شهر له شده
م- ت :
مه آلود بود
تهران
یا غبار آلود
معلوم نبود
ها که می کردی
توده بخاری بلند می شد
و سرما
چون نعلی بر دندانها می نشست
چشم ها انگار که چفت شده باشند
خیره
بی هیچ تکانی
و پاها
پیوسته
بی احساس آرامشی
در حرکت بود
به صورت شهر تف کرده بودند
شهر، بوی خون دلمه شده می داد
سنگفرش ها پر بود از لاشه سیگارهای له شده
سگ های ول لای انبوه جمعیت می لاسیدند
پاسبانها پارس می کرند
و سفیر گلوله
شهر را سوراخ سوراخ می کرد
این نخستین بار نبود
و نه آخرین بار
تکرار بوالهوسانه ای بود
در شهر له شده
که هوایش
معلوم نبود
مه آلود است یا غبار آلود
تهران
یا غبار آلود
معلوم نبود
ها که می کردی
توده بخاری بلند می شد
و سرما
چون نعلی بر دندانها می نشست
چشم ها انگار که چفت شده باشند
خیره
بی هیچ تکانی
و پاها
پیوسته
بی احساس آرامشی
در حرکت بود
به صورت شهر تف کرده بودند
شهر، بوی خون دلمه شده می داد
سنگفرش ها پر بود از لاشه سیگارهای له شده
سگ های ول لای انبوه جمعیت می لاسیدند
پاسبانها پارس می کرند
و سفیر گلوله
شهر را سوراخ سوراخ می کرد
این نخستین بار نبود
و نه آخرین بار
تکرار بوالهوسانه ای بود
در شهر له شده
که هوایش
معلوم نبود
مه آلود است یا غبار آلود
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/314