« November 2006 | Main | January 2007 »

December 30, 2006

دیکتاتور رفت؛ مرگ اندیشی چطور؟

س.س: قوم و خویشی در جنگ هشت ساله از دست نداده ام تا دقیقا بفهمم خانواده شهدا و جانبازان اکنون چه حس و حالی دارند اما با اعدام صدام مخالف بودم به همان دلیل که با اعدام جلادان رژیم شاه هم مخالف بودم.


مرگ دیکتاتور البته مرا خوشحال و مسرور ساخت اما مرگ دیکتاتور امروز نبود. نیک که بنگریم می بینیم دیکتاتور آن روز به فنا رفت که چون حیوان زبان بسته ای از کنج چاله ای به در آورده شد و مردمان جهان نگاه بر چهره ذلیل او دوختند و صدام را در انبوهی از ریش وپشم سخره انگیز به تماشا نشستند.


دیکتاتور همان روز مرد. هرچند که حالا قرار است جسدش به خاک سپرده شود. به گمانم اعدام صدام شادی ندارد. آن ها که اهل نظرند و عبرت می جویند از همان لحظه به خفت در آمدن دیکتاور شادی سر دادند. وگرنه حتی می توان بر جنازه صدام نشست و تکه تکه اش کرد و تکه های بدنش را نیز سوزاند.


اعدام صدام اما چیزی را عوض نمی کند جز این که همچنان بر همان چرخه انتقام گیری و کینه جویی در صحنه سیاست تاکید می کند.


با اعدام صدام مخالف بودم به همان دلیل که معتقدم اگر در کشور خودمان نیز چرخ روزگار به گونه دیگری چرخید، باید از هر نوع اقدام انتقام جویانه نسبت کارگزاران حکومتی خودداری کرد.


مرگ اندیشی و مرگ خواهی که هنری نیست. ذهن ها تا به یاد می آورد و مورخان تا در کتاب ها نوشته اند، همین بوده. هر رژیمی مرگ بلندمرتبگان رژیم قبل را خواسته و مردم هم همیشه اماده اند تا در پای هرچوبه داری جشن و پایکوبی برپا سازند. حکومت که عوض می شود جای اعدام کنندگان و اعدام شوندگان عوض شده و مردم هم باز هلهله و شادی برپا می سازند. باز همان آش و همان کاسه.


به گمانم یک بار باید این چرخه قطع شود و مردمان با همه نفرت و کینه ای که از ستم حاکمان و ظلم دیکتاتور ها دارند، رحم و مروت پیشه سازند و به جای کینه ورزی، مهر و آشتی بروز دهند.
می دانم که گذشت از دیکتاتور و نادیده گرفتن جنایاتش سخت است. می دانم که دل مصیبت زده صدها هزار مادر فقط با مرگ صدام آرام می گیرد، اما معتقدم سرنگونی و خفت دیکتاتور، به اندازه کافی درس آموز و شاد کننده بوده است.


اعدام صدام و شادی از این بابت فقط یک نکته را می رساند و این که ما هنوز همان مردمانیم؛ با همان تفکرات و همان کینه جویی.




در همین زمینه:


اعدام صدام، رهایی از تحقیر مدام


دیکتاتوری دیگر بر می خیزد


دیکتاتور پیشتر مرده بود


ریسمان بی ارزش


نگاه چرکنویس


یک دیکتاتور کمتر


برای نسل بشر متاسفم


و حالا صبح بدون صدام در بغداد

اعدام صدام ، زنگ خطر برای دیکتاتورهای خاورمیانه

م -ت : صدام بر دار شد ولی بر دار شدن او چیزی را در عراق عوض نمی کند . تعبیرهایی نظیر پایان دیکتاتور نیز بیشتر به درد بازی های ژورنالیستی می خورد . نیروهای بعث مدتهاست که از صدام دستور نمی گیرند . درست از همان روزی که او سقوط کرد . بعثی ها به آرامی در حال جذب شدن در ارتش عراق هستند . ارتشی که تحت یک دولت دموکراتیک اداره می شود . تنها می ماند عده ای از اهالی تکریت و سرسپردگان صدام که ممکن است چند روزی آتش معرکه جنگ را در عراق شعله ورتر سازند .ولی به هر حال بدون آتش افروزی طرفدران صدام هم عراق به این زودی ها روی آرامش را نخواهد دید .

از این رو به دار آویختن صدام کار عبثی بود . او را در یک دادگاه بی قاعده محاکمه کردند . دادگاهی که بنابه اذعان بسیاری از حقوقدانان معتبر ، صلاحیت رسیدگی به اتهام های یک جنایت کار جنگی را نداشت . جا داشت که صدام در یک دادگاه بین المللی محاکمه می شد ، جا داشت که او درباره اتهام جنگ افروزی علیه ایران و کویت پاسخ می داد ، برای روشن شدن زوایایی از تاریخ هم که شده ، نباید صدام را به این سرعت بالای چوبه دار می فرستادند .


اما به هر حال اعدام صدام زنگ خطری برای رهبران خودکامه خاورمیانه خواهد بود . آنان برای این که به سرنوشتی نظیر رهبر پیشین عراق دچار نشوند ، باید هوشیار شوند . حسنی مبارک ، امیر عبدالله ، امیران قطر و بحرین و کویت هر یک به نسبتی این پیام را درک کرده اند .


باشد که خاورمیانه از وجود دیکتاتورهای بزرگ پاک شود . البته نه با اعدام ایشان بلکه با سر عقل آمدنشان .

December 28, 2006

غفلت از تحریم

م -ت : تحریم ایران چیزی نبود که وبلاگ نویسان به سادگی از کنار آن بگذرند ، اما گذشتند. غفلت اهالی وبلاگستان در نپرداختن به تحریم ، هیچ توجیهی ندارد .ایران بدون اغراق به دروازه بزرگترین بحران ربع قرن خود وارد شده است و سزاوار است که دستکم در فضای مجازی خطرات تحریم گوشزد شود . حالا که رسانه های مکتوب و صدا و سیما ، اجازه سخن گفتن درباره پیامدهای تحریم را ندارند ، وبلاگ ها نباید خاموش بمانند . اگر تحریم ها به جاهای باریک کشیده شود ، زندگی روزمره همه ما بدون استثنا تحت تاثیر قرارآن خواهد گرفت.


