۲۱ شهریور ۸۵

خاک مرگ در تحریریه شرق

خاک مرده انگار پاشیده بودند به تحریریه شرق. غروب روز توقیف.
از خیابان یزدان پناه که محل روزنامه کارگزاران است تا خیابان گلشهر ، که خانه بچه های شرق بود ، سه چهار، چهار راه بیشتر فاصله نیست اما همین چند چهار راه حکم فرسنگ ها را پیدا می کند وقتی قرار است به دیدار چهره های مایوس و مات تحریریه قدم بگذاری .
تحریریه برای تمام کسانی که به اصطلاح بزرگان خاکش را خورده اند محل تحرک است و نشاط. منبع صداست و صدا به صدا نمی رسد گاهی که خبری دست اول در فضای آن می پیچد . اما تحریریه می تواند محل سکوت هم باشد وقتی خبر فاجعه از راه می رسد . خبر مرگ . خبر توقیف.
تحریریه به تابوت بزرگ تبدیل می شود و صدای شیپوری نامیمون در فضا می پیچد .
برای روزنامه نگاری که به خبرهای بد عادت کرده ، در سرزمین بد ، مرگ یک نشریه چیز غریبی نباید باشد اما این غربت دنباله دار، دیگر دل و دماغی برای قلم زدن باقی نگذاشته است .
انگار که با دست و پای بسته در استخر شنا کنی و بخواهی از شنا کردن لذت ببری.
از آن دوستانی که می شناسمسان در تحریریه شرق، به طور قطع چند نفری بار سفر می بندند به جایی دور دست ، چند نفری برای همیشه وداع می کنند با نوشتن و چندی نیز پناهنده نشریات باقی مانده می شوند . اما شبح توقیف کوبه دیگر روزنامه ها را هم خواهد کوبید و چون شتر مرگ سرانجام جلوی هر روزنامه نیمه مستقلی خواهد خوابید.
این داستان 100 سال روزنامه نگاری این سرزمین است و آنقدر آشناست که کسی را بهت زده نمی کند .

روایت از درون:روز دوم توقیف شرق
زندگی در تعلیق
:TrackBack URL for this entry
http://www.mahjad.net/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/12
نظرات شما:

1 آيدين :
آيا ميداني كه بسياري در اين كشور روزنامه نداشتند و ندارند و شايد نخواهند داشت!؟ ولي آرزو دارند ...
خوندم. واقعا نميدونم چي بگم. واقعا نميدونم.
Buy eve online isk, eve online isk