آهن پاره . چند باری هم تعادلم رو از دست دادم و سرم واقعا به سنگ خورده . کلی دوست و آشنا هم من رو به خاطر این طرز نشستن مسخره کردن ولی مهم اینه که من از رو نرفتم.
4- وقتی تنها هستم بیش از حد معمول غذا می خورم . این مایه خجالته ولی باید اعتراف کنم که در مواقع تنهایی به آداب غذا خوردن هم خیلی پایبند نمی مونم و خلاصه تا یک متری جایی که دارم غذا می خورم اثرات غذا رو میشه دید. البته علت اصلیش اینه که عادت دارم موقع تنهایی ، راه برم و غذا بخورم .
5- یه جایی خوندم که به خانم ها توصیه کرده بود خیلی به مردهای متولد آبان وابستگی پیدا نکنند . به نظرم توصیه بسیار خوبیه . اصولا ما مردهای آبانی از این که کسی بهمون وابسته باشه خوشمون نمی آد . من که شخصا این طوریم . یعنی اگه کسی تو رابطه یه گام جلو بذاره ، به شکل موزیانه ای عقب میرم .
6- نكته پنجم رو نوشتم تا نشون بدم بعضي وقت ها بد جود دچار خودشيفتگي مي شم .ولي اگه در حين خود شيفتگي چند نفر حالم رو بگيرند ، از جو گرفتگي درميام . مثل همين حالا .
من هم از نفيسه ، مرجان ، دوباره ، مجيد و حديث براي ادامه بازي دعوت مي كنم .
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/316