سخنان بی حاصل کسانی را هم که می خواهند به مردم بقبولاند تحریم ها اثری بر معیشت عمومی ندارد نباید باور کرد . تحریم ها اثر دارد . تحریم ها یعنی این که بانک های معتبر در حال قطع روابط خود با ایران هستند ، یعنی این که ایران ناچار است درآمدهای دلاری اش را به بانک های شرق آسیا منتقل کند و جنس های غربی را با قیمت های بسیار گران تر بخرد . تحریم یعنی این که ایران در مقام واکنش روابط تجاری اش را از دلار به یورو تبدیل می کند و بسیاری از بازارهایش را از دست می دهد . تحریم یعنی این که بنگاه های اروپایی دیگر به هیچ وجه ریسک سرمایه گذاری یا مبادلات کلان با ایران را نمی پذیرند ، در نتیجه اجناس مصرفی در بازار ایران کمیاب می شود و دست قاچاقچیان را برای واردات کالا از کشورهای حوزه خلیج فارس و با قیمت های بالاتر باز می کند . این ها نتایج بدیهی تحریم است. آن هم تازه در شرایطی که قطعنامه شورای امنیت ، هنوز مساله تحریم های اقتصادی علیه ایران را به شکل مستقیم پیش نکشیده است .

جان کلام این که ایران به سوی انزوا در حرکت است . مسیر نادرستی که مرده ریگ پرستیژ بین المللی کشورمان را از بین خواهد برد . به همین دلیل نباید در مقابل فاجعه تحریم ساکت نشست و درباره آن سکوت پیشه کرد . کسانی که وبلاگهایشان در زمان انتخابات برای تشویق مخاطبان اینترنت به رای دادن بسیج شده بود ، امروز بی هیچ توجیهی ساکتند . این باعث تاسف است.

December 27, 2006

ضیافت وبلاگی

دوست خوبمان رسول نمازی که برای ادامه تحصیل به پاریس سفر کرده بود پس از چند ماه به ایران برگشت تا دیداری تازه کند. بعید می دانم کسی باشد که نوشته های فلسفی رسول را خوانده باشد و شیفته نثرش نشده باشد. او در جریان رقابت های انتخاباتی و نیز آشوب های خیابانی، گزارش های داغی از پاریس برای چاپ در روزنامه ارسال می کرد.


احتمالا شنبه هفته آبنده یک قرار وبلاگی بگذاریم و ضیافتی برپا کنیم تا رسول بتواند دوستان وبلاگی اش را که تا به حال از طریق نوشته هایشان می شناخت از نزدیک ببیند.


زمان و مکان را تا روز جمعه قطعی می کنیم. شما هم بیایید. خوشحال می شویم.

December 26, 2006

شهر بی مرهم

ایده خوبی است که الپر از اهالی وبلاگستان دعوت کرده تا حسشان را نسبت به زلزله بم بازگو کنند . ولی سوالاتی که طرح کرده ، سوالات جالبی نیست . درست مثل این است که یک شخصیت مشهور را به مصاحبه دعوت کنیم و به کلیشه ای ترین شکل ممکن از او بخواهیم درباره بیوگرافی اش توضیح دهد . به همین دلیل هم من اصل ایده الپر رامی پذیرم و برای بم نگاری هم به جای این که توضیح دهم هنگام زلزله کجا بودم و قضیه را از کجا خبر دار شدم ، دو سه نکته ای می نویسم درباره بد عهدی دولت و حس تظاهر عمومی



از بد عهدی دولت همین بس که خاتمی پس از وقوع زلزله بم قول داد تا پایان دوران ریاست جمهوری اش ،اوضاع بم را سروسامان دهد و چاره ای بیندیشد تا همه بازماندگان زلزله در خانه ای مستقر شوند . خاتمی رفت و هنوز بسیاری از بمی ها به ابتدایی ترین شکل زندگی می کنند در این سیاهه زمستان

2- منکر حس انسان دوستی نیستم . منکر سخاوت عمومی برای کمک رسانی به بازماندگان بم نیسنم . منکر این نیستم که مردمی از این دیار از جان و دل مایه گذاشتند برای کمک رسانی به آسیب دیدگان زلزله . اما درست مثل همیشه پس از زلزله بم هم تظاهر به جانفشانی کردن را در این جا و آن جا دیدم و دلم را زد . هر چند شاید گفتن این نکته به صلاح نباشد . فراموشش کنید .

3- ماجرای سنگ اندازی دولت در کارngo های فعال در بازسازی بم هم کم غم انگیز نبود . آنان از سرزمینهای مختلف بنا بر رسالتشان آمده بودند و این جا به چشم جاسوس دیده شدند.

4-به آینده بم هم خوشبین نیستم . بم آینده خاصی ندارد در نظرم.

December 23, 2006

چه بازی قشنگی

م – ت ::از این ماجرای یلدا بازی خیلی خوشم اومده . حالا می تونم بفهمم که کشیش ها موقع شنیدن اعتراف چه حس خوبی دارند . مهم ترین خوبی این بازی اینه که آدم می فهمه توی دیوانه بازیهاش تنها نیست و ظاهرا همه یه شیطنت های زیر پوستی دارند که در نظر خودشون خیلی عجیب غریبه .



اين هم از پنجگانه من

1- یه وقت هایی واقعا چشم دیدن نزدیک ترین دوستانم را هم ندارم . یهو دلم برای تنها بودن لک میزنه . اما خیال می کنین وقتی تنها می شم چی کار می کنم؟ معمولا می خوابم

2- تازگی ها احساس می کنم به تزکیه روحی احتیاج دارم . البته منظورم مذهب نیست .ولی خیلی خوبه اگه بتونم یه مقدار کمتر این و اون رو دست بندازم و جماعت رو کمتر مسخره کنم . راستش تا حالا هم خیلی تلاش کردم که این کارها از سرم بیفته ولی یادم نمی ره که روزهای اول ورودم به عالم مطبوعات یه دوستی گفت اگه می خواهی تو این کار موفق بشی باید مثل آب خوردن غیبت بکنی و در مواقع لزوم به این و اون تهمت بزنی . تا حالا که سعی کردم به این توصیه عمل کنم .


