(حاشیه ای بر انتشار نامه محرمانه پذیرش قطعنامه ( یک تاریخ شکست
م-ت : تقریبا تمام جنگ هایی که که ایران طی دو قرن اخیر از سر گذرانده ، توام با پذیرش شکست و تسلیم بوده است . از دوره فتحعلی شاه به بعد دیگر هیچ کارزار جدی را نمی توان سراغ گرفت که ایران پیروزش شده باشد و دشمن را به زانو در آورده باشد . لاجرم تکه هایی از خاک کشور از دست رفته و هر کدام اکنون کشوری مستقل شده است.
جنگ ها با تمام مصیبت هایی که بر حیات مدنی و فرهنگ عمومی جامعه ایران وارد کرده اند ، نتوانسته اند دستکم غرور ملی و تعصب میهنی را تقویت کنند چرا که همیشه این جنگ ها منتهی به شکست و سرخوردگی فاجعه باری شده و مرده ریگ غرور ایرانی بر جا مانده از عهد باستان را هم در معرض نابودی قرار داده اند.
ایرانی ها هر چقدر هم که انسانهای ناسیونالیست و وطن پرستی باشند نمی توانند از زیر بار شکست های تاریخیشان شانه خالی کنند و ناچارند بپذیرند که به گواه تاریخ ملت شکست خورده ای هستند .
آنها نه تنها در عرصه کارزار نظامی هر بار به گونه ای بیرق های سفید را به نشانه تسلیم بالا برده اند بلکه به دلیل اقتصاد نحیف و بی رمق و سیاستمداران نابه کار در نهایت دست به دامان دشمنانشان شده اند .
ایرانی، امروز تاریخی را یدک می کشد که با اندکی اغماض سراسر از شکست است . شکست از یونانی ها ، شکست از عرب ها ، شکست از ترک ها ، شکست از مغول ها ، شکست از افغان ها ، شکست از روس ها ،شکست از قفقازی ها .
تاریخ بی رحمانه جلوی چشم ناسیونالیست های ایرانی قرار دارد .اگر از نادر و آقامحمد خان که خود جنایت کارانی بزرگ بوده اند و مایه شرمساری بشریت اند بگذریم ، تاریخ ایران حماسه ای به همراه ندارد . حماسه هایش در افسانه های فردوسی خلاصه می شود و رستمش هم یلی یک لا قبا از اهالی سیستان می شود .
با این تاریخ لبریز از شکست ، خود فریبی است اگر خیال کنیم که در واپسین جنگ یعنی جنگ با عراق پیروز میدان بوده ایم .
حتی اگر بنیان گذار انقلاب اسلامی پذیرش قطعنامه آتش بس را به نوشیدن جام زهر تشبیه نمی کرد باز هم مشخص بود که ایران با صدها هزار کشته با صدها هزار مجروح و ملتی دردمند و فرو رفته در حزن ، با سرمایه های فنا شده در راه جنگ پیروز میدان نبوده است.
امروز هم که هاشمی رفسنجانی برگی از تاریخ را بیرون کشیده و نامه محرمانه بینان گذار انقلاب به سران لشکری را منتشر کرده باز هم چیزی عوض نشده است . چرا که در ورای همه این دعوای سیاسی ، هم از آن اول معلوم بود که پذیرش قطعنامه معنی پیروزی را نمی دهد . 8 سال ستیز و جنگ با این همه محنت و در پایان پذیرش آتش بس بی دستاوردی درخور.
با این همه امروز دیگر زمان این حرف ها نیست . تاریخ پر محنت ایرانی با تمام شکست هایش در لابلای کتاب های تاریخی جا خوش کرده است اما برای نسل فعلی و نسل های آینده مصیبت بار است اگر به کج راهه گذشتگان گام بگذراند و با کوبیدن بر طبل جنگ ، بر شکست های این سرزمین بیافزایند و به قربانیان تازه تبدیل شوند .
جنگ ها با تمام مصیبت هایی که بر حیات مدنی و فرهنگ عمومی جامعه ایران وارد کرده اند ، نتوانسته اند دستکم غرور ملی و تعصب میهنی را تقویت کنند چرا که همیشه این جنگ ها منتهی به شکست و سرخوردگی فاجعه باری شده و مرده ریگ غرور ایرانی بر جا مانده از عهد باستان را هم در معرض نابودی قرار داده اند.
ایرانی ها هر چقدر هم که انسانهای ناسیونالیست و وطن پرستی باشند نمی توانند از زیر بار شکست های تاریخیشان شانه خالی کنند و ناچارند بپذیرند که به گواه تاریخ ملت شکست خورده ای هستند .
آنها نه تنها در عرصه کارزار نظامی هر بار به گونه ای بیرق های سفید را به نشانه تسلیم بالا برده اند بلکه به دلیل اقتصاد نحیف و بی رمق و سیاستمداران نابه کار در نهایت دست به دامان دشمنانشان شده اند .
ایرانی، امروز تاریخی را یدک می کشد که با اندکی اغماض سراسر از شکست است . شکست از یونانی ها ، شکست از عرب ها ، شکست از ترک ها ، شکست از مغول ها ، شکست از افغان ها ، شکست از روس ها ،شکست از قفقازی ها .
تاریخ بی رحمانه جلوی چشم ناسیونالیست های ایرانی قرار دارد .اگر از نادر و آقامحمد خان که خود جنایت کارانی بزرگ بوده اند و مایه شرمساری بشریت اند بگذریم ، تاریخ ایران حماسه ای به همراه ندارد . حماسه هایش در افسانه های فردوسی خلاصه می شود و رستمش هم یلی یک لا قبا از اهالی سیستان می شود .
با این تاریخ لبریز از شکست ، خود فریبی است اگر خیال کنیم که در واپسین جنگ یعنی جنگ با عراق پیروز میدان بوده ایم .
حتی اگر بنیان گذار انقلاب اسلامی پذیرش قطعنامه آتش بس را به نوشیدن جام زهر تشبیه نمی کرد باز هم مشخص بود که ایران با صدها هزار کشته با صدها هزار مجروح و ملتی دردمند و فرو رفته در حزن ، با سرمایه های فنا شده در راه جنگ پیروز میدان نبوده است.
امروز هم که هاشمی رفسنجانی برگی از تاریخ را بیرون کشیده و نامه محرمانه بینان گذار انقلاب به سران لشکری را منتشر کرده باز هم چیزی عوض نشده است . چرا که در ورای همه این دعوای سیاسی ، هم از آن اول معلوم بود که پذیرش قطعنامه معنی پیروزی را نمی دهد . 8 سال ستیز و جنگ با این همه محنت و در پایان پذیرش آتش بس بی دستاوردی درخور.
با این همه امروز دیگر زمان این حرف ها نیست . تاریخ پر محنت ایرانی با تمام شکست هایش در لابلای کتاب های تاریخی جا خوش کرده است اما برای نسل فعلی و نسل های آینده مصیبت بار است اگر به کج راهه گذشتگان گام بگذراند و با کوبیدن بر طبل جنگ ، بر شکست های این سرزمین بیافزایند و به قربانیان تازه تبدیل شوند .
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/22