3-شاید این یکی اعتراف خیلی حاشیه ای به نظر برسه . ولی اتفاقا مساله مرگ و زندگیه . طرز نشستنم روی صندلی رو می گم . اصولا فرقی نمی کنه که صندلی از چه نوعی باشه . چون من همیشه پا در هواهستم . منظور م اینه که طوری به صندلی تکیه می دم که دو تا پایه جلویی از زمین کنده بشه.معلومه که این طور روی صندلی نشستن عواقب هم داره . تا حالا چند تا صندلی چوبی به خاطر این طرز نشستن من به تخته پاره تبدیل شده و یکی دو تا صندلی فلزی هم به آهن پاره . چند باری هم تعادلم رو از دست دادم و سرم واقعا به سنگ خورده . کلی دوست و آشنا هم من رو به خاطر این طرز نشستن مسخره کردن ولی مهم اینه که من از رو نرفتم.



4- وقتی تنها هستم بیش از حد معمول غذا می خورم . این مایه خجالته ولی باید اعتراف کنم که در مواقع تنهایی به آداب غذا خوردن هم خیلی پایبند نمی مونم و خلاصه تا یک متری جایی که دارم غذا می خورم اثرات غذا رو میشه دید. البته علت اصلیش اینه که عادت دارم موقع تنهایی ، راه برم و غذا بخورم .

5- یه جایی خوندم که به خانم ها توصیه کرده بود خیلی به مردهای متولد آبان وابستگی پیدا نکنند . به نظرم توصیه بسیار خوبیه . اصولا ما مردهای آبانی از این که کسی بهمون وابسته باشه خوشمون نمی آد . من که شخصا این طوریم . یعنی اگه کسی تو رابطه یه گام جلو بذاره ، به شکل موزیانه ای عقب میرم .



6- نكته پنجم رو نوشتم تا نشون بدم بعضي وقت ها بد جود دچار خودشيفتگي مي شم .ولي اگه در حين خود شيفتگي چند نفر حالم رو بگيرند ، از جو گرفتگي درميام . مثل همين حالا .


من هم از نفيسه ، مرجان ، دوباره ، مجيد و حديث براي ادامه بازي دعوت مي كنم .

پنچ گانه خصوصی من

س.س: نمی خواستم نوشته زیبای مهدی را با یک پست جدید نادیده بگذارم ولی فضای وبلاگستان آنقدر یلدایی شده که دعوت ابر آبی را هم نمی توان به راحتی نادیده گرفت.


برای آن ها که از همه جا بی خبرند، کوتاه بگویم: یک بازی وبلاگی شروع شده که هر کس به بهانه یلدا، پنج نکته از زندگی خصوصی اش را می گوید و در انتها هم 5 نفر را به این بازی دعوت می کند تا آن ها هم چنین کاری کنند. اولین واکنش به این بازی می تواند یک کلمه باشد: "بی مزه" ولی آنقدر ها هم که اولش به نظر می رسد بی مزه نیست. پنج گانه من را نگاه کنید:


-----------------------


1- پنج سال پیش که سرم خلوت تر بود و فراغتی داشتم، بهترین و غیر اخلاقی ترین تفریح عمرم را از سر گذارندم. ماجرا از گوش کردن رادیو بی بی سی شروع شد که درحین پیدا کردن موج رادیو، صدای دختر همسابه در رادیو پیچید که با پسر اون یکی همسایه قرار مدار می گذاشت. کمی تلاش که به خرج دادم دیدم می شود تلفن بیسیمی پاناسونیک اکثر همسایگان را شنود کرد. دیگر کارمان در محل شد افشای روابط عاشقانه رفیق رفقا. با ابوذر که او هم عاشق این جور آمارگیری ها بود تلفن ها را شنود می کردیم و با حضور در سر قرار دختر پسرها حالشان را می گرفتیم. تصورش را بکنید که به طور انحصاری بتوانید فهمید کی با کی رفیقه!!!


2- هیچ وقت نگاه هایی را فراموش نمی کنم که عمری مرا اسیر خود کرد و شب ها و روزها آواره خود کرد. صاحب آن نگاه ها الان دو بچه دارد و شاید هم در فکر سومی باشد!


3- به شدت آدم بی احساسی هستم. در مقابل به قواعد عقلانیت بسیار پایبندم و آدم های غیر منطقی کلافه ام می کنند. بعضی ها می گویند خدا در وجودم دو برابر حد مورد نیاز عقل گذاشته و در مقابل از احساس بی نصیبم کرده. خیلی های دیگر اما معتقدند که از همان اولی هم بهره ای نبرده ام!


4-این که می بینم نقش مذهب در زندگی ام روزبه روز کمتر می شود برایم بسیار آزاردهنده است. این البته مانع از این نمی شود که از سکولاریسم حمایت نکنم. با این حال آرزو می کنم دینداری ام از این که هست کمتر نشود.


5- برای آدم محافظه کار و درون گرایی چون من همین چهار تای بالا هم زیاد است. اساسا علاقه ای ندارم کسی به اسرار زندگی خصوصی ام پی ببرد یا در آن دخالت کند. گاهی اوقات خودم هم از پیچیدگی های درونم سر در نمی آورم. آن گاه است که دلم برای اطرافیانم خیلی می سوزد!


-----------------------


کارت دعوت های من برای رفقا: رسول ، آمن ، ثمانه ، مصطفی و اکبر

December 22, 2006

شهر له شده

م- ت :
مه آلود بود


تهران

یا غبار آلود

معلوم نبود

ها که می کردی

توده بخاری بلند می شد

و سرما

چون نعلی بر دندانها می نشست


چشم ها انگار که چفت شده باشند

خیره

بی هیچ تکانی

و پاها

پیوسته

بی احساس آرامشی

در حرکت بود




به صورت شهر تف کرده بودند

شهر، بوی خون دلمه شده می داد

سنگفرش ها پر بود از لاشه سیگارهای له شده

سگ های ول لای انبوه جمعیت می لاسیدند

پاسبانها پارس می کرند

و سفیر گلوله

شهر را سوراخ سوراخ می کرد

این نخستین بار نبود

و نه آخرین بار

تکرار بوالهوسانه ای بود


در شهر له شده

که هوایش

معلوم نبود

مه آلود است یا غبار آلود

December 19, 2006

تعارف بی تعارف

س.س: در این فکرم که اگر اصلاح طلبان نتوانند در برابر تخلفات انتخاباتی کاری از پیش برند و در نهایت نیروهای غیبی سرنوشت این انتخابات را رقم زنند سال آینده چگونه می خواهیم دوباره مردم را به حضور در پای صندوق ها و رای دادن به اصلاح طلبان تشویق کنیم.


از این زاویه گمان می کنم محرز شدن تخلفات انتخاباتی در این دوره بیش از آن که به اصلاح طلبان در شورای شهر لطمه وارد کند کار آن ها را در انتخابات سال اینده مجلس شورای اسلامی سخت می کند که اهمیت بیشتری هم دارد.


اصلاح طلبان اگر از طریق ناظران انتخاباتی خود به وجود تخلف در انتخابات پی بردند نباید حتی لحظه ای در کشاندن هواداران خود به خیابان ها تردید کنند.


دوران خوش و بش کردن با فرمانداری و اعتراض نیم بند به وزارت کشور گذشته است. اگر قرار بود از این اعتراض های کلامی، نتیجه ای حاصل شود تا حالا شده بود؛ نه اینکه پروین احمدی نژاد و مهرداد بذرپاش لحظه به لحظه بالاتر بیایند و نام اصلاح طلبان از لیست اعضای علی البدل خارج شود.


چه اشکالی دارد کاندیداهای اصلاح طلب به مردم اعلام کنند فلان روز جلوی وزارت کشور می روند و از هواداران خود هم بخواهند بیایند؟ آیا همین تعارف کردن ها با حاکمیت و ترس از پافشاری بر خواست ها نبود که اصلاحات را به بن بست کشاند؟


اصلاح طلبان پس از سال ها به ائتلاف رسیده اند و حمایت مناسبی را هم پشت سر خود می بینند. بی گمان اگر از این فرصت استفاده نشود باز چون مجلس ششم روزی تحصنی پیش خواهد آمد و کسی حتی نگاه ترحم انگیزی نیز به اصلاح طلبان نخواهد کرد.


اگر فعالان سیاسی امید به حضور مردم در انتخابات بعدی دارند باید امروز ثابت کنند که قدر آرای مردم را می دانند و از پتانسیل مردمی خود برای حفظ حقوق خود استفاده می کنند؛ وگرنه سال دیگر همه ما با اولین دعوت به شرکت در انتخابات بلافاصله با این جمله از سوی تحریمی ها مواجه می شویم که: مگر ندیدید پارسال با رای شما چه کردند؟ از شرکت در انتخاباتی که به نظام مشروعیت می بخشد چه سود؟


آن روز آیا اصلاح طلبان پاسخی دارند؟


----------------------------


انتخابات نگو، فاجعه بگو


یک شب در ستاد انتخابات

December 17, 2006

كماكان منتظريم

ساعت 2:30 دقيقه بامداد روز دوشنبه است. اين جا در ظاهر ستاد انتخابات كشور و در اصل ستاد شايعات كشور است. قرار است تا لحظاتي ديگر مدير كل دفتر انتخابات وزارت كشور آمار اوليه انتخابات شورا ها در تهران را اعلام كند. اين قرا البته اول ساعت 11 بود. بعد شد 12 و بالاخره كار به حالا كشيد. به همراه خبرنگاران خبرگزاري هاي مهر ايسنا و روزناه اعتماد ملي منتظريم تا نتايج اعلام شود. ولي ما كه چشممان آب نمي خورد .


تا ببينيم چه مي شود.اگر خبري اعلام شد بلافاصله در همين سايت منتشر خواهد شد. در حال حاضر فرماندار تهران و هاشمي ثمره و مسولين ستاد انتخابات در جلسه هستند.

هنوز خبری نیست

بامداد دوشنبه است اما هنوز از نتایج انتخابات شورای شهر تهران خبری نیست. دقایقی پیش خبرنگاران را از ستاد انتخابات کشور بیرون کردند . شاید پشت پرده اتفاقاتی در شرف وقوع باشد. بوی خوبی به مشام نمی رسد.اگر در آرا مردم دست کاری شود ، کار چندانی از دست کسی ساخته نیست

حلوای دولت را بار بگذارید

بالاخره ائتلاف نکردن اصولگراها کار دستشان داد . این جمله مهدی کوچک زاده نماینده آبادگر مجلس است . او لحظاتی پیش با چهره برافروخته وارد وزارت کشور شد و ازفرط عصبانیت نمی دانست باید سر چه کسی داد بزند.حالا مسلم است که اصلاح طلبان 4 کرسی شورای شهر تهران را فتح کرده اند . بر اساس زمزمه هایی که تا این لحظه از وزارت کشور به گوش می رسد ائتلاف حامیان قالیباف 8 کرسی به دست آورده اند و حامیان احمدی نژاد بازنده اصلی انتخابات شوراها شده اند با کسب سه کرسی شورا.


هنوز البته هیچ چیز قطعی نشده و نتایج هم به صورت رسمی اعلام نشده است . ظاهرا قرار است ساعت 11 امشب نتایج ابتدایی انتخابات اعلام شود و اگر نتایج چنین باشد که زمزمه اش به گوش می رسد باید برای دولت احمدی نژاد فاتحه ای خواند.

سکوت مطلق در ستاد انتخابات

48 ساعت از پایان رای گیری انتخابات شورای شهر گذشته است . اما ستاد انتخابات وزارت کشور هنوز حاضر نیست کوچکترین خبری از نتایج شمارش آرا مردم تهران منتشر کند . سکوت محض در وزارت کشور حکمفرماست و شنیده ها هم آن قدر منتاقض است که نمی شود به هیچکدامشان اعتنایی کرد. هم طرفدران قالیباف ، هم حامیان احمدی نژاد و هم ائتلاف اصلاح طلبان مدعی پیروزی در انتخابات هستند و سخن هیچ کدام را هم نمی شود جدی گرفت ، چرا که این نوع ادعای پیروزی کردن از قماش بازیهای سیاسی است برای ماندن در میدان .


با این همه ظاهرا هر کدام از این جریان ها سهمی را در شورا از آن خود کرده اند و گرچه وزن آرا جریان ها مشخص نیست اما تقریبا می توان اطمینان داشت که شورای شهر بعدی ، ترکیبی از جریان های سیاسی حاضر در ایران است . سهم اصلاح طلبان هم احتمالا چیزی در حدود 4 الی 5 کرسی شورا خواهد بود که گرچه توفیق عمده ای برای این جریان محسوب نمی شود اما برای شکستن فضای تک صدایی کشور ، امری مبارک است.

پیوست : از قرار معلوم نتایج ابتدایی شمارش آرا در تهران تا نیمه امشب اعلام خواهد شد . اگر علاقه مندید که از نتایج انتخابات در همان لحظات اولیه آگاه شوید ، به سیاق تبلیغات رسمی ، مهجاد را به خاطر بسپارید .

December 15, 2006

هشدار به اصلاح طلبان

س.س: می خواهم هشدار بدهم راهی که وزارت کشور پیش گرفته راه خطرناکی است. این را باید ستاد ائتلاف اصلاح طلبان بفهمد و سریع واکنش نشان دهد. آنگونه که مشخص است ستاد انتخابات کشور قصد ندارد تا حداقل فردا ظهر خبری از نتایج مقدماتی شمارش آرا در تهران را منتشر کند و این تازه وجه خوش بینانه قضیه است. چرا که امکان دارد وزارت کشور سه روز صبر کرده و یکباره نتیجه نهایی انتخابات را اعلام کند.

در این حال امکان فعالیت هر نیروی غیبی ممکن بوده و این بسیار خطرناک است. از طرفی اصرار عجیب وزارت کشور در خصوص شمارش رایانه ای آرا بسیار سوال برانگیز است.


از سویی با شرایط پیش آمده در ستاد انتخابات کشور امشب هیچ نتیجه مقدماتی اعلام نشده و می شود از هم اکنون سر بر بالین گذاشت و به انتظار فردا نشست.


در خصوص نتیجه انتخابات گمانه زنی های بسیاری مطرح است اما عاقلانه این است که به هیچ یک از نظر ها دل نبندیم. چون انتخابات شورای شهر امسال شرایطی بسیار پیچیده دارد و احتمال وقوع هر اتفاقی ممکن است. به نظرم اظهار نظر ها در خصوص پیش یا پس بودن گروه ها را فعلا نباید جدی گرفت تا چندین منبع مورد اعتماد که در پای صندوق ها هستند نتیجه شمارش آرای صندوق مربوط به خود را اعلام کنند.
آن چه در شش ساعت گذشته در خصوص برتری برخی گروه ها اعلام شده تنها ارزیابی ناظران انتخاباتی از حضور در شعب اخذ رای است که کاملا فاقد اعتبار است.


باید تا فردا ظهر صبر کرد.

زمزمه های خطرناک در وزارت کشور

زمزمه های خطرناک در وزارت کشور

زمزمه های خطرناکی از وزارت کشور به گوش می رسد . هاشمی ثمره اعلام کرده که وزارت کشور هیچ عجله ای برای اعلام نتایج ندارد و ممکن است به جای اعلام تدریجی آرا شمارش شده ، نتیجه انتخابات راپس از شمارش کلیه تعرفه های رای اعلام کند.


اعلام نتایج انتخابات پس از شمارش کلیه تعرفه ها این خطر را دارد که ممکن است دست غیبی در کار انتخابات وارد شود و نتایج را به گونه دلخواه دولت تغییر دهد. خصوصا این که بسیج مسول امنیت انتخابات بوده و هیات های نظارت و اجرایی نیز همه گوش به فرمان دولتند .


بحران کمبود تعرفه

کمبود تعرفه در برخی مناطق تهران در ساعات پایانی رای گیری شکلی واقعا بحرانی به خود گرفته است .
در منطقه اکباتان حدود ساعت 8 شب ، 5 هزار نفر در شعبه های اخذ رای صف کشیده بودند ، اما شعبه ها با کمبود تعرفه مواجه شده اند و صدای اعتراض شهروندان به خاطر معطلی زیاد بلند شده است .

البته طولانی شدن صف ها در شعبه های انتخاباتی دلیل دیگری هم دارد . مهم ترین دلیلش این است که دسته ای از رای دهندگان که مایلند در انتخابات مجلس خبرگان ومیان دوره ای مجلس هم شرکت کنند باید علاوه بر پر کردن لیست 15 نفره شورای شهر ، لیست 16 نفره مجلس خبرگان را هم پر کنند و همین امر زمان حضور رای دهندگان در شعبه های اخذ رای را افزایش می دهد و در نتیجه شهروندان بیشتری ناچار می شوند که در این سوز سرمای پاییزی تهران به انتظار رای دادن بایستند .



نتایج انتخابات به روایت ستاد قالیباف


گر چه تا این لحظه ( ساعت 21:15 دقیقه ) هنوز هیج برآورد دقیقی از نتایج آرا به دست نیامده اما ستاد انتحاباتی
قالیباف برآورد پیشاپیش از پیروزی لیست حامیان شهردار تهران خبر داده و ادعا کرده که نتایج آرا به ترتیب زیر است :

لیست اصول گرایان اصلاح طلب – 9 کرسی

لیست ائتلاف اصلاح طلبان – 4 کرسی

لیست رایحه خوش خدمت ( حامیان احمدی نژاد ) – 3 کرسی


ستاد ائلاف حامیان قالیباف در حالی خبر از پیروزی قاطع در انتخابات می دهد که اکثر برآوردها ، رقابت اصلی را میان حامیان احمدی نژاد و ائتلاف اصلاح طلبان ارزیابی می کنند . برخی بر این باورند که برآورد ستاد قالیباف از نتایج انتخابات می تواند یک نوع جو سازی باشد تا در صورت پیروزی حامیان احمدی نژاد در انتخابات ، طرفداران قالیباف بتوانند دولت احمدی نژاد را به تقلب در آنتخابات منهم کنند .


به در بسته خوردند

آنهايي كه در انتخابات مجلس هفتم شركت نكرده بودند و امروز مي خواستند در انتخابات ميان دوره اي مجلس شركت كنند، با در بسته مواجه شدند . وزارت كشور چند ساعت پس از شروع راي گيري بخشنامه اي صادر كرد مبني بر اين كه ،كساني كه در انتخابات مجلس هفتم شركت نكرده اند ، حق شركت در انتخابات ميان دوره اي را نيز ندارند. گويي آقايان اصولگرا ، حتي از احتمال سپردن يك كرسي ديگر به اقليت اصلاح طلبان در مجلس هفتم نگرانند

ابهام در شمارش آرا

در حاليكه چند ساعت از زمان شروع راي گيري در تهران مي گذرد مشخص نيست شمارش آراي انتخابات شوراها به صورت رايانه اي صورت خواهد گرفت يا دستي. وزير كشور لحظاتي پيش اعلام كرد با وجود مخالفت هيئت مركزي نظارت بر انتخابات تا لحظه آخر تلاش خواهد كرد شيوه رايانه اي شمارش آرا را در اين انتخابات اجرا كند. شواهد اما حاكي از آن است كه رايزني ها به نتيجه نرسيده و شمارش آرا دستي خواهد بود.


از سوي ديگر گزارش هاي رسيده حاكي از آن است كه تا ظهر امروز استقبال مردم در شمال تهران بيشتر از نقاط جنوبي بوده است.


يك خبر ديگر حكايت از آن دارد كه روز پنج شنبه برخي درگيري ها ميان ناظران انتخابات و برخي ستاد هاي انتخاباتي كه به تبليغ غير مجاز مشغول بودند به وقوع پيوسته است.

همراه با انتخابات

اگر علاقه داريد ازنتايج اوليه انتخابات، پيش از اعلام رسمي خبردار شويد از آخرين ساعات امشب مي توانيد مهجاد را دنبال كنيد تا از ستاد انتخابات كشور، جديدترين نتايج انتخابات و حرف و حديث هاي پشت پرده را به اطلاع برسانيم.


با اين حال پيشنهاد مي كنيم به دور از اين هيجانات انتخاباتي، راس ساعت 11 شب، بالش را زير سرتان گذاشته و تخت بخوابيد و صبح فردا نتايج را از طريق اخبار بامدادي بشنويد. در غير اين صورت اگر كنجكاوي سياسيتان اجازه نداد و يك چيزي در وجودتان بال و پر مي زد كه دو سه ساعت زود تر از بقيه، از تحولات با خبر شويد به صورت آنلاين از ستاد انتخابات كشور اطلاعاتي ارائه خواهيم كرد.


تا پيش از آغاز شمارش آرا نيز، جديد ترين اخبار بحث برانگيز و حاشيه اي را مي توانيد از طريق همين وبلاگ دنبال كنيد.

December 14, 2006

دستور العمل شرکت در انتخابات

س.س: هیچ وقت فکر نمی کردم یکسال و چند ماه پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد باز هم مجبور شوم این ور و آن ور درباب لزوم رای دادن در انتخابات صحبت کنم و با تحریمی ها پای میز مناظره بنشینم. اما انگار دوستانمان هنوز سرشان به سنگ نخورده یا خیلی محکم خورده که در این اوضاع و احوال باز حکم به انفعال می دهند.


تحریمی ها هرچه باشند و از هر جنسی باشند چند ویژگی مشترک دارند. مثلا خیلی غر می زنند، برنامه روشنی ندارند، فقط کلی بافی می کنند، به زمین و زمان می توپند و در مقابل هیج راه جایگزینی هم معرفی نمی کنند. بدتر از همه این که آینده روشنی هم پیش رویمان نمی گذارند که مثلا دلمان را خوش کنیم نسخه شفا بخشی دارند.


کار تحریمی ها مثل پزشکی می ماند که می گوید آنتی بیوتیک مصرف نکن، آمپول نزن، داروهای گیاهی را کنار بگذار. بعد که می گوییم خب پس چه کار کنیم، پاسخ می دهد صبر کن به مرور زمان با گسترش بیماری، سیستم دفاعی بدنت فعال شده و همه چیز خوب می شود.


در این شرایط فکر می کنم در این ساعات باقی مانده تا برگزاری انتخابات باید تحریمی ها را به حال خود بگذاریم و فکری به حال مردد ها بکنیم. شاید یک ربع یا نیم ساعت بحث و جدل بتواند بر این دسته تاثیر بگذارد اما بی تردید عمری وقت گذاشتن به پای کسی که خود را به خواب زده ثمری نخواهد داشت.



دستور العمل شرکت در انتخابات

اجرای هر برنامه ای طبعا مقدماتی دارد و برنامه ای می طلبد. مگر می شود در انتخابات شرکت کرد و بی برنامه پیروز شد. دستور العمل شرکت در انتخابات به پیوست تقدیم می شود.

1- فردا صبح که از خواب بیدار شدید یک راست به دستشویی می روید. پس از انجام کارهای شخصی، دست و صورت خود را حسابی می شورید. سپس در حالی که حوله را به چشم و چال خود می مالید به این فکر می کنید که در چند روز گذشته چه افراد مستعدی را به رای دادن تشویق نکرده اید و چطور می شود حداقل 5 نفر دیگر را به رای دادن تشویق کرد.


2- اصلا به تلویزیون حق ندارید نگاه کنید. چون احتمالا حضور هنرمندان و ورزشکاران در تلویزیون برای تشویق به رای دادن اینقدر مشمئز کننده هست که خودتان هم از رای دادن پشیمان شوید. مخصوصا که بالاخره تلویزیون قصد دارد در همان ساعات ابتدایی روز، تصویر رای دادن حضرات به صندوق شماره 110 را چندین و چند بار پخش کنند و این تصویر صد در صد می تواند شما را هم از رای دادن منصرف کند. بهتر است فکر کنید همه مسولان مملکتی مثل 4 سال پیش به زاهدان رفته اند و کسی در تهران رای نمی دهد!

3- قرار مرارها، انصافا همه تعطیل. یک روز هم با خانوم بچه ها کوه و سینما نروید به جایی بر نمی خورد. اگر فردا کوه را به انتخابات ترجیح دادید بهتر است همان جا با طبیعت اطراف خداحافظی کنید. چون احتمالا مجبور شوید از دفعه بعد قرار هایتان را با خواهران محترمه در مهدیه تهران بگذارید.

4- دسته جمعی پای صندوق های رای بروید. این رای دادن دسته جمعی اساسا یک شور و حال خاصی دارد. به ویژه ان که در این شرایط شما می توانید بلند بلند هم حرف بزنید و در حوزه های اخذ رای اطرافیانتان را هم به لیست اصلاح طلبان ترغیب کنید. ضمنا وقتی برادران بسیجی به طور علنی پای صندوق های رای از خود رایحه در می کنند، تبلیغ شفاهی نه تنها به جایی بر نمی خورد بلکه واجب کفایی است. شک نکنید.


5- با دیدن سه برگه اخذ رای هول نشوید. یک وقت اشتباه نکنید یکهو سهیلا جلودار زاده راهی مجلس خبرگان شود، هادی ساعی نماینده مجلس و هاشمی رفسنجانی نماینده شورای شهر. یک نفس عمیق بکشید، آب دهانتان را قورت دهید و به بالای هر برگه نگاه کنید که اسم چه انتخاباتی را نوشته. قول می دهم شما می توانید این را نشخیص دهید. اصلا به خودتان ترس راه ندهید.

6- اگر زبانم لال نخواستید اسم 15 نفر را در انتخابات شورای شهر بنویسید، حتما در برگه خود خط بکشید تا نیروهای غیبی نتوانند دار و دسته پروین احمدی نژاد را راهی شورای شهر کنند. به حرف های آرش هم اعتنایی نکنید. جوونی کرده یه چیزی گفته، آخه آدم که وسط ائتلاف یکهو دبه در نمیاره!!!

7- شناسنامه خود را حوزه اخذ رای جا نگذارید وگرنه ممکن است برادران با شناسنامه شما، ویدویی، فیلمی، چیزی کرایه کنند و پایتان گیر بیفتد.


8- اگر در حوزه اخذ رای تقلبی، تخلفی، مشکلی، شتری دیدید؛ ندیدید. اگر هم دیدید فقط به درد خاطره تعریف کردن و نوشتن در وبلاگ می خورد، چون در شرایط فعلی از کسی کاری بر نمی آید. پس به افشاگری مفشاگری دلتان را خوش نکنید.



9- از عصر جمعه خود را برای جشن و پایکوبی آماده کنید. شنبه ظهر چند کیلو شیرینی خامه ای می گیرید و دور از پایگاه های بسیج به مردم شاد باش می گویید.

10- پس از پیروزی در انخابات می توانید مطمئن باشید که باز هم اصلاح طلبان تحویلتان نمی گیرند، سلامتان را علیک نمی گویند و اگر کارتان هم جایی گیر کرد به کمکتان نمی آیند. با این حال ناراحت نباشید. یک سال دیگر انتخابات مجلس فرا می رسد و شما دوباره به یک نقش تاریخی فرا خوانده می شوید.......

December 11, 2006

حاشیه های همایش جوانان اصلاح طلب

چه ساده دلانه گرد هم آمده بودند این به اصطلاح حامیان جوان محمد خاتمی . شلوغی سالن و همهمه جمعیت یادوآور همه گردهمایی های قبلی اصلاح طلبان بود .این شلوغی و بی نظمی عذاب آور نخستین تاثیرش ،پرخاش جو کردن جمعیت است . جمعیت پرخاش جو آداب شهروندی سرش نمی شود . بر سر دیگران داد می کشد تا حرفش را به کرسی بنشاند . پدیده پرخاش جویی برای کسی که در ایران زندگی کرده البته اتفاقی طبیعی است . اما اتفاق تلخی است وقتی جمعیت پرخاش جو ، از قشر مدعیان فرهنگ شهروندی باشند و اصلا دور هم جمع شده باشند تا برای کاندیداهای شورای شهر هورا بکشند و مثلا از حقوق شهروندی دفاع کنند .
از آن جا که شورای شهر بیشتر به نهادي اجتماعي شهره است ، از جنبه های سیاسی گردهمایی جوانان حامی خاتمی فعلا می گذرم تا آشفتگی ذهنی قشر حامیان خاتمی بیشتر به چشم آید .
آنانی که در گردهمایی هواداران خاتمی دیدم ، برای خاتمی هورا می کشیدند اما خیلی هاشان زیر لب غرولند می کردند که "این مرتیکه" باز سر کارشان گذاشته . به جرات می توانم بگویم کلمه " ابن مرنیکه " را از دهان دستکم 10 نفری از شرکت کنندگان شنیدم . چه آنان که پشت در مانده بودند و چه آنان که از فشار جمعیت درمانده شده بودند .
جوان ترها صبورتر بودند .اما آنان که تجربه زیست سیاسی در دوران 8 ساله خاتمی را داشتند ، بیشتر غرولند می کردند. این ها شاید حاشیه های به ظاهر بی اهمیتی باشد بر گردهمایی ای که قرار است اصلاح طلبان آن را در بوق و کرنا کنند ، برای رای آوردن . اما حاشیه ها واقعا بر متن غلبه داشتند . مهم ترینش این که در طول مراسم ، جمعیت با فریادهای " خاتمی ، خاتمی " به طولانی شدن زمان سخنرانی اعضای ستاد اصلاحات اعتراض داشتند و خواهان آن بودند که خاتمی زودتر پشت تریبون برود . اما وقتی خاتمی پشت تریبون رفت دیگر از تشویق های پیاپی خبری نشد و جمعیت از میانه های صحبت او سالن را آرام آرام ترک کردند . آن شور و شوق برای شنیدن سخنان خاتمی به شکلی آنی فرو نشست و اکثر کسانی که از سالن خارج می شدند ، ناراضی بودند از نحوه سخن گفتن تکراری خاتمی. گویی که انتظار سخنانی تازه از او داشتند ، یا خاتمی را خوب نشناخته بودند .
حاشیه ای دیگر که عمق پارادوکس فکری حامیان جوان خاتمی را بهتر نشان داد ، وقتی عیان شد که کلیپی از عکس های تحولات هشت ساله دوران خاتمی نظیر برکناری عبدالله نوری ؛ غلامحسین کرباسچی ، وقایع 18 تیر ، برکناری عطا الله مهاجرانی ، دادگاه اکبر گنجی ، مراسم سالگرد فروهرها ، بازگشت شیرین عبادی پس از دریافت جایزه صلح نوبل ، ترور حجاریان و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم پخش شد .
جمعیت با دیدن هر کدام از این تصاویر به نشانه همراهی هورا می کشیدند اما بلند ترین هوراها زمانی سر د اده شد که تصویر اکبر گنجی ، مراسم سالگرد فروهر ها وعکس شیرین عبادی پخش شد .
از این هورا کشیدن های جالب توجه می توان نشانه شناسی کرد . دریاقت که جمعیت جوانی که به عنوان حامی خاتمی جمع شده تا به لیست مورد حمایت او در انتخابات شورای شهر رای دهد یا خاتمی را نشناخته یا گنجی و فروهر ها و عبادی را .
با این همه چشم ائتلاف انتخاباتی اصلاح طلبان به همین جمعیت جوان است تا چون سیاه لشکر ، روز انتخابات به دادشان برسد . جمعیت جوانی که فرق گنجی و خاتمی را نمی داد و در همایش حامیان خاتمی ؛ برای گنجي بیشتر از خاتمی هورا می كشد

چه ساده دلانه گرد هم آمده بودند این به اصطلاح حامیان جوان محمد خاتمی . شلوغی سالن و همهمه جمعیت یادوآور همه گردهمایی های قبلی اصلاح طلبان بود .این شلوغی و بی نظمی عذاب آور نخستین تاثیرش ،پرخاش جو کردن جمعیت است . جمعیت پرخاش جو آداب شهروندی سرش نمی شود . بر سر دیگران داد می کشد تا حرفش را به کرسی بنشاند . پدیده پرخاش جویی برای کسی که در ایران زندگی کرده البته اتفاقی طبیعی است .
اما اتفاق تلخی است وقتی جمعیت پرخاش جو ، از قشر مدعیان فرهنگ شهروندی باشند و اصلا دور هم جمع شده باشند تا برای کاندیداهای شورای شهر هورا بکشند و مثلا از حقوق شهروندی دفاع کنند .
از آن جا که شورای شهر بیشتر نهادی است اجتماعی ، از جنبه های سیاسی گردهمایی جوانان حامی خاتمی فعلا می گذرم تا آشفتگی ذهنی قشر حامیان خاتمی بیشتر به چشم آید .
آنانی که در گردهمایی هواداران خاتمی دیدم ، برای خاتمی هورا می کشیدند اما خیلی هاشان زیر لب غرولند می کردند که \"این مرتیکه\" باز سر کارشان گذاشته . به جرات می توانم بگویم کلمه \" ابن مرنیکه \" را از دهان دستکم 10 نفری از شرکت کنندگان شنیدم . چه آنان که پشت در مانده بودند و چه آنان که از فشار جمعیت درمانده شده بودند .
جوان ترها صبورتر بودند .اما آنان که تجربه زیست سیاسی در دوران 8 ساله خاتمی را داشتند ، بیشتر غرولند می کردند. این ها شاید حاشیه های به ظاهر بی اهمیتی باشد بر گردهمایی ای که قرار است اصلاح طلبان آن را در بوق و کرنا کنند ، برای رای آوردن . اما حاشیه ها واقعا بر متن غلبه داشتند . مهم ترینش این که در طول مراسم ، جمعیت با فریادهای \" خاتمی ، خاتمی \" به طولانی شدن زمان سخنرانی اعضای ستاد اصلاحات اعتراض داشتند و خواهان آن بودند که خاتمی زودتر پشت تریبون برود . اما وقتی خاتمی پشت تریبون رفت دیگر از تشویق های پیاپی خبری نشد و جمعیت از میانه های صحبت خاتمی سالن را آرام آرام ترک کردند . آن شور و شوق برای شنیدن سخنان خاتمی به شکلی آنی فرو نشست و اکثر کسانی که از سالن خارج می شدند ، ناراضی بودند از نحوه سخن گفتن تکراری خاتمی. گویی که انتظار سخنانی تازه از او داشتند ، یا خاتمی را خوب نشناخته بودند .
حاشیه ای دیگر که عمق پارادوکس فکری حامیان جوان خاتمی را بهتر نشان داد ، وقتی عیان شد که کلیپی از عکس های تحولات هشت ساله دوران خاتمی نظیر برکناری عبدالله نوری ؛ غلامحسین کرباسچی ، وقایع 18 تیر ، برکناری عطا الله مهاجرانی ، دادگاه اکبر گنجی ، مراسم سالگرد فروهرها ، بازگشت شیرین عبادی پس از دریافت جایزه صلح نوبل ، ترور حجاریان و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم پخش شد .
جمعیت با دیدن هر کدام از این تصاویر به نشانه همراهی هورا می کشیدند اما بلند ترین هوراها زمانی سر د اده شد که تصویر اکبر گنجی ، مراسم سالگرد فروهر ها وعکس شیرین عبادی پخش شد .
از این هورا کشیدن های جالب توجه می توان نشانه شناسی کرد . دریاقت که جمعیت جوانی که به عنوان حامی خاتمی جمع شده تا به لیست مورد حمایت او در انتخابات شورای شهر رای دهد یا خاتمی را نشناخته یا گنجی و فروهر ها و عبادی را .
با این همه چشم ائتلاف انتخاباتی اصلاح طلبان به همین جمعیت جوان است تا چون سیاه لشکر ، روز انتخابات به دادشان برسد . جمعیت جوانی که فرق گنجی و خاتمی را نمی داد و در همایش حامیان خاتمی ؛ برای گنحی بیشتر از خاتمی هورا می کشد.